این
نوشتار به فاجعه مرگ عیسی میرشکاری در ماناسلو در بهار 1390 می پردازد. پیش از شروع اصل مطلب به عنوان مقدمه چند نکته
را می بایست یادآور شوم.
1-
نتیجه نهایی
این سطور به طور خلاصه چنین است:
مرگ
عیسی میر شکاری یک حادثه ناشی از کوه و کوهنوردی نیست و ربطی به خطرات کوهستان
ندارد، بلکه یک تراژدی ناشی از خطاهای متعدد انسانی است.
2-
حال با توجه
به خلاصه این گزارش اگربه نظر شما خواننده محترم؛ گذشته ها گذشته و نوشتن این سطور
بازگو کردن مکرّرات است و کش دادن بی دلیل امری آشکار، و سبب باز گرداندن عیسی به
زندگی نمیشود، بهتر است که ذهن خود را مشوش نکنید و همین جا از ادامه خواندن دست
بکشید.
3-
قصد من به
هیچ وجه قهرمان سازی از خودم یا فرد دیگر و از طرف دیگر تخریب قهرمانان پر افتخار کشورم نیست. عملکرد من و هر فرد دیگر از ما
قهرمان میسازد و گرنه هیچکس تاکنون با تعریف از خود قهرمان نشده است.
4-
تحت هیچ
شرایطی قصد زیر سوال بردن زحمات افراد گوناگون و صعودهای ارزشمند افراد به قلل
مختلف را ندارم.
5-
همچنین به
اطلاع می رسانم که اینجانب به هیچ وجه ضد زن نیستم و قصد زیر سوٌال بردن افتخارات
بانوان کشور را ندارم. اساساً اعتقادی به
تفکیک جنسیتی در هیچ کجا ندارم و معتقدم کسانی که پا به کوهستان و به خصوص هیمالیا
میگذارند را باید ورای نگاه جنسیتی در نظر گرفت. هر خانمی که پا به این عرصه می گذارد
حتماً مدتهاست که از این مرزهای جنسیتی عبور کرده است.
6-
در طول
رخداد این فاجعه اینجانب و دوستان همنوردم از فاصله ای دورتر در جریان لحظه به
لحظه امور بودیم و سعی نمودیم که تا حد امکان در صورت عدم اطلاع مستقیم، نبود
اطلاعات مفید را از طریق افراد دیگر جبران نماییم. همچنین بعد از بازگشت به ایران،
سعی در جمع آوری همه نقل قول ها و روایتها شد تا اگر اشتباهی در برداشت ما وجود
دارد اصلاح شود. یکی از علل تاًخیر در تنظیم این مطلب همین امر است.
7-
قضاوت نهایی
بر عهده خواننده محترم و پیگیر است که این روایت از فاجعه تا چه حد به واقعیت
نزدیکتر است.
8-
میگویند که
اگر قرار باشد که ایرانیان انقلابی در صنعت بوجود آورند، از نو دوباره چرخ را
اختراع خواهند کرد!؟!؟ تجربه گریزی ما امری آشکار و غیر قابل انکار است. مشابه مرگ
عیسی میرشکاری در تاریخچه بسیار کوتاه هیمالیا نوردی ایرانیان از تعداد انگشتان
دست فراتر رفته است و به نظر میرسد که با توجه به جو فعلی، این روند تغییری نخواهد
کرد مگر اینکه اراده ای همگانی در جهت پیشگیری از این فجایع بوجود آید.
9-
به اعتقاد
من اگر قرار بر تغییر روند موجود است مسئولین محترم فدراسیون کوهنوردی در خط مقدم
این امر قرار دارند. سالهاست که کمیته بررسی سوانح تشکیل شده و انصافاً موشکافانه
حوادث رخ داده توسط افراد خبره و صاحب نظر بررسی شده است ولی دریغ از یک گزارش
منتشر شده جهت اطلاع و عبرت عموم؟
10-
در این
فاجعه یک جوان 26 ساله از دست رفته است.اگر چه جان برای ما ارزش چندانی ندارد و
سالیانه حدود 25000 نفر فقط در سوانح رانندگی جان خود را از دست می دهند؛ ولی دوستانی
که از دور شعارهای بسیار زیبا می دهید و کوهستان را عجین با این حوادث میدانید و
معتقد هستید که باید نگاه به پیش رو داشت و به فردا نگریست؛ فقط تصور بفرمایید که
این رخداد برای یکی از عزیزان شما رخ داده بود؛ آیا باز هم با جمله "کوه همینه دیگه" از کنارش میگذشتید؟؟
11-
یکی از
دلایل من برای پیگیری این موضوع تلاش یرای زدودن این اتهام ناروا از دامن پاک
کوهستان است. اگر بی رحمی هست و اگر خطری هست، بیش از همه در میان خود ما انسانها
است. لطفاً خطاها و ناجوانمردی های خود را به پای کوهستان ننویسیم.این حداقل لطفی
است که در حق این موجود می کنیم.
12-
همه انسانها
اشتباه می کنند ولی فقط بعضی از آنها
اشتباه خود را می پذیرند و سعی در تجربه اندوزی از آن دارند. امیدوارم که بتوانیم
با نقد اشتباهات یکدیگر و پذیرش این نقدها و البته کمی با هم مهربان تر بودن؛ اشتباهات کمتری
مرتکب شویم.
13-
سعی من در
این گزارش این است که بیشتر به عنوان یک کوهنورد به موضوع نگاه کنم تا یک پزشک.
14-
در طول متن
هر کجا که نقل قول مستقیم یا با واسطه از فردی شده است ، آن عبارت داخل گیومه " "
قرار دارد.
15-
از همه
اساتید، پیشکسوتان و صاحب نظران محترم تقاضا دارم که اینجانب را از نقد خود بی
نصیب نسازند. لطفاً نظرات خود را با اینجانب با آدرس پست الکترونیک زیر در میان
بگذارند. abehpour@hotmail.com