پیتزا داود
اواسط دهه 70 توی گروه آرش برای خودمون تیمی را تشکیل داده
بودیم متشکل از چند تا جوون علاقمند به کوه و سنگنوردی. هر کدوم هم اسمی مستعار داشتیم (که نمیگم).
حسین، اسماعیل، غلام، مجید، محمد، مهدی و ... که عمدتن
سنگنورد و البته از نوع دیواره نوردش بودن.
عصرای سه شنبه که جلسه گروه تشکیل می شد بیرون دفتر کوچیک
آرش وای میسادیم و برنامه آخر هفته رو میریختیم و شاید هم برنامه آخر ماه و یا
زمستان اون سال رو!
تابستون و پائیز پاتق آخر هفته بچه ها پل خواب بود، وسط
هفته ها هم یا بندیخچال و یا بعد از ظهرها پای سنگ لوله بالای دربند.
اما پاتوق جلسات تیمی ما بعد از جلسه گروه آرش هر هفته
پیتزا داود بود و بس.
به محض تموم شدن جلسه حدودای ساعت 8 یا 9 هر کی موتور داشت
یکی دو نفر را میشوند ترکش و می رفتیم سمت پیتزا داود.
محل پیتزا داود کنار سفارت فرانسه توی کوچه بن بست لولاگره.
البته یکی از مهمترین دلایل پاتوق شدن پیتزا داود حضور دوست کوهنوردمون حسین صدام
بود که اونجا کار می کرد و بچه ها رو با آقا داود و پیتزا فروشیش آشنا کرده بود.
آقا داود به محض اومدن کوهنوردا زنگ بالای یخچالش رو به صدا
در می آورد و بهمون خوش آمد می گفت. بعدش همون داستان قدیمی ریختن کالباسهای خشک
بر روی فویل و فلفل سبز و آویشن تا پیتزاهامون حاضر بشه و...
پیتزا داود تا سالها پاتوق سه شنبه های بچه ها بود تا اینکه
هرکس به نحوی افتاد دنبال زندگی و ...
اما آقا داود هنوزم توی لولاگره و تقریبن شده بخشی از میراث
فرهنگی این شهر و اون منطقه، البته نباید از ماشین آریا و داستان خرید ماشین و
پیتزا فروشیش هم به راحتی گذشت.
"پیتزا داود" اولین پیتزا فروشی ایران بوده و هنوزم گاه گداری
با گذر از اون محله و کوچه، به عشق کالباس خشکاش و اون زنگ خالی بندای بالای یخچالش!
سری بهش میزنم تا هم یادی کرده باشم از پیتزا فروشی آقا داود و هم بیاد بیارم
دوستایی رو که تا پاسی از شب باهاشون اونجا می نشستیم و از برنامه ها می گفتیم، دوستایی که بعضی هاشون دیگه در جمع ما نیستند.
یادش به خیر...
3 نظرات:
چقدر زیبا
سلام
مطلب زیباییه.رد پای بعضی رفاقتها تا ابد در زندگی ما میمونه.
روح تمامی رفتگان شاد.
سلام آقا رضا
جای توپیه با اینکه خیلی ساده اس اما انرژی مثبتی داره
خاطره ها خیلی زیبان
شاد باشین استاد
ارسال يک نظر