پنجشنبه ۳۰ دسامبر ۲۰۱۰

درست مثل عین اله


درست مثل عین اله
تو رودبارک عین اله رو دیدیم، می لنگید و قاطرهاش رو هی می کرد. وقتی ما رو لای گل و خاک دید داد زد شما آدم نمیشید، آخه الان هم موقع علم کوهه، از غدیر که بالاتر نمیشید، چرا نمیرید سراغ زندگیتون، غر میزد و می رفت تا از دیدمون خارج شد.
بهمن 80 بود و من به یاد اون روز افتادم که میگفت: تو غدیری آره تو غدیری ... شهریور 75 عین اله داد میزد: تو غدیری! تو غدیری!، پسر میدونی چند ساله ندیدمت؟! تو غدیری! و غدیر میخندید.غدیر تازه از کانادا اومده بود. رفته بودیم دنبال عین اله قاطر کرایه کنیم برای بردن بارهامون به علم چال.
غدیر میخواست با حسین سیاه (هیزمکار) رو مسیر حسین کار کنه. اونها بخاطر کشوندن قاطر شهرام پسر عین اله از اول میان سه چال تا علم چال مورد خشم قرار گرفتند و عین اله پیغام داد مگر دستم به غدیر نرسه بهش بگید از سه هزار برگرده پائین تا نبینمش. اون سال کامران از دیواره پرت شد و عین اله از تقصیر قدیر و حسین گذشت ...

اما بعد از اون هربار عین اله رو میدیدم یاد غدیر روی میکرد و میگفت: خدارحمتش کنه داشت قاطرم رو به کشتن میداد!
خدا رحمتشون کنه

اما امروز با خوندن وبلاگها(+++++++) و دیدن خاطرات عین اله با خودم فکر میکردم برای اینکه توی دلها جا بگیریم دلیلی نداره دنبال صعودهای شاخص باشیم، کافیه آدم خوبی باشیم و عاشق کوهها. حالا اگر باربر علم کوه هم باشیم همه ازمون یاد میکنن. درست مثل مش عین اله.

1 نظرات:

تبریز کلایمب گفت...

با عرض سلام
آقای زارعی در قسمت وبلاگ های به روز شده مطلب : به نقل از رضا زارعی را بنده در وبلاگ خود گذاشته و اصلا در وبلاگ چرا کوهنوردی...؟ این مطلب موجود نمی باشد
با تشکر فراز قیصری از وبلاگ تبریز کلایمب