بازهم راه سازی در دماوند!
پس از تخریب های متوالی در دامنه کوه دماوند از قبیل معدن کاوی، آسفالت کاری، جاده سازی، پناهگاه سازی و ... توسط نهادها و سازمانهای غالبن دولتی و یا وابسته به دولت ظاهرن اینبار نوبت به مدعیان اصیل کوهنوردی رسیده تا به نوعی با طرحی نو کوه اسطوره ای دماوند را تخریب نمایند.
متاسفانه از دماوند اخبار تلخی به گوش می رسد که حکایت از راه سازی میان دو پناهگاه بارگاه سوم در مسیر جنوبی و سیمرغ در غرب دماوند دارد!
این افراد که چند سال قبل با ساخت جاده در مسیر غربی و ساخت پناهگاه در جبهه غربی به نوعی غرب دماوند را به زباله دانی تبدیل نمودند!، پس از مواجهه به مخالفتهای کوهنوردان در ساخت پناهگاه یال داغ اینبار در صدد ساخت جاده ای مال رو میان پناهگاه جنوبی و سیمرغ بر آمده اند. این افراد پر ادعا که به نحوی خود را پیشکسوت این ورزش میدانند با چنین طرحهای مخربی، از روی نادانی کمر به نابودی کوه دماوند بسته اند. اینک بر همه علاقمندان به طبیعت بویژه عاشقان کوه اسطوره ای دماوند است تا دگر بار با ایجاد موجی از مخالفت از نابودی طبیعت آن منطقه جلوگیری نمایند.
پی نوشت: دور نخواهد بود آنزمان که بجای بوی گوگرد در دماوند از استنشاق دود خودروها و بوی تعفن گازوئیل حالت تهوع بمان دست دهد!
و دور نخواهد آن روزی که بجای دیدن شقایقها به تماشای کابینهای تله کابین بنشینیم.
بر همگان است تا حداقل با فریادی داد این کوه را بستانند.
و بخوانيد:
بار دیگر تخریب؛ بار دیگر «دماوند»!
13 نظرات:
سلام
خبری که دادید بسیار کوتاه و موجز و به ناگزیر نامفهوم است.
اگر امکان دارد موضع را دقیقتر به اطلاع برسانید
با تشکر
سلام زارعي عزيز.
نميدانم چه بايد گفت؟ به كجاي اين سرزمين بايد گفت متاسفم؟به هر سمتي كه نگاه مي كني آه و افسوس و شايد و...
انگار عده اي نشسته اند و به تخريب و ويراني دماند فكر مي كنند...نه دماوند به طبيعت و ...
خواستم شير كنم ولي نشد...
وبلاگ شعر كوه هم با شعر طناب انفرادي به روز است كه به شب شبيه تر است...!!
باعث تاسفه .بزودی صعودکارگران استان تهران ازهردوجبهه یادشده انجام خواهدشدامیدواریم این عزیزان هرکاری که ازدستشان برمی آیدبرای مقابله بااین تخریب جدیدانجام دهند. تشکرازاطلاع رسانی شما.
سلام
تا آنجا که میدانم آن که گفتید یک پاکوب جدید است نه راه
حالا مسئله این است که پاکوب جدید درست کردن خوب است یا بد؟
این وسط یک تیغ دو لبه داریم: از یک طرف ما میخواهیم کوه برویم و از طرف دیگر نباید در محیط زیست دست ببریم.
دست نبردن در محیط زیست و در عین حال استفاده از آن غیر ممکن می نماید. این نظری افراطی است که بگویم میخواهیم از طبیعت استفاده کنیم ولی هیچ و هیچ تغییری در آن انجام ندهیم. این غیر ممکن است. حضو ما در طبیعت خودش برهم زننده ی نظم آن هست و هرچقدرهم تلاش کنیم ما تاثیر خودمان را ولو اندک بر روی آن خواهیم گذاشت. با جابجا کردن یک سنگ، با آتش روشن کردن، با چادر زدن، با راه رفتنمان. شما که حتما این چیزها را در کلاس های طبیعت گردی آموخته اید.
من فکر میکنم درست تر این است که بگویم باید حداقل تغییر ممکن را بوجود بیاوریم و کمترین بی نظمی را ایجاد کنیم.
این از بحث کلی. ولی در مورد همین موضوع خاص باید بگویم که اگر شما نظرتان این است که ایجاد یک پاکوب درارتفاع 4100 متری (یعنی جایی که نه مردم عادی که فقط کوهنوردها میایند. دقت کنید که این نکته ی مهمی است) باعث میشود که دماوند لطمه بخورد باید بگویم پس شما لطف کنید دیگر اصلا دماوند نروید. والا همین جوری ده ها پاکوب در دماوند درست شده فقط به خاطر صعود کوهنوردانی امثال من و شما. شما اگر اینگونه نگران این موضوع هستید دیگر اصلا نباید پایتان را در کوه بگذارید. من فکر میکنم کمی باید در این مورد فکر کنید. چون واقعا این مسیر هیچ فرقی با مسیر های صعود مثلا دره گزنک یا حاجی دلا تا تخت فریدون یا ناندل به پناهگاه 4هزار شمالی یا مسجد صاحب الزمان تا بارگاه و ... ندارد. به خصوص که به خاطر انبوه کوهنوردانی که به دماوند می ایند با افزایش مسیرهای فرعی و کنارگذر در اطراف این مسیرها روبرو هستیم. پس با توجه به ایده ی شما کلا باید کوهنوردی درش تخته شود. من فکر میکنم این دیدگاه کمی افراطی است. البته که من هم نگران هجمه ی کوهنوردانی هستم که گه گاه حتی با تیم های چند صد نفره و حتی چند هزار نفره منطقه را مورد لطف خودشان قرار میدهند. ولی فکر میکنم باید چاره ی دیگری اندیشید.
در مورد آن نکته هم که در بالا گفتم یعنی این که این پاکوب در ارتفاع 4100 متری است و فقط کوهنوردان بهش دسترسی دارند باید اضافه کنم: با توجه به اینکه به وضوح می توان گفت فرهنگ همراهی با طبیعت نزد قاطبه ی مردم ما وجود ندارد، ایجاد دسترسی ها و فراهم آوردن امکاناتی نظیر جاده، پناهگاه، پاکوب و ... در طبیعت ایران کاری است بس نادرست. فراهم آوردن این امکانات به خودی خود به هیچ وجه بد نیست مسئله این است که زیر ساختش مهیا نیست. در شرایط فعلی مهیا بودن هر کدام از این تسهیلات مساوی با نابودی آن خطه توسط ملت شریفمان خواهد بود. در مورد این پاکوب هم خدا را شکر میگوییم در جایی ساخته شده که مردم به آن دسترسی ندارند و فقط طبیعت دوستان می توانند از مزایای آن بهره ببرند. ولی مسئله ی مصیبت بار دقیقا همین جاست. همان چیزی که شما را هم نگران کرده. کوهنوردان ما هم به طبیعت ستیزها بدل می شوند. و وجود این امکانات آن ها را در هرچه نابودتر کردن منطقه یاری میدهد. آقای زارعی عزیر من هم نگران این موضوع هستم ولی این جا دیگر مشکل آن پاکوب نیست. مشکل خود ماییم. وقتی طبیعت گردها که خود ما باشیم نمیتوانیم از طبیعت پاسداری کنیم شما میخواهید داد دماوند را به کدام دادگاه ببرید، شما از دماوند برای کسانی سخن میگویید که خود به آن نیک روا نداشته اند. حال با وقوف بر این مشکل که کثیری از جماعت طبیعت گرد ما خودشان به فکر طبیعت نیستند، اگر همچنان شما بر نظر خود پایبندید باید بگویم اگر موافقید بهتر است شما مانع کوه رفتن این جماعت شوید که ضررش بسیار و بسیار بیشتر از احداث یک پاکوب است که آن هم گفتم از نظر من به خودی خود، به خصوص در آن ارتفاع، ایرادی اساسی ندارد. ولی مسئله این است که این راهکار به نظر هم غیر عملی است هم غیر منطقی. چاره چیز دیگری است. نمیدانم چه. شاید ایجاد یک موج فرهنگ سازی عظیم، یا تشکیل پلیس کوهستان که میتوانند امثال خود شما و من باشیم، مقرر کردن جریمه های سنگین برای متخطیان یا از همه مهمتر تشکیل یک نهاد رسمی که بر همه ی این موارد نظارت مستقیم کند و اصلا کارش فقط این باشد. نمیدانم راهش چیست ولی هر چه هست فکر نمیکنم این باشد که شما گفتید. این که دلسوزید عالیست ولی من به عنوان یک طبیعت دوست وقتی این نظر شما را می شونم در جوابش باید بگویم پس لطف کنید دیگر کوه نروید و نگذارید کس دیگری هم برود که اگر این نکنید با گفته ی خود در تناقضید.
این نظر من است و ادعایی در درست بودن حتمی اش ندارم. اگر اشتباه میکنم لطفا مرا متوجه ام کنید.
Mehdi_madani21@yahoo.com
سلام جناب مدنی
از توجه و لطفتان سپاسگذارم.
در این مورد تنها به یک نکته اشاره میکنم.
مسیری که ایجاد شده ورای یک راه پاکوب و مالرو می باشد که به طور معمول پس از کوهپیمائی های متداول ایجاد می شود و به جاده های تندرستی شباهت دارد که شهرداری در مسیرهایی نظیر کلک چال به دارآباد ایجاد نموده. ضمن آنکه بزرگترین مشکل این راه ایجاد شده ساخت آن در مکانی غیر متعارف است که تا کنون اشتیاقی از سوی کوهنوردان برای طی نمودن آن صورت نگرفته است!
گرچه ساخت این نوع راه تفاوتی هم نمی کند در چه مسیر و راهی باشد و در کل باید این نوع تفکر برچیده شود.
باز هم از بیان دیدگاهتان سپاسگذارم
زارعی
جناب آقای زارعی. سلام یک سوال دارم اونم اینکه شما که میگین این جاده به جاده ی تندرستی شباهت داره حتما خودتون از مسیر عبور کردین و بالا رفتین و دیدین که مسیر چگونه است . و احتمالا عکسی هم باید گرفته باشین . ازتون خواهش می کنم که عکساتون رو و اگر نه اطلاعات بیشترتون رو از این جاده در اختیار ما بزارین . ممنون
دوست بزرگوار و جویای تصویرم، اینها نقل اظهارات ...هایی بود که چنین هدفی را پیشه کرده بودند. قطعن اگر چنین سراسیمه و بی خبر بدنبال این تخریب نبودند پیش از آنکه دستشان به کار بیاید تصاویر خبتشان را تقدیم می نمودم.
حال چاره ای ندارید تا برای تماشا خود قبول زحمت نموده به بالا گز کنید. دوربین فراموشتان نشود.
سلام جناب زارعي.
اگر چنين راهي بين دو پناهگاه (در ارتفاعي بالاي 4000 متر) ساخته شود ناگزير از عبور از از يخچالها و دره هاي ريزشي و عبور از صخره ها در يالها خواهد بود. صرف نظر از هزينه گزاف چنين طرحي كه سالانه مورد استفاده تعداد انگشت شماري كوهنورد بيشتر نخواهد بود (كه آنرا غير قابل توجيه مي كند) ظرف كمتر از يكسال، محيط خشن دماوند قسمتهاي زيادي از آن را از بين ببرد و عمرش به سال نخواهد كشيد.
من شنيدم پناهگاه دارآباد در حال جمع آوري است. بهتر نيست اين دوستان توجه خود را به آن معطوف نمايند و مسيري پيشنهاد دهند كه هم دهان ارتش بسته شود و هم دارآباد براي كوهنوردان حفظ شود؟
با سلام!
ضمن تشكر از اطلاع رساني شما همزمان اخبار "بيست و سي" (!) بايد به خدمتتان عرض كنم كه :
بنده اين راه را كه مي گوييد رفتم!رد كلنگي بيش نيست و اصلا مال (خر و الاغ و ..) توانايي عبور از اين پا كوب را ندارند.
يال چالچال تماما دست نخورده مانده و فقط با رنگ مسير علامت گذاري شده.
مسير از بعد از يال چالچال وارد شن اسكي مي شود و فقط كوهنورد نسبتا توانا مي تواند اين مسير را عبور كند.
اتفاقا اين مسير يكي از زيبا ترين مسير هاي دماوند است و اين امكان را براي كوهنورد ميسر مي سازد تا از شر پناهگاه جنوبي به پناهگاه غربي پناه ببرد.
در نهايت ذكر اين نكته را واجب مي دانم بهتر است قبل اين دلسوزي هاي شرقي مابانه ابتدا از مسير تركينگ بازديد فرماييد و سپس در جهت "فرهنگسازي حفظ محيط زيست(!)" "گام" برداريد... اين شيوه ي برخورد شما مرا به ياد جمله ي "حجاب مصونيت است، نه محدوديت" مي اندازد
جناب آقاي شاه سياه گرانقدر
اينكه صنعت كاري و فكري شما هنر است موجب شده تا اين حد ظريف و زودرنج باشيد. برادر بزرگوار خصوصياتي كه مي فرمائيد هماني است كه دو دهه قبل و درست پيش از خرابكاري دوستانتان در جبهه غربي دماوند، آن مسير بكر از آن برخوردار بود و اينك تفكرات چيپ عده اي در ساخت پناهگاه آن سامان غربي را به زباله داني تبديل نموده (در اين مورد حتمن آن خط رد كلنگ و گچ را طي نموده و ديده ايد، البته اگر چشمانتان را بر واقعيات آن نبسته باشيد!)
ضمن انكه دليل اصلي مخالفتهاي صورت گرفته زيبا و بكر بودن اين مسير است كه بيم حضور چون شما گردشگران و البته شكارچيان مي تواند آنرا به زباله داني ديگر بدل سازد. لطفن مهر و محبتتان را تنها نثار اطراف خانه شهريتان سازيد و دست از سر دماوند برداريد.
زارعي
http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=147301
جناب شاه سياه عزيز
گفتگويتان را پيشتر هم خوانده بودم.
مطالب ابراز شده كاملن بي منطق و توجيح عملي است خودسرانه.
براستي كدام آدم عاقلي حاضر است براي امداد از مسير بارگاه سوم خود را به سيمرغ برساند و يا فرد مصدومي را از سيمرغ به بارگاه سوم ببرد كه حتي اگر چنين خبطي را مرتكب شود از بارگاه تا گوسفند سرا خود ساعتها را است!
اين درحالي است كه دسترسي به پاركينگ غربي تنها يك ساعت زمان دارد!
ظاهرن طرف حساب خود را هالو فرض نموده ايد كه اينچنين به توجيه تخربتان مي پردازيد!.
دوست عزيز توسعه و نياز روز آن نيست كه به ميل چند نفر راهي (هرچند به قول شما باريك و نيم متري) احداث شود تا چند نفر چون شما تحصيل كرده براي صرف چاشت روزانه تان (آنهم سالي يكبار) سر به دامان اين مسير بگذاريد!
آيا مشكلات دماوند همين راه باريك شما بود؟
جناب شاه سیاه
گفته های شما داستانی از مولانا را در ذهنم تداعی می کند :
***
عيسي مريم به كوهي مي گريخت
شير گوئي خون او ميخواست ريخت
آن يكي در پي دويد و گفت خير
در پيت كس نيست، چه گريزي همچو طير
...
از كي اين سو مي گريزي اي كريم
ني پيت شير و نه خصم و خوف و بيم
گفت از احمق گريزانم برو
مي رهانم خويش را بندم مشو
...
***
اما چه کنیم که نمی توانیم طبیعت و دماوند را رها کنیم و بگریزیم.
پیشنهاد می شود برای انجام چنین کارهایی، گردهمایی یا همایشی برای دریافت نظرات و پیشنهادات تخصصیِ فعالان محیط زیست و کوهنوردان برگزار شود تا این قبیل فعالیت ها در جهت صحیح انجام گیرد تا با دیدن انبوهی زباله در مناطق تقریباً بکر دل دوستداران طبیعت به درد نیاید.
ارسال يک نظر