پنجشنبه ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

بی مدیریتی در بحران!

بی مدیریتی در بحران!
در سال 1387 ستاد پیشگیری از حوادث و مدیریت بحران استان تهران با تخصیص بودجه از سوی شورای شهر استان اقدام به تشکیل جلساتی به منظور یافتن راهکارهای اجرایی جهت کاهش حوادث کوهستان شمال تهران نمود.
حضور نمایندگان سازمانهای مرتبط چون آتش نشانی، هلال احمر، فدراسیون کوهنوردی و هیئت کوهنوردی استان تهران دست آوردهایی همچون:
تشکیل تیم اطلاع رسانی استان تهران، تقسیم بندی مناطق کوهستانی میان هلال احمر و آتش نشانی، مشخص نمودن مناطق پر خطر توسط مشاور طرح، تهیه لوازم و تجهیزات مورد نیاز جهت تیمهای امداد و پیشگیری، تجهیز سایت ستاد به سامانه پیش بینی وضعیت هوا به زبان فارسی و ... را در بر داشت.



در همان زمان با ارائه طرح تشکیل تیم جستجو و نجات از سوی فدراسیون و هیئت بر این امر تاکید شد که تیمهایی چون آتش نشانی و هلال احمر تنها در محدوده مکانی خاص و به صورت مقطعی توان همکاری را داشته و بدلیل دشواریهای محیط کوهستان بهترین راهکار ارائه آموزشهای لازم به گروهها، باشگاهها و هیئتهای کوهنوردی و در نهایت ارائه الگویی کشوری درامر جستجو و نجات به شمار می آید. متاسفانه این پیشنهاد بدلیل تغیر در ارکان ستاد پیشگیری از حوادث استان تهران تمامن به فراموشی سپرد و نادیده گرفته شد!
از آنجائیکه طرحهای ستاد بحران به صورت فصلی بوده و تنها در فصل سرما قدرت اجرایی دارد و در سایر فصول حوادث کوهستان بی صاحب مانده و با همت عالی اداره می گردد بدیهی است با وقوع هر حادثه نویی در کوه یک بار دیگر زنگ خطر نبود متولی اصلی حوادث کوهستان به صدا در می آید تا شاید با جنجالی رسانه ای توجه ستاد عریض و طویل و بی برنامه بحران به سوی نقطه ای دیگر از این بحران بی سامان جلب گردد.

پی نوشت1: در روز پنج شنبه 31 تیر خبر حادثه سقوط کوهنورد تهرانی در مسیر غربی دماوند و مصدومیت شدید ایشان بار دیگر نگاهها را متوجه سازمانهای امداد رسان نمود. متاسفانه تلاشهای خیرخواهانه برخی از دوستان در دور روز نخست که با همت عالی سعی در امداد رسانی به مصدوم را داشتند بی نتیجه ماند. 
تاخیر در اعلام حادثه، خرابی هوا و عدم دسترسی بالگرد غیر تخصصی و غول پیکرامداد به مصدوم و دل بستن همه عوامل حاضر به این غول ناکارآمد در آن ارتفاع، بی توجهی سازمانهای به ظاهر مرتبط همچون هلال احمر، آتش نشانی و ... موجب شد تا ساعاتی پس از حادثه همگان از انتقال مصدوم قطع امید کرده و برخی حتا به انتظار مرگ ایشان باشند!

پی نوشت2: مشخص نبودن متولی و سازمان امداد و نجات کوهستان، نبود آموزشهای عمومی و تخصصی جستجو، امداد و نجات در کوهستان، نبود طرح درسهای آموزشی و همگانی مرتبط، دل بستن به هلال احمر و آتش نشانی جهت فعالیت در محیطی غیر تخصصی و ... بخشی از ضعفهای سیستم حاکم بر سازمان جستجو، امداد و نجات کوهستان به شمار می آید.
پی نوشت3: بعد از ظهر روز جمعه و پس از اطلاع از حادثه، مدیر یکی از ارگانهای مرتبط با عنوان نمودن ناکامی بالگرد در دسترسی به مصدوم ابراز داشت با توجه به آنکه بیش از 24 ساعت از مصدومیت ایشان در آن ارتفاع می گذرد و آنها نیز به رغم ناکامی بالگرد و اعزام تیمی از کوهنوردان همه تلاششان را صورت داده اند و امکان حمل مصدوم برای جمعه شب نیز فراهم نگردیده، اگر نیازی به حمل جسد ایشان در روز بعد وجود دارد به آنها اطلاع دهیم تا افرادی را راهی دماوند سازند!
زمانی که از وی در مورد امداد زمینی بیشتر پرس و جو کردم مشخص شد منظور ایشان تیمی از کوهنوردان استان است که در مسیر شمالی دماوند مشغول صعود هستند!
پی نوشت4: خوشبختانه اینبار نیز با لطف خداوند، همت کوهنوردان و تلاش فرد مصدوم به سلامت به بیمارستان منتقل گردید. جا دارد کمال تشکر را از تمامی دوستانمان در این عملیات امداد رسانی ابراز داریم و به یکایک آنها بخصوص عوامل بالگرد حاضر در منطقه خسته نباشید بگوئیم.
با این امید که تنها با وقوع هر حادثه ای به یاد این ضعفها نیافتیم و بدانیم حوادث کوهستان همه را در نوبت قرار داده و شاید نفر بعدی یکی از ما باشد!

و بخوانید:

1 نظرات:

رها گفت...

سلام
سپاس برای انعکاس مطالب و مقالات
پاایدار و در فراز باشید