7-8 سال قبل وقتي پسر خالم براي هميشه داشت مي رفت كانادا برخي وسايل كوهنورديش را براي من گذاشت با اين حال به رغم آنكه با كتاباش خيلي حال مي كردم روم نشد اونها رو ازش بگيرم.
توي كتاباش از جمله كتاب فن كوهنوردي تاليف! شهريار بيگي هم بود. اين كتاب در سال 1362 توسط چاپ ستوده و در 2000 جلد به بازار آمده بود.
مدتها بعد از رفتن پسر خالم بدنبال اين كتاب بودم تا در آرشيو كتابهاي كوه نورديم قرارش بدم، تا اينكه امروز صبح براي كاري به نزديك پل سيد خندان رفتم و خيلي اتفاق اون رو پيدا كردم.
نزديكاي پل سيدخندان طبق معمول و مثل خيلياي ديگه تنبليم مي آمد از روي پل عابر پياده رد بشم با اين حال بخاطر شلوغي خيابان به خودم قبولوندم 100-150 متري اونطرف تر برم و از پل عابر گذر كنم.
كنار پل دست فروشي كتابهايي را براي فروش قرار داده بود. معمولا بخاطر اينكه مي دونم اغلب اين افراد هدفشون از قرار دادن كتاب، فروش كالايي بجز كتابه! و كتابها تنها براي رد گم كردنه از كنار اين فروشنده ها رد ميشم. با اين حال اينبار وايسادم و كتابهاي جور و واجورش رو براندازي كردم.
از رمان گرفته تا كتب جغرافيا، ديني، نظامي و ... همينكه قصد رفتن داشتم چشمم به عكس يك سنگ نورد روي جلد يكي از كتابها افتاد و ديدم همون كتاب فن كوه نورديه كه مدتها بود دنبالش بودم.
بالاخره هم با كلي چونه و گپ و گفتگو كتاب را از فروشنده خريدم (البته بايد اعتراف كنم بر خلاف تصورم پيرمرد بسيار باسواد و فهميده بود).
تو راه بازگشت به
حرفهاي دوستي فكر مي كردم كه در مورد يك كتاب
(ماكالو هيولاي سياه) نوشته بود:
كتاب «ماكالو هيولاي سياه» كه در تيراژ بالا (3000 نسخه و بهاي 1200 تومان چاپ سال 1380) همراه با فروش اجباري آن به هيئتها از طرف فدراسيون بوده است!راستش در مورد اين قضيه بينهايت متاسفم، هيچوقت فكر نمي كردم كتابي كه اينقدر با دوستانم براش زحمت كشيده بوديم تا حدي بدردنخور از آب در بياد كه روزي فدراسيون مجبور بشه اونرو به اجبار به هيئتهاش بفروشه، البته خوشحالم از اينكه براي ساير برنامه ها بجز اورست 77 اين اشتباه رو تكرار نكردم!
البته نگاه كردن به
سرانه كتابخواني در كشور گوياي اين واقعيته كه ايرانيها در طول شبانه روز تنها 2 دقيقه كتاب ميخونن! و پر واضحه اغلب كوه نورداي عزيز هم از اين قاعده مستثنی نيستند!
شايدم حق با فدراسيون بوده كه به زور خواسته به هيئتهاش بفهمونه كوهنوردي تنها با بالا رفتن از تپه ها به جايي نميرسه!
بگذريم اينطوري تنها ميتونم خودم رو كمي تسلا بدم!همچنين يه رضا خوشدل دوست خوب مشهديم فكر مي كردم كه باهاش قرار گذاشتيم در يكي از دوره هاي مربيگري آرشيو كتابهاش رو كه بالغ بر 260 جلد كتاب كوه نورديش (200 جلد آن تخصصي كوه نوردي و 60 جلد مرتبط با كوهستان) را براي نمايش بياره. البته اگر با اون دو دقيقه مطالعه و اون فروش اجباري كتاب بخوايم قياس كنيم بايد گفت امثال رضا خوشدل در ايران تنها به اندازه انگشتان يك دست پيدا ميشن كه اينقدر به گردآوري كتب كوه نوردي علاقه دارن!
حالا كه حرف از كتاب و كتابخواني شد بد نيست سري هم به
فهرست كتب كوه نوردي بزنيم، شايد بدتون نياد روزي شما هم يكي از كلكسيونراي كتب كوه نوردي بشيد، البته با رويكرد خواندن و آرشيو كردن!