Saturday، December 06، 2008

پراو

پراو

این زیبای مخوف آندم که محسور ناشناخته هایش می شوی دیگر پایانی بر این زیارت نیست. سفریست بی انتها و بی پایان، تلاشی پس از تلاشی دیگر،همواره در پیمایش سفری خستگی ناپذیر به عمق تاریکی هستی.

تفاوت دنیای غار با سایر رشته های کوهنوردی در تاریکی و سکوت بی نهایتش می باشد. سکوت موجب می شود دانش در تو قیل وقالی نداشته و مشاهده تو شفاف و بدون زنگار بر آینه وجود باشد،آنچه را که هست بازتاب دهی که در بازتاب حقیقی از وجود توست که هر عملی فضیلت و نیایش می شود.

هرچه در غار پراو بیشتر فرو می روی انگار در خود فرو رفته ای، عبور از تنگناهایش ، گذر از حفره های ناشناخته وجودت است و ناگهان خود را نه در عمق پراو که در ژرفنای ابعاد روح خود می یابی.

ادامه مطلب

1 نظرات:

ناشناس گفت...

با نگاهی به گزارش خانم اسفندایاری در صعود دره یخار باز هم میتوان به ناتوانی او در صعود و تکیه به فریدیان اشاره کرد . البته ایشان با زیرکی تمام هیچ اشاره ای به نحوه صعود نکرد و جالب اینجاست که حتی 1 متر از یخچال را با تبر صعود نکرده اند . تمام مسیر را فریدیان و ابوالحسنی سر طناب رفته اند و اسفندیاری تمام مسیر را روی طناب یومار زده است . یعنی حتی از صعود نفر دوم نیز عاجز بوده است . البته این نحوه صعود (به صورت یومار دنبال طناب ثابت آماده ) در افتخار دیگرش نیز (یخچال کسری) به چشم می خورد . البته این همه انرژی گذاشتن برای بالا بردن این بادکنک (اسفندیاری) از طرف فریدیان قابل درک است!! اما دیگران را نباید گول بزنند و فکر کنند او یک کوهنورد مستقل!!! است ! اگر کم و کیف برنامه های قبلی این 2 تن را امثال سامان می دانستند هرگز پا به برنامه ای که این دو سرپرستی آن را یدک کی کشند ‘ نمی گذاشتند ...http://damavandclub.blogspot.com/2008/11/blog-post_29.html