پراو
این زیبای مخوف آندم که محسور ناشناخته هایش می شوی دیگر پایانی بر این زیارت نیست. سفریست بی انتها و بی پایان، تلاشی پس از تلاشی دیگر،همواره در پیمایش سفری خستگی ناپذیر به عمق تاریکی هستی.
این زیبای مخوف آندم که محسور ناشناخته هایش می شوی دیگر پایانی بر این زیارت نیست. سفریست بی انتها و بی پایان، تلاشی پس از تلاشی دیگر،همواره در پیمایش سفری خستگی ناپذیر به عمق تاریکی هستی.
تفاوت دنیای غار با سایر رشته های کوهنوردی در تاریکی و سکوت بی نهایتش می باشد. سکوت موجب می شود دانش در تو قیل وقالی نداشته و مشاهده تو شفاف و بدون زنگار بر آینه وجود باشد،آنچه را که هست بازتاب دهی که در بازتاب حقیقی از وجود توست که هر عملی فضیلت و نیایش می شود.
هرچه در غار پراو بیشتر فرو می روی انگار در خود فرو رفته ای، عبور از تنگناهایش ، گذر از حفره های ناشناخته وجودت است و ناگهان خود را نه در عمق پراو که در ژرفنای ابعاد روح خود می یابی.


1 نظرات:
با نگاهی به گزارش خانم اسفندایاری در صعود دره یخار باز هم میتوان به ناتوانی او در صعود و تکیه به فریدیان اشاره کرد . البته ایشان با زیرکی تمام هیچ اشاره ای به نحوه صعود نکرد و جالب اینجاست که حتی 1 متر از یخچال را با تبر صعود نکرده اند . تمام مسیر را فریدیان و ابوالحسنی سر طناب رفته اند و اسفندیاری تمام مسیر را روی طناب یومار زده است . یعنی حتی از صعود نفر دوم نیز عاجز بوده است . البته این نحوه صعود (به صورت یومار دنبال طناب ثابت آماده ) در افتخار دیگرش نیز (یخچال کسری) به چشم می خورد . البته این همه انرژی گذاشتن برای بالا بردن این بادکنک (اسفندیاری) از طرف فریدیان قابل درک است!! اما دیگران را نباید گول بزنند و فکر کنند او یک کوهنورد مستقل!!! است ! اگر کم و کیف برنامه های قبلی این 2 تن را امثال سامان می دانستند هرگز پا به برنامه ای که این دو سرپرستی آن را یدک کی کشند ‘ نمی گذاشتند ...http://damavandclub.blogspot.com/2008/11/blog-post_29.html
ارسال يک نظر