Saturday، December 30، 2006

ترور دیکتاتور

صدام حسين اعدام شد
تلويزيون الحره عراق اعلام كرد صدام حسين ديكتار عراق در ساعت شش بامداد شنبه به وقت محلي اعدام شد
ایرنا

دیکتاتور رفت، مثل همه دیکتاتورهای قبلی، اما مرگ این یکی بیشتر به خیمه شب بازی شبیه بود، درست مثل بودنش. صدام اعدام شد، پیش از اونکه فرصت کنه از جنایتهاش در جنگ با ایران حرفی بزنه، یعنی نمی خواستن در این مورد حرفی بزنه. اعدام صدام بیشترشبیه ترور بود، آدم می مونه خوشحال باشه یا بی تفاوت. برای مردم ایران از دیکتاتور عراق یادگارهای زیادی باقی مونده، یادگارهای دیکتاتور عراق در هر محله ای از شهرامون دیده می شه. برید بیرون و به تابلوی سر کوچتون نگاه کنید

........خیابان شهید

گشتي در كوه‌هاي برفي



در ماه چند بار كوه مي‌رويد؟ نه، بگذاريد جمله‌ام را تصحيح كنم. در سال چند بار كوه مي‌رويد؟

Friday، December 29، 2006

کشف جسد یک کوه نورد در چین


کشف جسد یک کوه نورد در چین
در ساعت 1.30 بعد از ظهر روز 27 دسامبر در ارتفاع پنج هزار و سیصد متری گنیین پیک و حدود 3 ساعت بالاتر از معبد لنگو در ناحیه گنیین جسد کوهنوردی در برفها یافت شد. هنوز تایید نشده این جسد متعلق به چه کسی است! اما این احتمال وجود دارد جسد متعلق به چارلی فاولر باشد که چندی پیش به همراه کریستین بوسکوف در ناحیه ای ناشناخته در کشور چین مفقود شده بود. اخبار ارسالی حاکی است جسد یافت شده دارای تجهیزات فنی مدرن، کفشهای کوه خاکستری، کرامپون و یک کوله پشتی بزرگ بوده، پوشش لباس وی از بین رفته و جسد فاقد صندلی صعود بوده است. احتمالا آنها گرفتار بهمن شده اند. کنسول آمریکا در منطقه چیندوی چین اطلاعات فوق را در اختیار اقوام دو کوه نورد مفقود شده قرار داد. وی همچنین از مسئولین محلی بدلیل سرعت عمل در عملیات جستجو تقدیر نمود. اینک قرار است گروه جستجوی محلی برغم آغاز بارش برف جهت پیدا کردن جسد بوسکوف مجددا راهی منطقه گنیین شوند
لازم به ذکر است کریستین بوسکوف با صعود 6 قله 8000 متری جزو شاخصترین زنان کوه نورد دنیا به شمار می آید. ضمن آنکه فاولر نیز از پیشگامان کوه نوردی در آمریکا به شمار می رود

عکس از چارلی فاولر، کلورادو 1978
منابع
در همین ارتباط

Thursday، December 28، 2006

اینوکی اوکوچا


خاطره ای با اینوکی
کمپ اصلی اورست بودیم. بهار 77 بود. عباس از کوهنورد اسپانیایی تو کمپ صحبت می کرد که تا حالا روی چند قله 8000 متری تلاش داشته. اون شب شام آبگوشت داشتیم و عباس کوه نورد اسپانیایی رو برای شام دعوت کرده بود
اسمش اینوکی بود. جوان بود و خوش تیپ. چندین بار در مسیر دیده بودیمش ولی بدون گفتگو از کنار هم گذشته بودیم. روی لوتسه تلاش می کرد. عضو تیم تجاری هنری تاد بود. می گفت وقتی ازم دعوت شد به کمپ ایرانیها بیام اولش ترسیدم، اما دوستانم بهم گفتند مشکلی نیست برو بچه های خوبین، مطمئن باش باهات کاری ندارن!. می گفت بارها تو مسیر دیدمتون، اما سعی می کردم باهاتون ارتباط برقرار نکنم!. اون شب خیلی باهاش حرف زدیم، از کوه و کوه نوردی، از صعوداش گفت، پیروزیها و شکستهاش. می گفت: روی تمام قله هایی که کار کرده بدون کپسول اکسیژن بوده، هدفش رو صعود هر چهارده قله هشت هزار متری عنوان کرد. می گفت قبلا روی اورست، چوآیو، برودپیک و گاشربرومها تلاش داشته و ضمن اینکه گاشربروم دو را بدون مجوز و به شکل سرعتی صعود کرده بود. خودش می گفت از ترس اینکه افسر رابط بفهمه، با آخرین توانم از کوه راه رفتم. اینوکی تونسته بود کوه را یک روزه صعود کنه
از صعودش به اورست گفت و اینکه بدون اکسیژن بوده. می گفت باد شدید جلوی تنفسم رو سد کرده بود. می گفت به رغم اصرار همنوردانم در استفاده از ماسک اکسیژن نپذیرفتم. ترجیح داده بود برگرده ولی از اکسیژن مصنوعی استفاده نکنه
اون شب اینوکی کمپ ما رو با خاطره ای خوش ترک کرد و ما پیگیر تلاشش روی لوتسه بودیم
اواخر اردیبهشت بود، همه تیمها آماده صعود به لوتسه و اورست بودند. اون شبها توی تاریکی می شد نور چراغ قوه کوه نوردانی رو دید که نیمه های شب برای صعود قله بالا می رفتند و ما اون نورها رو دنبال می کردیم
ساعت 10 شب بود. دو تا سوئیسی، یک ترکیه ای و یک اسپانیایی نخستین کسانی بودند که از کمپ سوم لوتسه بالا می رفتند تا صبح روز بعد بتونن قله این کوه رافتح کنند. تا نزدیکای صبح توی کمپ دو می شد سرو صدای بیسیمهایی رو شنید که با نفرات تیمهای حمله به اورست و لوتسه حرف می زدند. اون روز صبح هم می شد برخی رو خوشحال از فتح قله بوسیله نفراتشون دید، برخی هم ناراحت از شکست تیمشون بودند
غروب 19 می بود. تعدادی از کوهنوردان از کمپهای بالا بر می گشتند. در میانشون اینوکی هم پائین می آمد. عباس براش کمی چای و شربرت برد. می گفت فقط 20-30 متر به قله داشتم که بر گشتم. می گفت چشمام یخ زده بود و از ترس کور شدن بر گشتم پائین. می گفت شب سرد و وحشتناکی رو توی دهلیز لوتسه پشت سر گذاشتم
اینوکی اون روز از شکستش ناراحت و از سلامتیش خوشحال بود و پائین رفت تابرای صعودی مجدد برنامه ریزی کنه. حالا با گذشت حدود 8 سال از اون روزها وی نه تنها اورست و لوتسه، بلکه 11 قله 8000 متری رو بدون اکسیژن صعود کرده. او تا ورود به باشگاه 8000 متریها راه زیادی نداره. موفق باشی
اینوکی اوکوچا دی اولزا

Tuesday، December 26، 2006

فصلي غم‌انگيز براي كوهنوردان آمريكا

تيم‌هاي جستجو براي يافتن باسكاف و فادلر وارد عمل شدند و در صبح كريسمس نيز به دنبال گزارش‌هاي جديدي مبني بر مشاهده‌هايي در دهكده‌اي ديگر، يك تيم جديد براي جستجو در كوهستان‌ها شكل گرفت.در آمريكا كه سايت‌ها و وبلاگ‌هاي كوهنوردي به شدت كار جستجو را زير نظر دارند خانواده‌ها و اقوام آنها بي‌صبرانه منتظر پاياني خوشحال‌كننده براي اين جستجوها هستند. آرلن برنز از دوستان آنها كه به عنوان سختگوي عمليات امداد و نجات فعاليت مي‌كند، گفت: احتمال سقوط وجود دارد و يا يك بهمن. شايد هم توسط عده‌اي از كوه‌نشين‌ها پيدا شده و آنها مشغول مراقبت از مصدوميت‌هاي شديد آنها باشند. همه اينها ممكن است، ولي احتمالا همه چيز تا هفته آينده مشخص مي‌شود

سردتر از کی 2

سردتر از کی 2
در روز اول آگوست 2006یوکا کوماتسو کوهنورد زن ژاپنی با 23 سال سن توانست از مسیر توموسزن بر فراز قله کی دو بایستد. برای این کوهنورد کوتاه قد ژاپنی کی دو نخستین 8000 متریی بود که بر فراز آن می ایستاد، وی در نخستین تلاش خود برای فتح اورست در صعود مشترک ژاپن شیلی در سال 2005 شکست خورده بود، در آن صعود سرپرست تیم یوکا را در تیم حمله قرار نداده بود. خودش می گوید:" هیچگاه آن احساس تلخ را فراموش نمی کنم، و اینبار نیاز داشتم برای فراموش کردن آن حتما کی دو را صعود نمایم". اما در کی دو تاتسویا آوکی 21 ساله وی را همراهی می نمود. یوکا معتقد است بزرگترین مشکل صعود به کی دو گرانی آن است و عنوان می کند:" صعود به قلل هیمالیا چندان ارزان نیست و من برای این کار سه شیفت کار کردم تا بتوانم از پس هزینه هایش برآیم و همین امر صعود را برایم مشکل کرده بود". یوکا هنوز مناظر زیبایی را که از فراز قله کی دو مشاهده نموده بود را به خاطر دارد. او می گوید:" گویی سرزمین خدایان را می دیدم". زمانیکه از او در مورد سختی و سرمای کی دو پرسیدند، پاسخ داد
!به نظرم فوجی یاما سردتر از کی دو2 بود

Sunday، December 24، 2006

سبلان کوه مقدس

کوه مقدس
آن قدر قداست دارد كه اگر به نامش سوگند ياد كنند، مار از شكارش دست مي‌كشد و چنان رابطه ژرفي با زرتشت دارد كه مي‌گويند مكان نيايش و عبادتش بوده و مزارش نيز همان جاست
و به اندازه برفي كه بر آن مي‌بارد، حسناتي منظور مي‌شود براي كساني كه آياتي از قرآن را مي‌خوانند- طبق روايتي از پيامبر
سبلان يكي از زيباترين و پرجاذبه‌ترين قلل ايران با ارتفاع تقريبيچهار هزار و هشتصد و یازده متر است
شكوه سبلان، با درياچه‌اي كه در قله آن است تمام عيار مي‌شود. درياچه‌اي كه در بيشتر ماههاي سال يخ بسته است و مي‌گويند در هنگام تابستان كه يخ‌ها باز مي‌شوند، گرداب عظيمي در آن پديد مي‌آيد كه هر آنچه را در درياچه وجود دارد به ژرفاي تاريك و ناپيداي خود مي‌كشاند
بركه‌هاي فراواني كه در جاي جاي دامنه‌هاي سبلان پراكنده‌اند نشاني از قلب زندگي است كه در آن اطراف مي‌تپد و بي‌دليل نيست كه عشاير كوچنده شاهسون كه در اين نواحي روزگار مي‌گذرانند از شادمان‌ترين مردم ايران قلمداد مي‌شوند
ريخت‌شناسي و شرايط ويژه اقلميي سبلان كه از دو سو به وسيله توده‌هاي هواي سرد و مرطوب خزري و مديترانه‌اي تغذيه مي‌شود، موقعيت منحصر به فردي را براي آن رقم زده است
سبلان از لحاظ منبع آبهاي شيرين سطحي و زيرزميني، پتانسيل بالاي فعاليت‌هاي كشاورزي، پوشش گياهي غني، انواع آبهاي معدني گرم و سرد با خواص متفاوت درماني حقيقتاً‌ يكي از عجايب ايران است
چشم‌انداز فرهنگي- طبيعي اين سرزمين چنان هست كه مطابق استانداردهاي ثبت در فهرست ميراث جهاني معرفي شود

نقل از: همشهری
در همین ارتباط

خداحافظی با سلطان یخ نوردی

هارالد برگرقهرمان 3 دوره مسابقات یخ نوردی جهان هنگام تمرین در غار اسکاپلا واقع در سالزبورگ اطریش بر اثر سقوط توده عظیمی یخ در گذشت
وی در سال 1974 در کشور اطریش متولد شد. شغل اصلی اش کوهنوردی بود و چندین مسیر نو در سنگنوردی، یخ نوردی و مسیر ترکیبی از او به یادگار مانده.هارلد قهرمان سه دوره پایانی مسابقات یخ نوردی قهرمانی جهان می باشد، ضمن آنکه در سه دوره رقابتهای جام جهانی سالهای دو هزار و دو، سه و شش نیز به عنوان نخست دست یافته بود. بجز یخ نوردی و سنگ نوردی، هارلد در رشته های غواصی، چتربازی و بیس جامپینگ نیز تبحر داشت

منبع

Saturday، December 23، 2006

مرد یخی


عده‌اي بر اين باورند كه شخصيت مسنر پس از صعودهايش به ارتفاعات بالا به علت عدم استفاده از اكسيژن و آسيب‌هاي مغزي تغيير كرده است و از او به عنوان نمونه‌اي هشداردهنده از پيامدهاي حضور در ارتفاعات زياد نام می برند. «ناظر صابر» كوهنورد پاكستاني كه در چند صعود همراه مسنر بوده گفته بود كه مسنر را با كشيدن حشيش در ارتفاع زياد آشنا كرده است ولي او اين كار را دوست نداشته.به هر حال «مسنر» نه تنها شهرت زيادي را به دست آورد بلكه شخصيت قوي او باعث شد خيلي‌ها در مورد او اظهارنظر كنند.او در صعودهايش در دهه هفتاد با انتقادات زيادي روبه‌رو شد و بسياري از شكست‌هاي وي خوشحال مي‌شدند و او را متهم به آسيب‌هاي مغزي مي‌كردند. او طي دو صعود اولش در هيماليا سه همنورد خود از جمله برادرش را از دست داد و پس از بازگشت به وطن متهم به جا گذاشتن دوستانش در كوهستان شد و يا مانند گاشربروم متهم به رد شدن از روي اجساد براي رسيدن به قله.عده‌اي محاسبه كرده‌اند كه او در صعودهايش نود و نه و نه دهم درصد شانس كشته شدن داشته است اما طبق همين آمار و محاسبات او داراي توانايي‌هاي فيزیكي و روحي بسيار بالا همراه با ذهني فعال است كه به او توانايي اين را داده كه در وضعيت‌هاي بسيار سخت تصميم‌هاي درستي بگيرد

Friday، December 22، 2006

داستان کوه نوردان محلی


داستان کوه نوردان محلی
اغلب کوه نوردان دنیا از صعود مسیر روپال توسط تیمی کره ای در سال 2005 مطلعند. کره ایها پس از صعود جبهه روپال از مسیر دیامیر بازگشتند. آنها تمامی تجهیزات خود در کمپهای جبهه روپال را جا نهاده و نانگاپاربات را ترک نمودند
اما با رفتن تیم کره رحیم و کلبعلی باربران محلی بدون آشنایی با فنون کوه نوردی و بدون داشتن لوازم فنی تا کمپ دوم جبهه روپال از مسیر مسنر بالا رفته و لوازم بر جای مانده کره ایها را به پائین آوردند. در پائیز 2006 نیز رحیم به همراه تیمی از رومانی تا کمپ سوم نانگاپاربات از مسیر شل بالا رفت
زمانی که
کوه نوردان لهستانی که برای صعود زمستانی به نانگاپاربات آمده بودند به دنبال طنابهای ثابت مسیر می گشتند رحیم به آنها گفت خیالتان راحت باشد، من همه طنابها را از روی مسیر جمع کرده ام، آنجا هیچ طنابی یافت نمی شود
اغلب پس از فصل صعود این مردم محلی هستند که برای جمع آوری الباقی لوازم و تجهیزات کوه نوردان به کمپها سرکشی می کنند. آنها اغلب به دنبال پوشاک و لوازم فنی هستند. این لوازم با قیمت مناسبی در بازار گیلگیت به فروش می رسد. ضمن آنکه طنابهای به کار گرفته شده در کوهها نیز می تواند در گله داری یا امور کلبه ها به کار آید
زمانیکه کوه نوردان لهستانی برای صعود زمستانی خود وارد کمپ اصلی نانگاپاربات در زمستان شدند با کلبه هایی روبرو شدند که در آنها حدود 15 مرد و بیش از 1000 بز و گوسفند ساکن بودند. در این روستای کوچک همچنین موذنی حضور دارد که روزی سه بار مردان حاضر را به عبادت فرا می خواند. این امر برای کوه نوردان لهستانی بسیار جالب و تاثیر گذار است، هر چند صدای بسیار بلند موذن زمانی که در ساعت 5.30 صبح اذان می گوید بسیاری از لهستانی ها را از خواب خوش صبحگاهی بیدار می کند
منبع

پایان یک یخ نورد


پایان یک یخ نورد
در ساعت 2.15 دقیقه روز 20 دسامبر هارالد برگرقهرمان 3 دوره مسابقات یخ نوردی جهان هنگام تمرین در غار اسکاپلا واقع در سالزبورگ اطریش بر اثر سقوط توده عظیمی یخ در گذشت. احتمالا شک حاصل از ضربه محکم طبر یخ موجب سقوط توده یخ گردیده! بر اثر این حادثه بیش از 150 تن یخ بر روی محل فرود آمد که موجب دفن وی در عمق بیست متری گردید
برغم حضور سریع نیروهای آتش نشانی، امداد کوهستان و پلیس، متاسفانه امکان نجات وی از مرگ میسر نبود. همزمان با هارالد برگر 3 یخ نورد دیگر نیز در محل حاضر بودند که با خوش شانسی از حادثه گریختند
هارالد برگر با 34 سال سن در 3 دوره رقابتهای یخ نوردی قهرمانی جهان به مقام نخست دست یافته بود، وی همچنین در سنگنوردی نیز تبحر زیادی داشت

:سیمون مورو پس از شنیدن خبر مرگ هارالد گفت
تلفن همراهم را خاموش کرده بودم، سعی می کردم ارتباطم را با هزاران نکته در اطرافم قطع نمایم، تنها می خواستم به قراقروم و صعودی که قصد انجامش را دارم فکر کنم. قصد داشتم حواسم را به نکاتی که برای ارتباطات خارجی در طول سفرم به آنها نیاز داشتم، مانند استفاده از اینترنت و تلفن ماهواره ای جلب کنم. اما خیلی زود خبری تاسف بار از دنیای بیرون توجهم را جلب کرد. برای لحظه ای خشکم زد، گویی نفسم بند آمده، نمی توانستم چشم از مونیتور کامپیوترم بردارم، خیره به خبر، او را در ذهنم مجسم می کردم. اینک هارلد در زیر خروارها یخ آرمیده، برای همیشه
وقتی یک رفیق می میره، کسی که شما می شناسیدش، کسی که باهاش کار کردید، کسی که درست چند روز قبل با هم بودید، کسی که تنها چند ساعت قبل با تلفن باهاش صحبت کردید ویا ایمیلی ازش دریافت کرده بودید، براحتی می شکنید و تسلیم سرنوشت میشید
دو هفته قبل او برنامه سفرش به مکزیک رو بخاطر همسرش بهم زد. قبل از اونهم به همین دلیل به شامونی نیومد. مدتها بود از کارهایی که دارای ریسک بالا بود مانند پرش با بانجی خود داری می کرد، او تصمیم داشت در سال 2007 تمامی کارهای خطرناک رو کنار بگذاره و به همراه خانوادش باشه. اما غافل بود از اینکه سرنوشت برگشت ناپذیره و با هیچ ترفندی نمیشه از اون گریخت!
او یک ورزشکار حقیقی بود، مردی باهوش و قوی. برغم 3 بار قهرمانی در مسابقات یخ نوردی جهان، همچنان به دنبال یاد گرفتن و یاد دادن بود، نه برای نشان دادن خودش و یا اثبات توانائیهاش، زیرا همه به این نکات واقف بودند. سنگ، یخ و هوا عناصری در رویاهای او بودند و البته او را به انسانی رویایی تبدیل نمودند، رویا و خیال
همون چیزی هستش که ماها تو زندگی بهش نیاز داریم نه هارالد، چون هارالد کتاب زندگیش رو پس از 34 برگ پر باربسته. البته در این کتاب نمی توان پایانی را متصور شد و نمی توان از آن نتیجه ای گرفت یا توضیحی برای اون ثبت کرد
حالا تنها کاری که از دست ما بر میاد اینه که برای او دعا کنیم. زندگی برای او به پایان رسیده، خدا حافظ هارالد
منابع

Monday، December 18، 2006

کوهها در فضا

فضاپيماي «كاسيني» ناسا تصاويري از كوه‌هايي مرتفع را بر روي «تيتان» نشان مي دهد كه با لايه‌اي از مواد آلي و ابرها پوشيده شده‌اند.
به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، دكتر براون، رئيس نقشه برداري نور مرئي و مادون قرمز دانشگاه آريزونا - توسكان مي گويد: اين رشته كوه هاي وسيع كه پيوسته بوده و تقريبا در مسافتي به طول ‌١٠٠ مايل كشيده شده‌اند، شبيه به كوه‌هاي سيرا نوادا در غرب ايالات متحده هستند
در پرواز ‌٢٥ اكتبر كه براي گرفتن تصاويري با دقت بالا از تيتان طراحي شده بود، كاسيني مسافتي به اندازه ‌٤٠٠ متر را پوشش داد. تصاوير حاصل رشته كوهي وسيع، تپه‌هاي شني و مواد ته نشست شده‌اي را نشان مي دهند كه به جريان آتشفشان شباهت دارند

Sunday، December 17، 2006

Mountainous land

About Iran:

Iran is a mountainous land. In a general view, the mountains of Iran include two main ranges of "Alborz" with an east-west direction and "Zagros" with a northwest-southeast extension, which cover most of the high mountains in Iran. Many "single" high mountains are also spread in other areas and specially around the central plateau of Iran. Due to the extremely high altitudal variation in Iran, ranging from 28m below the sea level up to 5671m on Damavand Mount, very beautiful views and climatic variations can be seen all over the country................

مفقود شدن کوهنورد زن آمریکایی


برترین کوه نورد زن آمریکایی مفقود شد
کریستین فیلد بوسکوف به همراه چارلی فاولر در استان سیچوآن کشور چین مفقود شدند. این دو پس از چند ماه کوه نوردی در بخش غربی کشور چین عازم غرب ایالت سیچوان شدند. آنها پس از صعود تا نزدیک قله یالا پیک در اوایل نوامبر، قصد داشتند از تاریخ 9 نوامبر به دو قله 6000 متری و بی نام منطقه دیچاین صعود کنند، فاولر در تماس با دوستانش عنوان نموده بود در سال 96 از یالاپیک فیلمبرداری کرده بود و تمایل داشت در این سفر نیز به آن قله صعود کند، اما تغییرات جوی طی یک دهه اخیر موجب از بین رفتن لایه های یخ و شرایط ناپایدار منطقه شده بود، همین مسئله موجب شد آنها از نزدیک قله بازگردند. پس از این صعود و تلاش در منطقه دیچاین آنها می باید در تاریخ 4 دسامبر به کشور خود باز می گشتند، اما با توجه به عدم مراجعت به آمریکا دوستانشان در صدد کسب اطلاع از ایشان برآمده اند. اطلاعات دریافتی به نقل از اتحادیه کوهنوردی سیچوآن و گانزی در نه دسامبر حاکی است هیچ کوه نوردی برای صعود به قلل این منطقه در تاریخهای یاد شده وارد سیچوآن نشده! ضمن آنکه پیش از آن نیز مجوزی برای این صعودها صادر نگردیده است
با این تفاصیل تلاش از سوی دوستان و نزدیکان این دو، همچنین کنسولگری آمریکا برای کسب اطلاعات بیشتر همچنان ادامه دارد
کریستین با صعود 6 قله 8000 متری جزو شاخصترین زنان کوه نورد دنیا به شمار می آید. ضمن آنکه فاولر نیز از پیشگامان کوه نوردی در آمریکا به شمار می رود
جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید به سایتهای زیر مراجعه نمایید
http://www.alpinist.com/doc/ALP18/newswire-charlie-fowler-christine-boskoff-missing-tibet

Saturday، December 16، 2006

زمستان نانگاپاربات

تلاش برای فتح نانگاپاربات
سه شنبه گذشته کوه نوردان لهستانی موفق به برپایی کمپ نخست خود در ارتفاع 5000 متری نانگا پاربات شدند. سرپرستی این تیم را کریستوف ویلیجکی پنجمین فاتح 14 قله هشت هزار متری بر عهده دارد. اعضای این تیم را جمعی از برترین کوه نوردان لهستان تشکیل می دهند. این پنجمین تلاش لهستانیها برای فتح زمستانی نانگاپاربات به شمار می آید

اعضای تیم لهستان در این صعود عبارتند از
کریستوف ویلیچکی کوهنورد بزرگ لهستانی پنجمین فاتح تمامی هشت هزار متریها وی در کارنامه خود نخستین صعود زمستانی به سه قله اورست، لوتسه و کانچن چونگا را دارا می باشدآرتور هازار از لهستان نیز به 4 قله هشت هزار متری صعود نموده، که از آن جمله می توان به صعود زمستانی قله آناپورنا اشاره نمودداریوژ زالوسکی فاتح 4 قله 8000 متری می باشد، او 4 تلاش ناموفق زمستانی به قلل کی2، ماکالو، نانگاپاربات و شیشاپانگما را در کارنامه خود داردجان زولیک نیز در کارنامه خود نخستین صعود زمستانی شیشاپانگما و همینطور تلاش زمستانی بر روی کی دو را داراستاین آمار تنها بخشی از کارنامه کوهنوردان بزرگ لهستانی است که تیمی توانمند را برای تلاش زمستانی بر روی نانگاپاربات گردآورده اند

این تیم را همچنین افراد زیر همراهی می نمایندکریستوف تاراسویچ با 3 صعود 8000 متری، در این تیم تنها پرمیسلاو لوزنسکی فاقد کارنامه ای بر روی 8000 متریها می باشدالبته قرار است ماسیژ پاولفسکی نیز این تیم را همراهی نماید، گرچه او هنوز اعلام آمادگی ننموده. پاولفسکی همان کسی است که در نخستین صعود زمستانی چوآیو کاکوسکای بزرگ را همراهی نموده بود، وی همچنین تجربه تلاش زمستانی بر روی هفت قله هشت هزار متری را دارا می باشداین تیم را علاوه بر کوه نوردان، مسئول تدارکات، پزشک و دو باربر ارتفاع پاکستانی همراهی می نمایندکوهنوردان پاکستانی احتمالا حسن سدپارا فاتح 5 قله 8000 متری پاکستان و رسول از اهالی دهکده شمشال با 3 صعود 8000 متری خواهند بود

تاریخچه صعود زمستانی به قلل 8000 متری
نخستین قله 8000 متری که در زمستان صعود شد
اورست بود. کریستوف ویلیجکی و لزک سیچی در 17 فوریه هزار و نهصد و هشتاد موفق به فتح این کوه شدند. سرپرستی این تیم را آندری زاوادا بر عهده داشت

در 12 ژانویه 1984 ماسیژ بربکا و ریزارد کاژفسکی نخستین صعود زمستلنی
ماناسلو را صورت دادند. سرپرستی تیم را لچ کورنیزوسکی بر عهده داشت

در 21 ژانویه 1985 آندری زوک و کریستوف ویلیجکی توانستند
دائولاگیری را فتح نمایند. سرپرستی تیم را آدام بلزوسکی بر عهده داشت. سه سال پیش از این صعود آکیو کوزومی از ژاپن و شرپا نیما وانگچو توانسته بودند در 13 دسامبر صعودی سخت را بر روی کوه دائولاگیری صورت دهند- اما این صعود بر طبق تقویم شمسی در اواخر پائیز بوده و بعنوان صعود زمستانی شناخته نشد

در 12 فوریه 1985 ماسیژ بربکا و ماسیژ پاولفسکی نخستین صعود زمستانی
چوآیو را از مسیری جدید انجام دادند. آنها عضو تیمی مشترک از کوه نوردان لهستان و کانادا به سرپرستی آندره زاوادا بودند. سه روز بعد از صعود آنها زیمونت هنریخ و جرزی کاکوسکا این صعود را تکرار کردند

در 11 ژانویه 1986 کریستوف ویلیجکی و جرزی کاکوسکا قله
کانچن چونگا را فتح نمودند. سرپرستی صعود را آدام ماخنیک بر عهده داشت

آرتور هازر و جرزی کاکوسکا در 3 فوریه 1987 قله کوه
آناپورنا را فتح نمودند. سرپرستی این صعود را خود کاکوسکا بر عهده داشت

در 31 دسامبر 1988 کریستوف ویلیجکی به تنهایی بر فراز قله
لوتسه ایستاد. سرپرستی این صعود مشترک میان لهستانیها و بلژیکی ها را نیز آندری زاوادا بر عهده داشت

در 14 ژانویه 2005 پیوتر موروسکی از لهستان و سیمون مورو از ایتالیا توانستند قله
شیشاپانگما را فتح نمایند. سرپرستی این صعود را ژان زولیخ بر عهده داشت. پیش از این صعود ژان کریستوف لافائل توانسته بود قله شیشاپانگما را به تنهایی و در اواخر دسامبر فتح نماید که صعود وی نیز در طبق تقویم شمسی پائیزه محسوب گردید

در زمستان 2006
ژان کریستوف لافائل تلاش نافرجامی را نیز برای صعود زمستانی ماکالو صورت داد که موجب ناپدید شدن وی گردید

:نکته
با توجه به آمار ارائه شده بجز ماکالو سایر قلل 8000 متری نپال و تبت تماما توسط کوهنوردان در زمستان صعود شده، این در حالی است که تاکنون تلاش برای صعود قلل 8000 متری پاکستان بی نتیجه بوده

صعودهای ذکر شده تنها نخستین صعودهای زمستانی به 8000 متریها می باشند، بر روی قلل مورد اشاره نظیر اورست صعودهای زمستانی دیگری نیز صورت گرفته که در این نوشتار به آنها اشاره نشده

لازم به ذکر است بر طبق تقویم نپالی ماههای دسامبر، ژانویه و فوریه ماههای فصل زمستان به شمار می آیند

بر طبق تقویم میلادی روز 22 دسامبر (برابر با اول دیماه) آغاز فصل زمستان به شمار می رود
در همین رابطه

Friday، December 15، 2006

پرواز کلام

پرواز کلام در باد

Wednesday، December 13، 2006

آشنایی با نامزدان کلنگ طلایی

تیم دو نفره قزاق متشکل از دنیس اوروبکو و سرگی ساموئیلوف توانست در 8 می 2006 مسیری نو را در جبهه شمال شرق کوه ماناسلو متر به سبک آلپی گشایش نماید. آنها پیش از این صعود توانسته بودند دوره هم هوایی خود را با صعود قله ماناسلو از مسیر عادی کوه به انجام برسانند، که این صعود پس از سه سال ناکامی کوهنوردان در فتح ماناسلو صورت می گرفت.این دو کوهنورد پرتوان همچنین در سال 2005 نیز پس از گشایش مسیر نو بر روی برودپیک نامزد کلنگ طلایی دنیا شده بودند. آنها همچنین بخاطر صعود ماناسلو توانستند در نخستین جشنواره کلنگ طلایی آسیا عنوان نخست را به خود اختصاص دهند

در 2 اکتبر کوهنورد اسلونی پاول کوزک مسیری نو را در جبهه جنوب غرب چوآیو در مدت زمان 14.5 ساعت از کمپ اصلی پیشرفته گشایش نمود. این صعود تنها صعود خارج از مسیر عادی در این فصل چوآیو بود. 4 عضو دیگر این تیم (از جمله سرپرست تیم یوریس سامک) پس از صعود بخشی از مسیر نو با تراورس به سمت مسیر عادی در 3 اکتبر قله را صعود نمودند. پاول همچنین از جمله کوه نوردانی بود که حاضر شد در مورد حادثه گردنه نانگ پالا اظهار نظر کند


صعود قلل دورافتاده

در ماه جولای ایگور چاپلینسکی، آندری رودینتسوف واورست وربیتسکی نخستین صعود جبهه شمالی شینگو چارپا 5600 متر در منطقه ماشربرومها را صورت دادند. آنها این مسیر دشوار را در مدت 5 روز و به سبک آلپی صعود کردند

پائیز گذشته تیمی از اسلونی به سرپرستی مارکو پریزل موفق شد مسیری نو را بر روی چومولاری گشایش نماید. دو تن از اعضای تیم در شرایط باد شدید و درحالیکه لایه نازکی از یخ بر روی مسیر شمال غربی قرار داشت، موفق به فتح قله شدند. آنها از ابتدای دهلیز شمالی صعود خود را آغاز نمودند، سپس با تراورس به سمت راست ازمسیری ترکیبی خود را به یال شمال غربی رساندند. این در حالی بود که شیب تند مسیر را برفی عمیق پوشانده بود، در حالیکه در زیر آن لایه ای از یخ نازک قرار داشت. آنها درجه مسیر را ام 6 مثبت ثبت کردند. طول این مسیر هزار و نهصد و پنجاه متر می باشد

در ماه اکتبر ایان پارنل و تیم امیت کوه نوردان بریتانیایی از طریق برج جنوب شرقی، دارنات دومه واقع در ناحیه گانگوتری هندوستان را فتح نمود. آنها تمام مسیر 2000 متری خود را بدون هیچگونه کمکی از سوی سایرین فتح نمودند. این دو با این صعود نخستین فتح قله شرقی این کوه به ارتفاع 6830 متری را صورت دادند. این سومین باری است که ایان پارنل کاندیدای جایزه کلنگ طلایی می شود. وی در سال 2001 بخاطر صعود مسیر جدید بر روی کوه هانتر در آلاسکا و در سال 2003 بدلیل گشایش مسیر جدید بر روی آناپورنای 3 در این مراسم شرکت کرده بود
منبع
در همین رابطه

Tuesday، December 12، 2006

پیدایش هیمالیا


پیدایش هیمالیا
هیمالیا یكی از عجیب ترین نقاط جغرافیایی كره زمین به شمار می رود. در نگاهی كلی تر حتی می توان گفت خود كره زمین هم جرمی عجیب در كهكشان راه شیری به شمار می رود. گهگاه می گوییم كه مریخ سیاره عجیبی ست، چگونه ممكن است مشتری گازی باشد؟ چگونه است كه پلوتون در یك مدار بیضی شكل حركت می كند؟ و...، اما مسئله این است كه عجیب ماییم. این ما هستیم كه حجم بیشتر اتمسفرمان اكسیژن و نیتروژن ااست، زمین است كه در آن حیات وجود دارد و... پس در این كره عجیب، وجود مناطق عجیب چندان نامعقول نیست. آشنایی با نحوه پیدایش رشته كوه هیمالیا بیش از ۲00 میلیون سال پیش، هند، آفریقا، استرالیا و آمریكای جنوبی همگی به هم متصل بودند كه در جغرافیا به آن قاره پانگئا می گویند. طی چند میلیون سال بعد، این قاره بزرگ جنوبی شروع به تكه تكه شدن كرد و به قاره هایی كه ما امروزه می شناسیم، تقسیم شد. در همین رابطه، نظریه ای علمی ست كه می گوید قاره جنوبگان در روزگاری كه خشكی های زمین متحد بوده اند، به فلات ایران چسبیده بوده و بعدها از آن جدا شده است. این تغییرات زمین شناختی، سرآغاز پیدایش و شكل گیری بزرگترین و بلندترین رشته كوه های جهان یعنی هیمالیا به شمار می رود. در این بین اورست به عنوان بلندترین منطقه جغرافیایی جهان، محصول حركت هند به سمت شمال؛ یعنی به طرف قاره اوراسیاست. هند با سرعت ۱۵ سانتی متر در سال در جهت شمال به سمت اقیانوسی به نام تتیس كه روی پانگئا گسترده شده بود، حركت می كرد. بد نیست بدانید دریای خزر تنها بازمانده قابل ذكر همین اقیانوس عظیم باستانی ست. علاوه بر دریای خزر، امروزه صخره های دریایی و آتشفشان هایی كه لبه و حدود آن اقیانوس را تعریف می كردند، دیگر بازمانده های تتیس هستند. مكانیك پیدایش كوه ها برای اینكه با پیامدهای به هم پیوستگی هند و آسیا آشنا شویم، ابتدا باید با سطوح زمین آشنا شویم. به صورت كلی قاره ها در زمین توسط صفحات تكتونیك (صفحاتی كه باعث حركات قاره ها می شوند) حركت داده می شوند. در حال حاضر ۷ صفحه بزرگ در زمین وجود دارند كه مسئولیت اصلی حركت دادن قاره ها را برعهده دارند، علاوه بر آنها، چندین صفحه كوچكتر هم وجود دارند كه در مقیاس كوچكتر باعث جابه جایی خشكی ها می شوند. این احتمال وجود دارد كه در گذشته صفحات بیشتری هم همین كار را انجام می داده اند. در حال حاضر این صفحه ها با سرعت یك تا ۲۰ سانتی متر قاره ها را به هم نزدیك یا از هم دور می كنند. حركت این صفحه ها هم از گرمای بسیار زیاد در عمق زمین ناشی می شود كه نیروی اثر هم رفتی قدرت زیادی را برای آنها مهیا می كند. هم رفتی، پروسه ای فیزیكی در مایعات و گازهاست كه طی آن بر اثر گرما، مایع یا گاز سبك تر به خاطر چگالی بیشتر یا به اصطلاح سنگین تر بودن به پایین (نزدیك سطح) می آید و جریان گرم تر به خاطر چگالی كمتر جای جریان سردتر را می گیرد. این پروسه اگر در مقیاس بسیار بزرگی باشد (همانند هم رفتی درون زمین) می تواند انرژی بسیار زیادی تولید كند. صفحات قاره ای قاره ها به تعبیری رشته عظیمی از صخره ها هستند كه روی صفحات تكتونیك قرار دارند. جغرافی دانان می گویند قاره ها كف زمین (اشاره آنها به كفی ست كه بر بالاترین سطح مایعات قرار می گیرد و از آنجا كه قاره ها هم در بالاترین سطح زمین قرار دارند، به كف تشبیه می شوند) هستند كه از مواد معدنی سبك كه به مركز چگال زمین نفوذ نمی كنند، تشكیل شده اند. حداقل برای ۸۰ میلیون سال، صفحه اقیانوسی هند نزدیك شدن به صفحات جنوبی آسیا كه تبت را هم شامل می شود، ادامه داده است. جریان اقیانوسی شمال هند طی این عمل همانند یك لنگر بسیار بزرگ عمل كرد و یكباره به درون مركز زمین سرازیر شد. این جریان پرقدرت، صفحه قاره ای هند را هم به دنبال خود به سمت شمال و تبت كشید. به هم پیوستن صفحات جریان اقیانوسی كه به درون زمین سرازیر شده بود، باعث به وجود آمدن آتشفشان های زیادی در جنوب تبت شد. پس از این جریانات زمین شناختی در ۲۵ میلیون سال پیش، دیگر حركت سریع صفحه قاره ای هند كاملا متوقف شده بود. پس آن صفحه قاره ای هند به جای اینكه به سمت پایین كشیده شود، بر اثر جریانات عظیم آتشفشانی رو به بالا حركت كرد و باعث به وجود آمدن رشته كوه های عظیمی شد؛ رشته كوه هایی كه ما امروزه به نام هیمالیا می شناسیم
۱۰ میلیون سال پیش دو قاره درجهت مستقیم و عكس به هم نزدیك می شدند و قاره هند به دلیل وجود ساختارهای كوارتزی سبك در آن، دیگر نمی توانست در امتداد صفحه هند به درون زمین سرازیر شود. این زمان احتمالا موقعی ست كه زنجیره عظیم لنگری شكسته شده و صفحه هند كاملا به درون مركز زمین فرو رفته است. دانسته های علمی ما در مورد نحوه فعالیت قاره هند پس از این مرحله بسیار كم است، با این حال می دانیم كه طی مكانیزمی كه برای ما ناشناخته است، قاره هند شروع به حركت به سمت بالا كرد و همانند اهرمی به تبت رو به بالا فشار وارد كرد. در عین حال تبت هم همانند سدی باعث حركت هیمالیا رو به شمال می شد، در نتیجه هیمالیا چاره ای جز حركت رو به بالا نداشت، وگرنه بر اثر فشارهای وارده خرد می شد. در حال حاضر، صفحه تبت به صورت آزادانه ای زیر قله ها و اكثر مناطق تبت حركت می كند. آینده تبت در ۵ تا ۱۰ میلیون سال آینده، صفحات زیرین تبت و هیمالیا (صفحه هند) با همین سرعت فعلی به حركت ادامه خواهد داد، به همین خاطر تخمین اینكه این منطقه جغرافیایی ۵ تا ۱۰ میلیون سال دیگر چگونه خواهد بود، چندان گنگ و نامفهوم نیست. در ۱۰ میلیون سال دیگر، هند ۱۸۰ كیلومتر دیگر در تبت پیشروی خواهد كرد. این میزان، تقریبا به اندازه پهنای نپال است. از آنجا كه حدود جغرافیایی نپال روی قله های صفحه هند قرار دارد، این منطقه در ۱۰ میلیون سال دیگر تماما از بین خواهد رفت، با این حال رشته كوه های هیمالیا از بین نخواهند رفت. پس از این مدت هرچند قله های هیمالیا از بین نخواهند رفت، اما پراكندگی آنها متفاوت خواهد بود. قلل مرتفع در شمال منطقه قرار خواهند گرفت و قلل كوچكتر در سمت جنوب متمركز خواهند شد، اما پهنای هیمالیا به همین میزان فعلی باقی خواهد ماند. كی ۲ كی ۲ پس از اورست بلندترین قله جهان به شمار می رود، اما در میان كوهنوردان سخت ترین كوهی ست كه می توان از آن صعود كرد. این كوه را می توان اسوه سختی و استقامت در دنیا دانست. كی۲ مابین چین و منطقه جامو و كشمیر پاكستان قرار دارد. اسم آن از آنجا كی ۲ انتخاب شده است كه دومین قله سلسله كوه های كاراكروم در غرب هیمالیاست. در غرب این قله بیشتر به نام گودوین آستن شناخته می شود. هنری هاورشام گودوین- آستن سرباز و توپوگرافی انگلیسی بود كه در سال ۱۸۶۱ به عنوان دومین انسان اروپایی برای نقشه برداری به منطقه هیمالیای غربی سفر كرد. پس از آنكه گودوین آستن این قله را فتح كرد، نام او روی آن جاودانه ماند. به جز این دو نام، كی ۲ اسامی دیگری هم همانند چوگوری، لامبا پاهار، داسپانگ و كچو دارد. ارتفاع كی ۲ به ۲۸۲۵۰ فوت (۸۶۱۱ متر) می رسد و پس از اورست، دومین قله بلند جهان به شمار می رود. حدود جغرافیایی هیمالیا رشته كوهی بسیار بزرگ است كه تماما در آسیا قرار دارد. این منطقه بلندترین محدوده جغرافیایی زمین است . برای مقایسه ارتفاع زیاد هیمالیا بد نیست، بدانید قله آكونكاگوا در رشته كوه های آند در آمریكای جنوبی كه بلندترین قله زمین بیرون از هیمالیا به شمار می رود، ۶۹۶۰ متر ارتفاع دارد. در صورتی كه در هیمالیا حداقل ۳۰ قله با ارتفاع بالای ۷۶۲۰ متر قرار دارد. هیمالیا در زبان سانسكریت به معنای خانه برف است و در ۵ كشور پاكستان، هند، نپال، چین و بوتان گسترده شده و سه تا از بزرگترین رودخانه های جهان از آن سرچشمه می گیرند. این رودخانه ها هندو، گنگ - بهاماپوترا و یانگ تسه هستند. تخمین زده می شود حدود ۷۵۰ میلیون نفر در اطراف حوضه های آبریز رودخانه های هیمالیا زندگی كنند
همشهری

Monday، December 11، 2006

روز جهانی کوهها گرامی باد

کوهها بسیار بلندند اما در هیچ کجا آسمان را لمس نمی کنند
حدود یک پنجم سطح زمین را کوهها پوشانده اند و مسکن حداقل 10% از جمعیت جهان به شمار می روند. بیش از نیمی از جمعیت جهان به آبخیزهای کوهستانی وابسته اند. کوهها منابع اصلی آب شیرین جهان به شمار می روند. اروژنی یا کوه زایی یک اصطلاح فنی برای توصیف چگونگی شکل گیری کوهها می باشد. این کلمه از ترکیب دو واژه قدیمی یونانی به معنی "کوه" و "تولد" ساخته شده است
تولد کوه نوردی
سپاهیان هانیبال در سال 212 میلادی از کوههای آلپ گذشتند. این جمله هانیبال شهرت جهانی دارد که
کوهها بسیار بلندند اما در هیچ کجا آسمان را لمس نمی کنند
اما آنها نخستین کسانی نبودند که به کوهی صعود می کردند. پیش از سپاه هانیبال گزنفون در زمستان سپاه یونان را به ارتفاعی متجاوز از 2750 متر در آسیای میانه برده بود. وی در کتاب خود "آناباسیس" از سرمازدگی و کوربرفی یادنموده. همچنین در تاریخ از نبرد اسکندر در بختریا، ازبکستان امروزی (در پای رشته کوه پامیر) یاد شده که مربوط به سال 328 می باشد
اما بسیار تولد کوهنوردی را در سال 1492 زمانیکه آنتوان دو ویل به فرمان شارل هشتم پادشاه فرانسه به کوه ایگل با ارتفاع 2077 متر که برج عظیمی از صخره است، صعود کرد می دانند. با این حال حدود سه قرن طول کشید تا انسان دیگری به هدف فتح کوهی خود را به دردسر اندازد. ژاک بالما بازرس خزانه داری به همراه میشل گابریل پاکار که پزشک دهکده شامونی بود به قصد بردن جایزه ای برای فتح مون بلان عازم این کوه شده و درست در تابستان 1786 برفراز این کوه ایستادند. با صعود مون بلان عملا کوهنوردی متولد شد
کوهنوردی امروزه بیش از یک ورزش مفرح که بیشتر ماجراجویی است و از بخشهای مختلفی همچون: کوه پیمایی، صخره نوردی، یخ نوردی، اسکی کوهستان و...... تشکیل شده
اا دسامبر روز جهانی کوه ها بر عاشقان کوهستان گرامی باد

نقل از
اینترنت

Sunday، December 10، 2006

نامزدان کلنگ طلایی دنیا


نامزدان کلنگ طلایی دنیا
شانزدهمین مراسم اعطای کلنگ طلایی دنیا در روز 26 ژانویه 2007 در شهر گرنوبل فرانسه برگزار خواهد شد
در این دوره 5 صعود برتر سال 2006 نامزد دریافت جایزه ویژه مسابقات می باشند

ایگور چاپلینسکی، آندری رودینتسوف و اورت وربیتسکی بخاطر صعود یال شمالی شینگو چارپا

یان پارنل و تیم امیت بخاطر صعود برج جنوب شرقی دارنات دومه

پاول کوزک، صعود انفرادی جبهه جنوب شرقی چوآیو
منبع

در همین ارتباط
کلنگ طلایی آسیا

عروس کانچن چونگا


کوه مقدس
چومولاری7350 متر کوهی است مقدس برای بودائیان تبت و هر سال زائران زیادی که به دهکده پاری دسونگ در 10 مایلی کوه برای مراسم دعا می آیند، سری هم به دامنه های کوه مقدس زده، آنرا طواف می کنند. کوه چومولاری را بدلیل زیبائیش عروس کانچن چونگا می نامند. این کوه در مرز تبت و بوتان قرار دارد. جبهه شمالی کوه را دیواره ای عظیم به طول 2750 متر فرا گرفته. چومولاری نخستین بار در سال هزار و نهصد و سی و هفت توسط اسپنسر چاپمن و داوا لاما صعود شد. ارتفاع قله این کوه در منابع مختلف مابین هفت هزار و سیصد و چهارده تا هفت هزار و سیصد و پنجاه متر متغیر ذکر شده

--------------------------------------------------------------

پائیز 2005 تیمی از اسلونی به سرپرستی مارکو پریزل موفق شد مسیری نو را بر روی چومولاری گشایش نماید. آنها هم هوایی خود را بر روی قله 6706 متری جانگمو گوپشا صورت دادند، سپس به دو گروه جهت فعالیت بر روی دو مسیر متفاوت تقسیم شدند. 4 نفر دهلیز شمالی را هدف قرار دادند، آنها پس از بیتوته در ارتفاع 6800 متری خود را به یال شرقی رساندند و در 14 اکتبر از آن مسیر راهی قله شدند. بخش دشوار مسیر توسط اعضای تیم با درجه سختی
TD+,80/45-60
درجه بندی شد که حدود 1900 متر طول داشت
اما دو تن از اعضای تیم در شرایط باد شدید و درحالیکه لایه نازکی از یخ بر روی مسیر شمال غربی قرار داشت، موفق به فتح قله شدند. آنها نیز از ابتدای دهلیز شمالی صعود خود را آغاز نمودند، سپس با تراورس به سمت راست ازمسیری ترکیبی خود را به یال شمال غربی رساندند. این در حالی بود که شیب تند مسیر را برفی عمیق پوشانده بود، در حالیکه در زیر آن لایه ای از یخ نازک قرار داشت. آنها درجه مسیر را ام 6 مثبت ثبت کردند
کوه نوردان اسلونی برای صعود قله مجموعا 5 روز تلاش کردند. پس از صعود قله نیز آنها امیدوار بودند بتوانند از مسیر جنوبی به پائین باز گردند، اما شرایط بد جوی آنها را مجبور به بازگشت از همان مسیر صعود نمود و با یک شب مانی دیگر خود را به کمپ اصلی رساندند
مارکو سرپرست تیم می گوید: به طور معمول در یک صعود موفق تدارکات و پشتیبانی در کنار تاکتیک صعود نقش ارزشمندی را ایفا می کند
مارکو پریزل کوهنوردی است که صعودهای بیشماری را به سبک آلپی در آمریکا و آسیا صورت داده. او همچنین عضو تیم سال دو هزار و چهار صعود به کی 7- کاراکوسا – و نانگاپاربات بود که هر دو در یک برنامه به سرپرستی استیو هاوس آمریکایی انجام شد
منبع

Saturday، December 09، 2006

زمستان لوتسه

دیواره جنوبی لوتسه

زمستان لوتسه
آسامو تانابه یکی از بهترین سرپرستان صعودهای بلند در ژاپن به شمار می رود. او صعود چندین قله 7 و 8 هزار متری را در کارنامه خود دارد. از جمله صعودهای موفق او می توان به فتح زمستانی اورست در روز بیست دسامبر 1993 اشاره نمود. وی در سال نود و هفت نیز سرپرست تیمی از ژاپن بر روی جبهه غربی کی دو بود. ایشان قصد صعود مسیر ناتمام سال 1981 زاپنی ها را داشتند. در آن سال ژاپنی ها تنها تا ارتفاع هفت هزار و هشتصد متری کوه بالا رفته بودند. تیم آسامو مسیر خود را از جبهه غربی به سمت جبهه شمالی ادامه داد
اما زمستان امسال آسامو تانابه سرپرستی و هدایت تیمی از کوه نوردان ژاپنی بر روی جبهه جنوبی لوتسه را بر عهده خواهد داشت. اعضای تیم را گروهی از کوه نوردان آلپاین کلاب توکیو تشکیل می دهند. آسامو در سال 2001 نیز به همراه کوهنوردان توکیو بر روی این مسیر تلاش کرده بود و اینبار امیدوار است در زمستان موفق به صعود آن شود
لازم به ذکر است زمستان امسال علاوه بر کوه نوردان ژاپنی تیمی از کره نیز بر روی لوتسه تلاشی را صورت خواهد داد

Thursday، December 07، 2006

دشوارترین مسیر های دنیا

دشوارترین مسیر های دنیا
یک روز پس از صعود مسیر لارامبلا 5.15ای توسط ادو مارین که دومین صعود این مسیر بود، کریس شارما سومین صعود مسیر را بصورت ردپوینت (صعود کامل مسیر پس از چند تلاش ناموفق و سقوط) انجام داد. این مسیر دشوار که در سورانای اسپانیا قرار دارد، نخستین بار بوسیله رامون جولیندر سال 2003 صعود شد. کریس شارما را در این تلاش دانی اندردا، داو گراهام، و یوجی هیرایاما همراهی می کردند. شارما مسیر را پس از حدود 20 تلاش به شکل کامل صعود نمود
کریس شارما تنها سنگ نوردی می باشد که چند مسیر 5.15ای را در دنیا صعود نموده. وی نخستین بار در سال 2001 مسیر 5.15ای ریلایزیشن را در فرانسه صعود نمود. وی در سپتامبر گذشته در مایورکا مسیر ای اس پونتاس که احتمالا 5.15 می باشد را صعود نمود
سنگ نوردان اسپانیایی دانی آندرادا و برنابل فرناندز نیز از جمله کسانی هستند که موفق به صعود مسیر 5.15 شده اند
نقل از

http://www.desnivel.com/

معامله یا کلاه گشاد


!!!!!!! معامله پاياپاى
سازمان تربيت بدنى و شهردارى تهران معامله پاياپاى انجام دادند. شركت توسعه و تجهيز سازمان تربيت بدنى در ازاى واگذارى ۱۳ هزار متر از محوطه
جنوبى باشگاه انقلاب تهران به اجراى طرح پل كردستان، ۳ ميليارد تومان پول نقد و ورزشگاه كبكانيان شهردارى را دريافت كرد
کوه قاف: متاسفانه این دومین باری است که سازمان تربیت بدنی بخشی از با ارزشترین مجموعه ورزشی شمال تهران را به نام معامله پایاپای به ارگانی می بخشد! بار نخست سپاه و اینبار شهرداری از ضعف مدیریت ورزش بهره لازم را برده و تهران آلوده را به پارکینگ خودروها نزدیکتر نمودند
به امید معامله پایاپای مدیران ورزش
! باهر کسی که دلش برای ورزش پوسیده تهران بسوزد

Tuesday، December 05، 2006

برج شیپتون

دندانه ای بزرگ که تاکنون صعودی به خود ندیده. افراد کمی تا کنون جبهه شمالی برج 5850 متری شیپتون را از نزدیک دیده اند. این برج در تابستان گذشته از سوی دو کوه نورد اسلواک تلاش ناموفق دیگری را به خود دید. گوبو کامریک و ژوزف دودو از سمت راست برج معلق یخی بدلیل خرابی حالشان مجبور شدند پیش از رسیدن به نیمه راه بازگردند. آن دو قصد دارند در آینده بر روی همسایه برج شیپتون، اولی بیاهو با ارتفاع 6400 متر تلاشی را صورت دهند
نقل از

گردهمایی کوه نوردان


Monday، December 04، 2006

تسلیت

تسلیت
با خبر شدم، متاسفانه سرکار خان پوراندخت بوذری از بانوان فعال کوه نوردی کلاردشت و عضو تیم ملی بانوان در صعود به قله مراپیک پس از مدتی درگیری با بیماری سرطان شب گذشته در گذشت. این ضایعه تاسف بار را به خانواده آن مرحومه، جامعه کوه نوردی بخصوص کوه نوردان رودبارک تسلیت می گوئیم و برای آن مرحومه از درگاه خداوند منان طلب آمرزش داریم
روحش شاد

رویای صعود


رویای صعود
در جهان تنها ۱۴ قله با ارتفاع بیش از ۸۰۰۰ متر وجود دارد و تعداد اشخاصی كه در طول تاریخ توانسته‌اند همگی این ۱۴ قله را فتح كنند حتی از ۱۴ نفر هم كمتر است
اِد ویستورز یكی از این افراد است. دوران كودكی اِد در دشت‌های ایالت‌های میانی آمریكا یعنی جائیكه هیچ كوهی برای بالا رفتن از آن پیدا نمی‌شود سپری می‌گردد.در نوجوانی با خواندن كتابی در مورد فتح قله آناپورنا، عشق به كوه‌نوردی و فتح قله‌های بلند جهان در وجود او بیدار می‌شود و تصمیم به ترك محل تولد خود و سفر به سرزمین‌های كوهستانی می‌گیرد. در اكتبر ۱۹۷۷ درحالیكه هنوز چند هفته از شروع تحصیلاتش در دانشگاه واشینگتون نگذشته بود اولین كوه‌نوردی خود را با صعود به كوه سن هلن تجربه می‌كند. در آنجا با رسیدن به قله درمی‌یابد كه كوه‌نوردی، رؤیای واقعی زندگی اوست و در همانجا تصمیم می‌گیرد كه عمرش را وقف فتح بلندترین قله‌های جهان كند.ویستورز در ۱۹۸۹ با فتح قله كانچن چونگا به اولین صعود بالای ۸۰۰۰ متر خود دست می‌زند. كانچن چونگا كه در نپال واقع است، سومین قله بلند جهان است.سال بعد یعنی ۱۹۹۰، موفق به فتح اورست می‌شود. او این صعود را - همانند تمامی صعودهای دیگرش - بدون استفاده از كپسول اكسیژن انجام می‌دهد چراكه چالش با هوای كوهستان را دوست دارد. وی تاكنون پنج بار دیگر هم اورست را فتح كرده است.و اما همه كوه‌نوردان حرفه‌ای جهان می‌دانند كه فتح کی دو - یعنی دومین قله بلند جهان - آنهم در نخستین تلاش، كار بسیار دشواری است. اما ویستورز در آگوست ۱۹۹۲ موفق به این كار می‌شود. هرچند تیم آنها با شرایط نامساعد جوی روبه ‌رو می‌شود و از هم پاشیده می‌گردد اما او و همراهش اسكات فیشر تصمیم می‌گیرند كه تا سر حد امكان به پیش بروند و موفق هم می‌شوند - فیشر بعدها در یكی دیگر از صعودهای اورست، جان خود را از دست می‌دهدو اما بالاخره در ۱۲ ماه مه ۲۰۰۵ با صعود به قله آناپورنا، اِد ویستورز به جمع چند نفری كوه‌نوردان برجسته‌ای می‌پیوندد كه در طول تاریخ، موفق به فتح تمامی ۱۴ قله بالای ۸۰۰۰ متر جهان شده‌اند و بدین ترتیب، رؤیای كودكی‌اش - كه روزی با خواندن كتابی در مورد فتح قله آناپورنا در وجودش شعله‌ور شده بود - به حقیقت می‌پیوندد
منبع
National Geographic

Sunday، December 03، 2006

ببر برفها در آتش


ببر برفها در آتش
نام اولیه او نامیگال وانگری بود، اما یک لاما یا راهب بودایی او را تنسینگ نورگی خواند که به معنای پیر، ثروتمند و خوشبخت دین می باشد. در نتیجه شرپای جوان یک بودایی سرسپرده بار آمد. تاریخ و محل تولد تنسینگ نورگی مشخص نیست، اما به گفته خودش در سال هزار و نهصد و چهارده در دهکده تساچو در منطقه سولوخمبوی کشور نپال متولد شده. او یازدهمین فرزند از 13 فرزند یک خانواده پر جمعیت نپالی بود
دوران نوجوانی و جوانی را در دهکده تامی و در کوهپایه های اورست به سر برد و تمام دوران نوجوانیش را به چراندن یاک در دامنه های کوه ها گذراند و در حالیکه سایر برادران و خواهرانش درس می خواندند او هرگز به مدرسه نرفت و با چرای یاکها در رویای صعود به اورست، نوجوانی را پشت سر نهاد. در 15سالگی به دارجلینگ هند رفت و بعنوان باربر در آنجا شروع به کار کرد. درهمین زمان بود که مرزهای نپال بر روی خارجیها بسته شد و هیئتهای کوه نوردی مجبور بودند از سمت شمال، یعنی از طریق تبت به اورست بروند و طبعا می باید از هند و دارجلینگ سفر خود را پی می گرفتند. بدین شکل تنسینگ به رویاهای دوران نوجوانی خود نزدیکتر شد. در سال 1935 برای نخستین بار به همراه تیمی به سرپرستی اریک شیپتون به اورست رفت و به راحتی تا 6700 متری اوج گرفت. وی تا پیش از صعود قله در سال 1953، مجموعا 6 بار به همراه گروههای مختلف بر روی این کوه تلاش نمود. در دوران جنگ دوم جهانی مدتی را به عنوان سرباز در ارتش هند خدمت کرد. پس از پایان جنگ و با بازشدن مجدد دروازه نپال بر روی خارجیها، هیئتهای زیادی از سمت جنوب به دامنه های اورست گام نهادند و تنسینگ نیز به آرزوی خود نزدیکتر شد. تنسینگ را به خاطر عشق به اورست ببر برفها نام نهادند
سرانجام در سن 39 سالگی وی توانست به همراه تیمی از بریتانیا به سرپرستی جان هانت قله اورست را فتح نماید و بدین شکل باربر ساده و گمنام دیروز، شهرت جهانی یافته، سوژه بسیاری از شایعات، جدلها و مباحث گردید. جماعتی از از دو کشور هند و نپال شوریده و دیوانه وار هر کدام او را هموطن خویش می خواندند و زنده باد تنسینگ هیاهویشان بود. اما زمانیکه او برغم تولد در نپال جهت ادامه زندگی به دارجلینگ بازگشت، نپالیها هم ساکت شدند، زیرا برایشان مسلم شد وی تابعیت هند را پذیرفته
پس از صعود اورست تنسینگ به دارجلینگ بازگشت، و مدرسه کوه نوردی خود را در سال هزار و نهصد و پنجاه و چهار برای تعلیم جوانان هندی و نپالی بنا نهاد و ضمن فراگیری دوره های کوه نوردی در سوئیس و آشنایی با جدیدترین فنون کوه نوردی تا سال 1976 در آنجا به کار اشتغال داشت و البته بزرگترین مشوق هندیها برای پرداختن به کوه نوردی کسی جز او نبود. تنسینگ 3 بار ازدواج کرد و از زن آخر خود سه پسر و دو دختر داشت
سرانجام وی در سن 72 سالگی و در 9 می سال 1986 در شهر دارجلینگ هند درگذشت. طبق اظهار پزشک قانونی کلکته، تنسینگ سالها از ناراحتی شدید ریوی رنج می برده. راجیو گاندی نخست وزیر وقت هند با شنیدن خبر مرگ تنسینگ اعلام کرد:" همه مردم هند در مقابل این قهرمان ملی سر تعظیم فرود می آورند و من هم به نوبه خود، مراتب همدردی و تسلیت را به بازماندگانش ابراز می دارم

Asia Piolet d'or


کلنگ طلایی آسیا
هیئتی شامل فیلیپ دس کمپ (مدیر مجله کوهنوردی فرانسه)، والری بابانوف(کوه نورد)، سونیمی چی اکیدا( نویسنده مجله برف و سنگ در ژاپن) و دو روزنامه نگار مجله مرد و کوه در کره با اکثریت آرا یوروبکو و ساموئیلوف را بخاطر صعود مسیر نو در بهار دو هزار و شش بر روی ماناسلو بعنوان برترین کوه نوردان سال آسیا برگزیدند. بدون شک کوهنوردان قزاق برای این صعود کاندیدای کسب عنوان کلنگ طلایی دنیا که در پایان سال میلادی در فرانسه برگزار خواهد شد نیز می باشند
منبع

Saturday، December 02، 2006

کدام سختتر است


پانزدهمین دوره رقابتهای المپیک آسیا (بازیهای آسیایی) دیشب طی مراسم با شکوهی در شهر دوحه قطر افتتاح شد. در این دوره از بازیها ورزشکاران 45 کشور آسیایی به رقابت خواهند پرداخت. در مراسم افتتاحیه این بازیها حسین رضا زاده پرچمدار کاروان ایران بود
رضازاده در گفتگوی تلویزیونی با خبرنگار واحد مرکزی خبرکه پرسید کدامیک سختتر است حمل پرچم یا زدن وزنه؟ گفت: هر دو سختتر است! برای او در غیاب مربی نامدار بلغاری ایوان اف آرزوی موفقیت داریم
در این دوره همچنین سید حسین حسینی دوست خوبمان، از اعضای گروه کوه نوردی تهران نیز در رشته تیراندازی حضور دارد. حسینی عضو تیم اسپانتیک در تابستان 1382 و دارنده مدال طلای رقابتهای تیراندازی غرب آسیا می باشد. برای سید حسین و سایر اعضای کاروان ایران نیز آرزوی سربلندی و پیروزی داریم