Tuesday، October 31، 2006

اعلام آمار قلل 4000 متری ایران

علي‌آبادي: ايران 12 قله بالاي 4 هزار متر دارد
رييس سازمان تربيت‌بدني در حالي تعداد قله‌هاي بيش از چهار هزار متر ايران را 12 مورد ذكر كرد كه بر اساس آمار موجود، كشورمان داراي حدود 400 قله بيش ازبيش از چهار هزار متر است
اما نکات قابل ذکر دیگر جلسه
ورزش كوهنوردي هم از سوي مقام معظم رهبري، هم در مباني اسلام و هم در علوم مورد تاييد شده
اين ورزش همچنين امكانات زيادي هم نمي‌خواهد
آنچه كه سازمان از همكارانمان در فدراسيون كوهنوردي توقع دارد اين است كه كو‌ها را پوشيده از كوهنوردان كند
ايران 12 قله بالاي چهار هزار متر دارد و اين پتانسيل مي‌تواند زمينه به رشد گردشگري ورزشي كشور كمك كند
البته رئیس سازمان اشاره کرده که: آقاي هوايي كه رياست فدراسيون را برعهده گرفتند از دوستان قديمي ما هستند
‪ بايد در هر استان با نصب ديواره‌هاي استاندارد با بلند ترين ارتفاع در بهبود وضعيت اين رشته ورزشي بكوشيم
استاني مثل آذربايجان شرقي با آن همه شرايط مطلوب بايد در طول سال حدودپنجاه صعود همگاني را انجام دهد

نکته: احتمالا رئیس سازمان پیش از شروع جلسه با سرپرست جدید فدراسیون و دوست قدیمی خود مشورت کرده
بوده!
؟
‬‪

سنگنوردی قهرمانی آسیا


هیرایاما قهرمان آسیا شد
بازهم
یوجی هیرایاما قهرمان صاحب نام ژاپنی به مقام نخست آسیا دست یافت
پانزدهمین دوره رقابتهای سنگنوردی قهرمانی آسیا که از تاریخ بیست و شش تا بیست و نه اکتبر در چین تایپه برگزار شد، با برتری مطلق سنگنوردان شرق آسیا به پایان رسید و سنگنوردان کشورمان مقامی بالاتر از دهمی دست نیافتند. در این دوره یوجی هیرایاما از ژاپن با 37 سال سن به عنوان قهرمانی دست یافت، این در حالی است کهساچی آنما که حدود بیست سال از هیرایاما جوانتر بود عنوانی بهتر از دومی کسب ننمود. در سال 2005 و در رقابتهای آسیایی که در ایران و شهر کرمان برگزار شده بود محمد جعفری و امیر پیرویسی عناوین پنجم و ششم را به خود اختصاص داده بودند
در این دوره از رقابتها آرتیمس فرشاد یگانه با کسب عنوان دهمی بالاترین رتبه را در میان ایرانیان حاضر در بخش سختی مسیر کسب نمود

تاد اسکینر در گذشت


تاد اسکینر دیواره نورد مشهور و از پیشگامان این فن در دنیا بر اثر سقوط از روی دیواره ای در یوسیمیتی در گذشت.

تاد اسکینر کوهنورد 47 ساله آمریکایی و از پیشگامان دیواره نوردی و صعودهای آزاد آمریکا بر روی دیواره های بلند پس از آنکه مسیری نو را در نزدیکی بریدال ول گشایش نمودند، در هنگام فرود بر اثر حدود 150 متر سقوط جان باخت.
او که سابقه گشایش مسیر و صعود آزاد بر روی دیواره ها در 26 کشور دنیا از آمریکا و کانادا تا قراقروم پاکستان، مالی و کنیا را داشت، در23 اکتبر بعلتی نامعلوم سقوط نموده و جان باخت. برای کسی مشخص نیست که ایراد از امکانات و تجهیزات بوده یا یک اشتباه ساده او را به کام مرگ کشانده، البته این شبهه وجود دارد که علت سقوط ایرادی بوده که در صندلی کوهنوردی وی بوجود آمده و بر اثر پارگی آن وی به اعماق دره سقوط نموده. این اتفاق پس از آن رخ داد که وی و هم طنابش موفق به گشایش مسیری نو بر روی رخ لنینگ تاور در پارک ملی یوسیمیتی شدند و قصد بازگشت به پائین دیواره را داشتند.
تاد اسکینر متولد 28 اکتبر سال 1958 در پیندال ایالت وایومینگ و دارای همسر و سه فرزند بود.
از برجسته ترین صعودهای وی می توان به موارد زیر اشاره نمود
صعود آزاد مسیر سلت وال در ال کاپیتان با درجه 5.13 بی، به همراه پائول پیانا – در این صعود تاد دچار شکستگی دنده و پائول دچار شکستگی پا شد
اولین صعود آزاد رخ شمال غرب دیواره هاف دام در یوسی میتی
نخستین صعود رخ شرقی ترانگو تاور
اولین صعود آزاد کاگاپاماری از مسیر جدید
نخستین صعود آزاد آلامرتورسوک در گرینلند
و دهها مسیر بلند و دشوار در دنی
ا
منبع
در همین رابطه
سایت اختصاصی تاد اسکینر

Monday، October 30، 2006

قیچی ساز و فتحی دیگر


قیچی ساز و فتحی دیگر
عظیم قیچی ساز کوهنورد توانمند کشورمان توانست بعنوان نخستین ایرانی نوشاق به ارتفاع هفت هزار و چهارصد و نود و دو متر بلندترین کوه افغانستان را فتح نماید.وی که به همراه آقایان علیان و عمیدی از کوهنوردان خوب خراسانی جهت شناسایی قلل افغانستان به این کشور سفر نموده است هفته گذشته موفق شد به تنهایی بر فراز قله 7492 متری نوشاق بایستد. قیچی ساز و همراهانش هم اکنون به دهکده های مجاور کوهستان بازگشته اند و این خبر را شب گذشته در تماس با تبریز و مشهد به اطلاع دوستان رساند. این پیروزی را به عظیم و همراهانش تبریک می گوئیم
یادآوری
عظیم قیچی ساز در سال 1381 قله 6400 متری ماربل وال در قزاقستان، 1383 قله7027 متری اسپانتیک در پاکستان و در سال هشتاد و چهار قله اورست را فتح نمود، ضمن آنکه در سال هشتادو دو و هشتاد و سه عضو تیمهای تلاش کننده بر روی گاشربروم یک و دیران پیک نیز بود

Saturday، October 28، 2006

جی پی اس کوهها

برآن شدم تا بخشی را در وبلاگ کوه قاف به ارائه جی پی اس مسیرهای ثبت شده در طبیعت ایران بویژه کوهها اختصاص دهم. دوستانی که تمایل دارند همراهی کنند می توانند با ارسال مسیرهای ثبت کرده خودشون به ایمیل

reza.zarei@gmail.com

آنهارا با نام خود دروبلاگ کوه قاف قرار دهند. هدف از این کار گردآوری مجموعه ای کامل از مسیرهای ثبت شده درطبیعت ایران زمین بویژه کوه های ایران و شاید کمک به رشد فرهنگ استفاده از جی پی اس می باشد

با توجه به تجربه کمی که در این راه دارم خواهشمندم نظرات و پیشنهادهای خود را در این مبحث اعلام نمائید تا بتوانم از تجربیات دوستان به بهترین نحو بهره بگیرم

ضمنا خواهشمندم در ارسال مسیرها به نکات زیر توجه نمائید

  1. مشخصات فرستنده: نام و نام خانوادگی، آدرس ایمیل یا وبلاگ و سایت
  2. مشخصات مسیر: نام رشته کوه،جنگل، کویر، قله، مبدا علامت گذاری و مقصد
  3. نوع جی پی اس که مسیر با آن ثبت شده
  4. مسیرها به شکل فایل مپ سورس ارسال شود

ضمنا مسئولیت هرگونه اشتباه در ثبت مسیرها بر عهده شخص ثبت کننده مسیر می باشد

دانلود فایل مپ سورس

آموزش جی پی اس

آموزش جی پی اس به زبان فارسی

آموزش مپ سورس

.................................................

نمونه ای از مسیرهای ثبت شده

آدرس: وبلاگ کوه قاف

Sunday، October 22، 2006

پرش مرگ

هزاران نفر شاهد پرش يك چترباز به سمت مرگ از يك پل در جريان فستيوالي كه روز شنبه برگزار مي‌شد، بودند
شوبرت اهل كاليفرنيا از سال 1966 در پرش از مكان‌هاي ثابت مشهور شده بود. او و دوستش، نخستين كساني بودند كه از
صخره هزار متري «ال كاپيتان» در پارك ملي «يوسي میتی» كاليفرنيا به پايين پريدند
.......ادامه

استاد جغرافیا


از مرز که گذشتیم پرده اتوبوس رو کنار زد و با تعجب گفت: نگاه کن چه جالب دماوند از اینجا هم پیداست!؟

زمستان نانگاپاربات

کریستوف ویلیچکی کوهنورد بزرگ لهستانی پنجمین فاتح تمامی هشت هزار متریها وی در کارنامه خود نخستین صعود زمستانی به سه قله اورست، لوتسه و کانچن چونگا را دارا می باشد
آرتور هازار از لهستان نیز به 4 قله 8000 متری صعود نموده، که از آن جمله می توان به صعود زمستانی قله آناپورنا اشاره نمود
داریوژ زالوسکی فاتح 4 قله 8000 متری می باشد، او 4 تلاش ناموفق زمستانی به قلل کی2، ماکالو، نانگاپاربات و شیشاپانگما را در کارنامه خود دارد
جان زولیک نیز در کارنامه خود نخستین صعود زمستانی شیشاپانگما و همینطور تلاش زمستانی بر روی کی دو را داراست
این آمار تنها بخشی از کارنامه کوهنوردان بزرگ لهستانی است که تیمی توانمند را برای تلاش زمستانی بر روی نانگاپاربات گردآورده اند
این تیم را همچنین افراد زیر همراهی می نمایند
کریستوف تاراسویچ با 3 صعود 8000 متری، در این تیم تنها پرمیسلاو لوزنسکی فاقد کارنامه ای بر روی 8000 متریها می باشد
البته قرار است ماسیژ پاولفسکی نیز این تیم را همراهی نماید، گرچه او هنوز اعلام آمادگی ننموده. پاولفسکی همان کسی است که در نخستین صعود زمستانی چوآیو کاکوسکای بزرگ را همراهی نموده بود، وی همچنین تجربه تلاش زمستانی بر روی هفت قله هشت هزار متری را دارا می باشد
این تیم را علاوه بر کوه نوردان، مسئول تدارکات، پزشک و دو باربر ارتفاع پاکستانی همراهی می نمایند
کوهنوردان پاکستانی احتمالا حسن سدپارا فاتح 5 قله 8000 متری پاکستان و رسول از اهالی دهکده شمشال با 3 صعود 8000 متری خواهند بود
این تیم برای آمادگی بیشتر هم اکنون در کشور نپال به سر می برد تا پس از صعود کوه آمادابلام در تاریخ 5 دسامبر راهی پاکستان شود. کوهنوردان بزرگ لهستانی برای صعود نانگاپاربات یکی از دو مسیر کینشوفر در دیامیر و مسیرگشایش شده توسط هنس شل بر روی رخ روپال را هدف قرار خواهند داد
این پنجمین تلاش کوهنوردان لهستانی برای صعود زمستانی نانگاپاربات می باشد
منبع

Wednesday، October 18، 2006

فرود از اورست با اسکی

آبشار یخی، یخچال خومبو
در اکتبر سال 2000 داوا کارنیکار کوهنورد و اسکی بازاهل اسلونی توانست نخستین فرود کامل جبهه جنوبی اورست با اسکی را از قله تا کمپ اصلی صورت دهد

ناگفته‌هاي آخرين افتخار يك رئيس


ناگفته‌هاي آخرين افتخار يك رئيس

خبرگزاري فارس: با صعود نخستين زن مسلمان بر فراز بلندترين قله جهان، پرونده 20 ساله افتخارات صادق آقاجاني نيز بسته شد؛ اما اين صعود نيز با ناگفته‌هاي فراواني همراه بود.

پس از يك سال و در جريان تغييرات مديريتي فدراسيون كوهنوردي، براي نخستين بار پس از بيست سال گفت و گويي در قالب "ناگفته‌هاي آخرين افتخار " به عنوان اولين گزارش از صعودهاي انجام شده در منطقه هيماليا از سوي مربي تيم بانوان صعودكننده به اورست ارائه شد.
در جريان جنگ جهاني دوم و حضور مستشاران خارجي، به ويژه آلمان‌ها در ايران، كوهنوردي دچار تحولات اساسي شد و به شكلي جدي پايه‌گذاري شد؛ به خصوص حضور ولف گتر آلماني و پس از آن لهستاني‌ها و فرانسوي‌ها در منطقه علم كوه و دماوند كه همراه با انجام كارهاي بزرگ بود. همين انگيزه‌اي شد براي كوهنوردان ايراني كه پيرو اين اقدامات فعاليت هاي خود را آغاز كنند.
كوهنوردان ايراني براي نخستين بار در دهه 50 با حمايت سازمان تربيت بدني فعاليت هاي برون مرزي خود را با اعزام تيم هاي ملي به منطقه هيماليا و شناسايي بلندترين قله جهان (اورست) آغاز كردند. آنها در سال 1355 براي نخستين بار موفق شدند به عنوان اولين 8 هزار متري، قله ماناسلو (هشتمين كوه مرتفع جهان) را به صورت مشترك با تيمي از ژاپن صعود كنند.
پس از آن، در سال 1356 صعود آزمايشي براي صعود اورست (8850 متر) از جبهه شمالي تا ارتفاع 7500 متر صورت گرفت تا سال بعد، اين قله به تسخير ايرانيان درآيد. با وقوع انقلاب اسلامي اين اتفاق با تاخير 20 ساله، در سال 1377 به وقوع پيوست و تيم مردان ايران موفق شد اين قله را به تسخير خويش درآورد.
كوهنوردي بانوان نيز مانند ساير رشته‌ها، باتوجه به عدم حمايت‌هاي مالي و امكاناتي به لحاظ فني و تجربي، روز به روز از مردان فاصله گرفت.
با طرح ادغام انجمن ورزش بانوان با فدراسيون‌ها، انگيزه اي ايجاد شد تا رئيس وقت فدراسيون (صادق آقاجاني) طرح اعزام بانوان به اورست را در راس كارهاي خود قرار دهد و تصميم بگيرد، اين صعود را به هر قيمتي به اجرا درآورد. اينكه چرا با اين سرعت و با اطلاع از سطح پايين كوهنوردي بانوان، با كمتر از 4 ماه اردو اين برنامه طراحي شد، سؤالي بود كه در اين مصاحبه با حضور رضا زارعي، فاتح 5 قله 8 هزار متري و مربي تيم‌هاي اعزامي به منطقه هيماليا از سال 1378 و سرمربي تيم بانوان در اردوهاي آمادگي و انتخابي اورست 84، به آن پرداخته شد. متن اين گفت و گو را در زير مي‌خوانيد:
فارس: برنامه صعود اورست بانوان چگونه و با چه هدفي طراحي شد؟
هسته اوليه صعود از سوي بانوان در سال 81 ريخته شد. بعد از تجربياتي كه فدراسيون از اورست 77 به دست آورد و باتوجه به جهشي كه در كوهنوردي مردان ايجاد شد، براي تكان دادن كوهنوردي بانوان، به يك محرك قوي احساس نياز مي‌شد.
فارس: با وجود تجربه بسيار كم بانوان در هيماليانوردي، چرا اورست به عنوان اين محرك انتخاب شد؟
ورزش بانوان در اختيار انجمن ها بود. از سويي، با پيش آمدن بحث جابجايي رؤساي فدراسيون ها، آقاجاني رئيس وقت فدراسيون مصمم بود كه اگر تصميم به تغيير وي باشد، حتما اين صعود را انجام دهد. روي اين اصل فشار زيادي به انجمن و فدراسيون آورد تا اين كار به مرحله نهايي برسد؛ اما تجربه تلخي كه از صعودهاي ماكالو و شيشاپانگما به لحاظ عدم حمايت مالي سازمان تربيت بدني داشت و باتوجه به اينكه هنوز چك هاي اين دو صعود برنامه پرداخت نشده و شخص آقاجاني مقروض بود، برنامه 81 را لغو كرد. با اجراي طرح ادغام ورزش بانوان و آقايان، فدراسيون تصميم گرفت با برعهده گرفتن مسئوليت، يك صعود بزرگ را در سال 84 آغاز كند. از سويي، ورزش تا اندازه زيادي در جامعه رشد كرده و مورد اقبال همه اقشار جامعه بود. در چنين شرايط مناسبي، اين صعود مي توانست براي فدراسيون و شخص آقاجاني نتايج درخشاني در پي داشته باشد. براي همين خيلي سريع بحث صعود در نظر گرفته و سعي شد با استناد به تجربيات بسيار اندك بانوان (مراپيك، پومري، نيرخواه و آرارات) و صرفا به پشتوانه تيم باتجربه‌اي از مردان، اين صعود به مرحله اجرا برسد.
فارس: نظرتان درباره صعودهاي ايرانيان در هيماليا به شكل توريستي (اكسپديشن) و نه ملي، چيست؟
اكسپديشن همان هيئت اعزامي است كه مي تواند به صورت مشترك، تجاري يا ملي باشد. نخستين صعودي كه انگليسي‌ها انجام دادند، با نقش آفريني بالاي نپالي ها صورت گرفت و فاتح اورست كنار يك باربر نپالي به قله رسيد. از دهه 70 با توجه به حوادثي كه در هيماليا نوردي رخ داد، كوهنوردي به يك ورزش خطرناك بدل شد. از سويي، بيشتر كشورها از اعزام تيم ها به شكل ملي سرباز زدند و بحث شركت‌هاي تجاري پيش آمد. هر چند كشورهاي اروپاي شرقي با توجه به هزينه‌هاي بالاي هيمالانوردي، همچنان كوهنوردان خود را در قالب تيم هاي ملي حمايت مي كنند. البته بحث بستن قرارداد با شركت هاي توريستي در منطقه از سوي دولت‌هاي نپال و پاكستان نيز به وجود آمد. پس مي توان گفت كه خيلي از كشورها با حمايت شركت هاي توريستي، هيمالايانوردي مي كنند.
فارس: تا به امروز هيچ تيم ايراني نتوانسته به شكل مستقل در هيماليا فعاليت كند؟
نمي توان به اين شكل قضاوت كرد چراكه از يك دهه فعاليت نبايد انتظار پيشرفت بيشتري داشت. از سويي، ايرانيان روي 7 هزار متري‌ها كاملا مستقل عمل كرده اند؛ با توجه به اينكه در منطقه پامير هزينه باربر بسيار بالا است.
فارس: در سال جاري تيم بانوان تركيه بدون حمايت از سوي شركت هاي توريستي و كاملا مستقل با چهار كوهنورد بر فراز قله اورست ايستاد؛ اما بانوان ما سال گذشته با توجه به اظهارات خودشان كاملا توريستي صعود كردند. اگر اين مسئله درست است، لزوم ملي عنوان كردن آن چيست؟
حرفه اي يعني بدون اكسيژن صعود كردند. چند كوهنورد وجود دارد كه بدون اكسيژن اين قله را صعود كرده اند؟ تمامي تيم‌هاي حاضر در منطقه از 8 هزار متري، با اكسيژن صعود كردند؛ اما تيم بانوان با توجه به اينكه اسم نخستين زن را يدك مي كشيد و از طرفي، هزينه بسيار زيادي صرف آن شده و باتوجه به اينكه سطح تيم ما به لحاظ تجربه از ديگران بسيار پايين تر بود، نياز به پشتيباني بالاي داشت. براي همين بانوان از 7 هزار متري با اكسيژن به تلاش خود ادامه دادند.
فارس: بهتر نبود از 7 هزار متري‌ها شروع مي كرديد؟
در اين موضوع چند نكته وجود دارد؛ اول بحث مالي بود. اگر قرار بود ابتدا روي 7 هزار متري ها كار شود، بايد يك هزينه اضافي صرف مي شد. احتمال شكست هم خيلي زياد بود و در صورت عدم موفقيت روي 7 هزار متري ها، ضربه سختي بر پيكره كوهنوردي بانوان وارد مي شد و در نهايت اينكه نمي‌شد فرداي كوهنوردي را پيش بيني كرد.
فارس: در هيچ رشته اي قابليت پيش بيني وجود ندارد. با كمي صبر و برنامه‌ريزي صعود بهتري انجام نمي‌شد؟
شرايط به لحاظ فرهنگي كاملا آماده بود؛ هر چند به لحاظ تجربي خيلي زود بود. براي همين فدراسيون تصميم گرفت اگر قرار است براي يك بار شانس خود را امتحان كند، اورست باشد؛ چه صعود انجام شود و چه نشود. در ايران هم زمانيكه تيمي شكست مي خورد، هر برنامه اي كه بعد از آن اجرا شود، استناد به همان شكست مي شود.
فارس: اما همين اصرار ممكن بود به قيمت جان يكي از كوهنوردان تمام شود. ( ليلا بهرامي، عضو تيم حمله به قله در ارتفاع 7 هزار متري دچار ارتفاع زدگي شد و در كمپ دو به حالت كما رفته و به شكل معجزه آسايي در ايران به هوش آمد)
بحث ليلا بهرامي صرفا روي سهل انگاري‌ها پيش آمد. بخش عمده آن به خود كوهنورد، بخش ديگر به پزشك و بخش ديگر نيز در چارچوب سرپرستي مي گنجيد. مسئله صعود سريع نبود؛ بلكه اعتماد بيش از حدي بود كه سرپرست (صادق آقاجاني) به برخي نفرات داشت. اين احساس به رئيس فدراسيون دست داده بود كه اين نفرات روئين تن هستند و هيچ مشكلي براي آنها پيش نخواهد آمد. اگر سرپرست تيم به بهرامي نيز مانند ديگر نفرات نگاه مي كرد، شايد هيچوقت دچار چنين حادثه اي نمي شد؛ اما در مورد پزشك، بارها اين قضيه را مطرح كردم كه با صعود پزشك به قله مخالف بودم. حضور پزشك در كمپ هاي بالا مي توانست خوب باشد؛ اما به جهت انجام يك امر پزشكي. خود آقاجاني نيز با صعود دكتر گودرزي مخالف بود. اين به دليل فشاري بود كه از سوي معاون سرپرست (اقبال افلاكي) و خود پزشك در كمپ هاي بالا وارد شد كه نفرات صعود كننده نياز به اين امر دارند. البته بهرامي پس از آنكه از كمپ 3 (7300) به كمپ 2 در ارتفاع 6500 بازگشت، در شرايط خوبي بسر مي برد؛ اما اينكه بعدا چه اتفاقي مي افتد، قابل پيش بيني نبود. يكي از عواملي كه باعث شد حال وي رو به وخامت رود، ماندنش در كمپ دو بود؛ چيزي كه لزومي نداشت. تجربه نشان مي دهد بهرامي بايد مستقيما به كمپ اصلي باز مي گشت. نبايد از اين مسئله غافل شد كه نمي توانيم با صراحت بگوييم كه اين بيماري به دليل اورست بوده است. ممكن بود در هر ارتفاع ديگري هم پيش بيايد.
فارس: چرا پزشك تيم بحث ارتفاع زدگي را رد كرد؛ در حاليكه پزشكان خارجي حاضر در منطقه نيز به اين مسئله تاكيد داشتند؟
بحث ادم (ارتفاع زدگي) تا زمانيكه به كمپ اصلي و كاتماندو (پايتخت نپال) برسيم، مطرح بود؛ اما پزشك تيم كاملا با آن مخالفت مي كرد و شرايط روحي را عامل اصلي عنوان مي كرد؛ هر چند نبايد اين شرايط را ناديده گرفت. به طور مثال زمانيكه در كمپ دو بهرامي با تيم بازگشت از قله روبرو شد، شوك خيلي بدي به وي وارد شد. مسئله اي كه هيچكس تا به امروز آن را مطرح نكرده است. مي توانيد از افرادي كه آن زمان كنار بهرامي بودند، بپرسيد چراكه همين نفرات با روبرو شدن فاتحان قله با وي مخالف بودند چون احساس مي كردند تاثير بدي بر روحيه بيمار خواهد گذاشت؛ اما زمانيكه همه فكر مي كردند بهرامي بي‌هوش است، با روبرو شدن با نفرات شروع كرد به گريه كردن و با اين شوك از همان شب حالش رو به وخامت گذاشت.
فارس: چرا بهرامي در كمپ دوم ماند؟
اين به بحث سرپرستي برمي‌گردد. احساس مي كنم وي حواسش كاملا به تيم حمله بود. از سويي، وقتي بهرامي با پاي خود به كمپ دوم بازگشت، ديگر از وي غافل شد؛ حتي زمانيكه دچار اين حادثه شد، با استناد به شناختي كه از قبل داشت، باورش نمي شد وي دچار حادثه شود.
فارس: چرا سرپرست تيم از شرايط و توانمندي واقعي نفرات بي‌اطلاع بود؟
در پايان آخرين اردوي تداركاتي و انتخابي تيم ملي در همان محل اردو، رئيس فدراسيون از من و ساير مربيان خواست با توجه به عجله اي كه در بستن تركيب داشت، نفرات را معرفي كنيم. اين برخلاف اردوهاي قبل بود چراكه در هر انتخابي، مربيان با برگزاري يك نشست و بررسي تمامي شرايط، تيم را مي بستند؛ اما اين بار فرق مي كرد. از ميان 14 كوهنورد باقي مانده، بايد 5 نفر به عنوان تيم اصلي انتخاب مي‌شدند. از مخالفين انتخاب بهرامي بودم. تمامي مدارك در اين مورد موجود است. آخرين نفري بود كه از من راي گرفت. در جريان انتخاب تيم حمله به قله نيز به وي راي ندادم. باتوجه به شناختي كه در اردوها از وي داشتم، مي دانستم نه به لحاظ جسمي و نه به لحاظ روحي، شرايط حضور در اورست و صعود به قله را ندارد.
فارس: پس چگونه در تركيب قرار گرفت؟
از نظر من حضور وي ميان 14 نفر آخر هم جاي بحث داشت. زمانيكه به عنوان مربي بانوان با انتخابش مخالفت كردم، رئيس فدراسيون صراحتا اعلام كرد وي جزء تيم من است؛ حتي اگر مجبور باشم با هزينه شخصي وي را به اورست ببرم.
فارس: ساير نفرات هم به همين شيوه انتخاب شدند؟
برخي افراد باوجود عدم صلاحيت فني، صرفا به دليل نفوذ هم استاني‌هايشان ميان مربيان و فدراسيون انتخاب شدند و اين منحصر به يك استان نبود. به اين شكل كه ديگران در جريان اردوها بيشتر به نفر رسيدگي كردند تا در تيم اعزامي و حتي تيم حمله قرار بگيرد. خيلي از نفرات در اين شرايط بالا آمدند.
فارس: ميان تيم اصلي اعزامي به اورست نام همسر شما نيز بود. آيا حضور وي نيز با اين شرايط فراهم شد؟
زمانيكه از 14 نفر نهايي و مربيان درمورد انتخاب تيم اعزامي نظرخواهي شد، همسرم به عنوان پنجمين نفر انتخاب شد. فرض بگيريم مربيان براي من وي را انتخاب كردند؛ اما 14 نفر نهايي نيز بر اساس مدارك موجود، وي را به عنوان پنجمين نفر برگزيدند. پس اين شايستگي را داشت؛ اما متاسفانه حضور وي به عنوان همسرم باعث شد كه حتي سرپرست، شايستگي هايش را ناديده بگيرد و در حقش اجحاف شود.
فارس: در تمامي برگه هاي نظرخواهي خواسته شده بود مشخصات كامل خود را نيز قيد كنند؛ اگر به اين شكل نبود، فكر مي كنيد باز هم همسر شما پنجمين نفر بود؟
پس اين نشان دهنده بي صداقتي افراد است.
فارس: آيا در فضايي كه نفوذ و سفارش از سوي مربيان و حتي رئيس فدراسيون حرف اول را مي زند، مي توان انتظار صداقت داشت؟
متاسفانه هميشه اين مسائل وجود داشته است.
فارس: چرا همسر شما با وجود مجوز صعود، در تركيب تيم حمله قرار نگرفت؟
از سوي هم تيمي هاي خود دچار كم لطفي قرار گرفت و فضا به شكلي ايجاد شد كه به سرپرست اين احساس دست داد كه نبايد جزء تيم حمله باشد.
فارس: فكر نمي كنيد در مورد همسرتان احساسي برخورد مي كنيد؟
مسئله حضور در تيم اعزامي يك مسئله بود و انتخاب نشدنش ميان تيم حمله بحث ديگر؛ اما احساسات بخش از زندگي هر انسان است و مي تواند عاقلانه يا غيرعاقلانه باشد؛ اما در مورد ساير اعضاي تيم مي توانم بگويم 90 درصد احساساتم را كنار گذاشتم.
فارس: باوجود اينكه نفرات اصلي و داراي مجوز صعود مشخص بودند، لزوم حضور نفرات ذخيره (دو خانم و دو آقا) به مدت سه ماه در ارتفاعات پايين چه بود؟
حضور نفرات ذخيره به اصرار برخي مربيان و معاون سرپرست بود؛ حتي در كاتماندو نيز سرپرست برنامه تصميم گرفت آنها بازگردند؛ اما همين نفرات وقتي در بيس كمپ متوجه شدند كه مجوز ندارند، باوجود عدم توانايي براي بالا آمدن آن هم به خاطر بدي حالشان مدعي شدند كه اگر مي دانستيم، نمي آمديم.
فارس: چرا ديگر شاهد حضور دو خانم فاتح اورست در عرصه كوهنوردي نيستيم؟
متاسفانه در سيستم ما زمانيكه كسي به موفقيت مي رسد، آنقدر در موردش احساسي برخورد مي شود كه فرد از خودش هم مي ترسد؛ حتي حاضر نمي شود در يك دوره مربيگري هم شركت كند چراكه مبادا از كسي پايين تر قرار بگيرد. اين فرد ديگر تمام شده است. شايد اگر در مورد تقدير از اين ورزشكاران معقولانه تر برخورد مي شد، چه بسا مي توانستيم از تجربيات صعودشان در كوهنوردي بانوان بهره ببريم.
فارس: فدراسيون آنها را رها نكرده است؟
شايد هم آنها، كوهنوردي و فدراسيون را رها كرده اند. روزيكه از قله باز مي گشتيم، يكي از آنها در كمپ سه گفت: "وقي پايين برسيم، به همه مي گويم با چه مشقتي به قله رسيدم و چقدر ديگران براي من زحمت كشيدند "؛ اما وقتي رسيد پايين گفت: "در دوران كودكي به مادرم گفتم به عنوان اولين زن، اورست را صعود مي‌كنم ". اين دو يك بار هم از كسي كه كارابين و يومار (وسيله حمايتي كوهنورد روي طناب) را به طناب متصل مي كرد يا از كسي كه كپسول اكسيژن و كيسه خوابشان را حمل كرد، نام نبردند. (فقط براي اينكه به هرقيمتي شده به قله برسند) بحث اينجا است كه وقتي پايين مي رسيم، همه چيز را فراموش مي كنيم و به راحتي اعلام مي كنيم اورست راحت بود و توريستي صعود كرديم.
تيم بانوان ايران اسفند 83 با تركيب هفت كوهنورد، كنار تيم مردان با تركيب هفت ورزشكار و 3 مربي با سرپرستي صادق آقاجاني، رئيس وقت فدراسيون، پس از حضور در اردوهاي تداركاتي با هدف صعود قله اورست راهي نپال شد. خرداد 84 لاله كشاورز و فرخنده صادق همراه تيم حمله مردان موفق شدند بر فراز بلندترين قله جهان بايستند.

Monday، October 16، 2006

مرگ در سکوت کوهستان

گردنه نانگ پالا از کمپ اصلی چوآیو
مرگ در سکوت کوهستان
پیش از ورود چینی ها و حکمرانیشان در تبت در سال 1949، تبت دارای 5 میلیون سکنه بود و مستقل از کشور چین اداره می شد. اما با هجوم چینی ها به تبت 1 میلیون تبتی کشته شدند و حدود 6000 صومعه ویران شد
امروزه ساکنین اصلی تبت در کشور خود در اقلیت به سر می برند، کارهای مهم در اختیار چینی هایی است که به تبت آمده اند. چند هزار تبتی هر سال کشورشان را برای آزادی مذهبی و زندگی بهتر ترک می کنند

کشتار در کمپ اصلی چوآیو
حدود دو هفته از کشتار تعدادی از راهبان و اهالی تبت در گردنه نانگ پالا می گذردگردنه نانگ پالا مابین نپال و تبت بوده و در مجاورت کمپ اصلی چوآیو قرار دارد، این محل گذرگاهی است برفی که از سالها قبل اهالی تبت از آن طریق برای تجارت به نامچه بازار می رفتند. کوهنوردان رومانیایی که به طور اتفاقی در کمپ اصلی حضور داشته و شاهد این حادثه تلخ بودند می گویند: سربازان چینی بومیان تبتی را همچون حیوانات بر روی یخچال شکار می کردند، گویی شکارشان یک موش صحرایی، سگ یا خرگوش یا هرچه می خواهید اسمش را بگذارید است. آنها فیلمها و عکسهای گرفته شده خود را در اختیار سایتها و خبر گذاریها قرار دادند
اغلب عابران گردنه نانگ پالا را کودکان، نوجوانان و راهبان تبتی تشکیل می دادند. از حدود 70 نفری که در گروه بودند، تعداد 40 نفر موفق به فرار شدند و تنها 30 نفر که اکثر آنها را کودکان تشکیل می دادند در دام سربازان چینی گرفتار شدند
در فیلم تهیه شده توسط کوهنوردان به وضوح مشخص است که یکی از راهبان قربانی از پشت سر مورد هدف گلوله قرار گرفته. فیلمبردار گروه کوهنوردان رومانیایی می گوید: گویی سربازان سگی در حال فرار را هدف قرار داده اند
فیلمها همچنین فراریان را در حال مخفی شدن در پشت چادر توالتهای کوهنوردان نشان می دهد
سرپرست تیم چکها که این حادثه را تایید نمود می گوید: من با دیدن این نظامی ها به یاد 20 سال قبل در کشورم و در زمان حاکمیت کمونیستها افتادم، زمانیکه در پشت دیوارهای آهنین حکومت کمونیستی، سربازان چک مردم را به گلوله بستند
اغلب کوهنوردان حاضر، بجز تعدادی از کوهنوردان اروپای شرقی حاضر به گفتگو در مورد این حادثه تلخ نشدند. اکثر گروههای تجاری حاضر در کمپ اصلی چوآیو از ترس خشم مقامات محلی از کوهنوردان خود خواستند در مورد این حادثه سکوت کنند. در واقع آنها از ترس از دست دادن پروانه حضورشان در تبت ترجیح دادند در این مورد سکوت کنند. کاری دور از ارزشهای انسانی و البته کوهنوردی
اما تاسف بار تر از همه اینها سکوت مقامات چینی و البته اغلب خبرگذاریها در مقابل این جنایت است
منبع
در همین رابطه

2006 Pakistan list of Summiteers


2006 Pakistan list of Summiteers - Pakistan's 2006 summer climbing season has finally ended. Out of 88 expeditions attempting 22 peaks, 40 expeditions have succeeded in putting 199 climbers on the summit of 8 Peaks. However if you remove the summits on Broad Peak (21) G2 (126) and Spantik (30) - the result shows that Pakistan mountains are anything but easy: 177 summits on these 3 peaks alone leave only 22 victories on the remaining 19 peaks attempted past summer.

مدرسه پیرمردها

مدرسه پیرمردها
تیمی 20 نفره از کوهنوردان شرکت ملی نفت ایران شامل حدود 12 نفر از کوهنوردان پیشکسوت این شرکت که دارای میانگین سنی بیش از 60 سال بودند، در روز 17 مهر ماه موفق به صعود قله 5136 متری آرارات ترکیه شدند. مسنترین فرد این گروه، آقای علی اسدی با 73 سال سن بود. این موفقیت را به مدرسه پیرمردهای نفت تبریک میگوئیم

برگی از صعود

در صفحه 42 از شماره 44 فصلنامه کوه مطلبی از آقای حسن نجاریان به نام
برگی از صعود به قله گاشربروم دو
به چاپ رسیده، که به اشتباه آنرا از دفتر خاطرات رضا زارعی عنوان داده اند
ضمن اطلاع به دفتر فصلنامه، لازم است در اینجا نیز این اشتباه را متذکر شوم
برای آقای نجاریان با قلم زیباشان، آرزوی موفقیت دارم

Tuesday، October 03، 2006

همراه در دماوند









همراه در دماوند
اسمش مصطفی است، آقا مصطفی. رینه زندگی میکنه با کنیه لاریجانی و یک نیسان آبی رنگ، تابستانها کوهنوردها رو به مبادی صعود قله دماوند در همه جبهه ها می بره، قیمتش مثل بقیه است اما میشه باهاش چونه زد و خوب در عین حال گفت و خندید. موبایلش همیشه برای کمک به کوهنوردا در دسترسه، خوش قول و خوش اخلاق
تو نگاه اول، وقتی از ماشین پیاده بشه می گی بی خیال عمرا سوار نمی شم، اما با برخورد اول می گی می رم به امید خدا، البته پیچ اول رو که رد کردی خیالت راحت می شه که کارش درسته، پس با خیالی آسوده تر تو وانت لم می دی
عاشق ماشینشه و دائما در حال دستمال کشیدن به بدنش، اما هر بار بالا میاد، گرد و خاک مسیر غرغرش رو می بره بالا
هر وقت برای برگشت باهاش قرار می گذاری محاله دست خالی بیاد سراغت، از سیب و هندونه گرفته تا نوشابه و آب خنک همراهشه
مسیر های آسفالت و خاکی رو مثل کف دستش می شناسه، حتی تو شب بدون چراغ هم برات می رونه، البته نه از قصد و غرض، بلکه موقع نور بالا و پائین کردن محاله چراغ ها رو خاموش نکنه. بی انصاف تو این مواقع سرعتش رو هم زیادتر میکنه تا حسابی برق ازت بپره
اما همه این چیزا رو گفتم تا بگم، یه دوربین عکاسی دیجیتال همیشه تو داشبورد ماشینش داره و با اون لحظات استثنایی دماوند رو ثبت می کنه. البته موبایلش هم دوربین داره و گه گداری باهاش عکس می اندازه تا اینجوری بهتر بتونه عکسهاش رو بلوتوث کنه. وقتی هم باهات رفیق شد، محاله فراموشت کنه و هفته ای حداقل یکی دوتا اس.ام.اس برات می ده
از من می شنوید امتحانش کنید. ضرر نمی کنید، برای یکبار هم که شده باهاش برید دماوند رو سیاحت کنید
اینهم تلفنش
0912..........



کشف و اولين پيمايش پراو


کشف و اولين پيمايش پراو
مطالعه ژنولوژيك غار پراو نشان مي دهد كه از زمان پيدايش آن تاكنون شرايط آب و هوايي گوناگوني حاكم بوده است كه به شكل گيري وضعيت كنوني آن، منجر شده است اندازه و عمق چاه ها و نقاط مختلف نشانگر آن است كه جريان هايي با شدت هاي مختلف در آن روان بوده است. دهه پيش، ‌دوره كشف بسياري از غارهاي جهان بود ولي من معتقدم كه هنوز بخش عمده غارهاي جهان كشف نشده باقي مانده است.
.....ادامه