Saturday، September 30، 2006

زیبائیهای طبیعت ایران

منبع: بازتاب

غار پرو

غار پراو در كوه پراو واقع در شمال شرقي كرمانشاه واقع است. دهانه غار در ارتفاع حدود سه هزار متري و در نزديكي پناهگاه «شيخعلي خان» در زير قله 3357 متری پراو قرار دارد.اين غار كه به صورت غار چاهي است با بيش از 750 متر عمق يكي از سخت ترين غارهاي جهان محسوب مي شود كه تاكنون غارنوردان زيادي را به خود جذب كرده است. سختي اين غار به حدي است كه غارنوردان انگليسي كه براي اولين بار در سال 1350 اين غار را كشف كردند به آن درجه سختي دی 5 دادند

اورست غارهاي جهان

غار پراو در استان کرمانشاهان و در ۱۲ کیلومتری شمال شرقی شهر کرمانشاه واقع است. این غار در کوه پراو با ارتفاع ۳۳۵۷ متر از سطح دریا و در میدان جنوبی قله ی کوه پراو قرار دارد.دهانه غار پراو در ميدان پراو و در ارتفاع 3050 متري واقع است، غار 1454 متر طول و 5/752 متر عمل دارد و به اورست غارهاي جهان معروف است. چون از مرتفع ترين غارهاي جهان مي باشد

نگاه سازمان به كوهنوردي بايد تغيير كند



حکايت جمعه‌های سازمان ورزش و برکناری‌های جالب



این جمعه های ورزشی و صدور احکام مدیریت در سازمان تربیت بدنی هم حکایت جالبی پیدا کرده است

رييس سازمان تربيت‌بدني به كوهنوردي بي‌تفاوت بود


صادق آقاجاني پس از كنار رفتن از رياست فدراسيون كوهنوردي گفت: متاسفانه علي‌آبادي, رييس سازمان تربيت‌بدني به اين رشته بي‌تفاوت بود و در حق اهالي آن كم‌توجهي و كم لطفي كرد. جمعه طي حكمي از سوي معاون رييس جمهور و رييس سازمان تربيت‌بدني ، محمد حسين هوايي به سمت سرپرست جديد فدراسيون كوهنوردي منصوب شد و صادق آقاجاني پس از 23 سال از سمت مديريت فدراسيون كنار رفت

Thursday، September 28، 2006

چو فرهادها رفته از یادها


حسین طالبی مقدم درگذشت
حسين طالبي مقدم از سنگنوردان بنام ايران كه مسيرهاي متعددي را در ديواره‌هاي بيستون وعلم كوه باز كرده بود پس از جدالی سخت با بیماری سرطان سرانجام مغلوب و دارفانی را وداع گفت
وی که از سنگنوردان بنام ایران و گشایش گر مسیرهای زیادی بر روی دیواره های ایران از جمله علم کوه و بیستون بود، چندسالی را بر اثر سرطان ریه در بستر بیماری گذراند
از جمله کارهای چشمگیر وی می توان به گشایش مسیرهای همدانیها در علم کوه و بیستون و همچنین صعودهای سرعتی دو و سه مسیر بر روی دیواره علم کوه را نام برد
وی شاگردان بسیاری را نیز در عرصه کوهنوردی و سنگنوردی همدان پرورش داد که دنباله روی کارهایش می باشند
درگذشت این سنگنورد نامی را به جامعه کوهنوردی و همینطور کوهنوردان شهر همدان تسلیت می گوئیم. روحش شاد

Wednesday، September 27، 2006

آلن هینکس


آلن هینکس
وی در 26 آوریل 1954 در شمال یورکشای به دنیا آمد. او که یک معلم بازنشسته جغرافیا در یورکشایر بود، تنها کوهنورد انگلیسی است که داستان صعود به همه 14 قله 8000 متری را جدی گرفت و موفق شد در مدت 18 سال تمامی آنها را فتح نماید. برای این امر آلن در بیست و هشت هیئت به هیمالیا رفت و بیش از چهل و هفت مایل دنیای عمودی کوهها را پیمود وی در سی می 2005 زمانیکه به یک متری قله
کانچن چونگا رسید نام خود را بعنوان سیزدهمین مرد فاتح قلل هشت هزار متری به ثبت رساند
آلن هینکس در سال 1975 توانست ضمن کسب بالاترین مدرک کوهنوردی در انگلستان بعنوان رئیس معتبرترین باشگاه کوهنوردی یورکشایر به فعالیت بپردازد. وی در سال 1984 یعنی در 30 سالگی صعود به قلل آلپ را با فتح مون بلان و ماترهورن آغاز کرد و سه سال بعد نخستین فتح هیمالیایی خود را با صعود
شیشاپانگما رغم زد. یک سال بعد او ماناسلو را صعود نمود و در سال نود به چوآیو رفت در مورد صعود چوآیو هیچگونه تاییدیه رسمیی وجود ندارد و بسیاری از سایتها از جمله ادونچر استیت معتقدند وی می باید آنرا مجددا صعود

یخ نوردی و صعودهای ترکیبی

یخ نوردی و صعودهای ترکیبی
اگر دوست دارید کوهنوردی کنید به خاطر داشته باشید که جرات و قدرت بدون جسارت هیچ چیز نیستند و فاصله میان جسارت و حماقت به اندازه یک تار موست. یک لحظه غفلت ممکن است لذت زندگی را از بین ببرد. هیچ کاری را با عجله انجام ندهید. هر قدم خود را با دقت نگاه کنید و از ابتدا فکر کنید که پایان کار شما چه خواهد شد
ادوارد ویمپر
بر گرفته از کتاب صعود در میان آلپها

افشین یوسفی
متولد مهر ماه شصت در تهران، از سال هفتاد و هشت کوهنوردی را به طور رسمی آغاز نمود. وی در زمستان 1382 موفق به کسب عنوان نخست رقابتهای یخ نوردی قهرمانی ایران گردید. یوسفی که در رشته های شنا، بسکتبال و اسکی نیز فعالیت دارد، دارای مدرک مربیگری درجه 3 از فدراسیون کوهنوردی می باشد
او که علاقه بسیاری به رشته یخ نوردی دارد از سال 83 شروع به تحقیق و گردآوری مطالب تخصصی در این رشته نمود و سرانجام در تابستان 85 توانست چاپ نخست کتاب - یخ نوردی و صعودهای ترکیبی
- را با هزینه شخصی بیرون دهد. این کتاب که دارای دویست و پانزده صفحه می باشد در 1000 جلد و با قیمت 20000 ریال به بازار آمده
گرچه پیش از این مطالب یخ نوردی به شکل پراکنده در کتب و مجلات مختلفی به چاپ رسیده بود، اما این کتاب بعنوان نخستین منبع کامل اصول یخ نوردی کاری است بسیار ارزشمند. ضمن تقدیر از افشین برای گردآوری و تالیف کتاب، پیشنهاد می کنم برای قدردانی از زحمات وی به حداقل وظیفه خود، یعنی خرید کتاب جهت تشویق مولف و انتشارات عمل نمائید

Sunday، September 24، 2006

راه رفتن بر البرز



راه رفتن بر البرز
طالقان، منطقه‌اي است متشكل از 80 آبادي كه در ميان دره بزرگي در كوه‌هاي البرز قرار دارد. اين منطقه با مساحتي حدود 1200كيلومترمربع مساحت، در فاصله حدود 140كيلومتري تهران واقع شده و ارتفاع آن از سطح دريا از 1400 تا 2600متر، متغير است

Saturday، September 23، 2006

فرود از آفتاب

کوله پشتی

متخصصان انجمن فيزيوتراپي(مداواي جسمي) آمريكا معتقدند: استفاده نامناسب از كوله‌پشتي و سنگيني بيش از حد آن، مي‌تواند احتمال آسيب به ستون فقرات را افزايش دهد
براي ايمني در استفاده از كوله‌پشتي به موارد زير توجه كنيد
هر دو بند عمومي كوله‌تان را به شانه بياندازيد تا وزن آن بهتر توزيع شود و در حالت متقارن و هم‌تراز مناسبي قرار گيرد. استفاده از يك بند به‌تنهايي، يك سمت بدن را مجبور به تحمل همه سنگيني مي‌كند
کوه قاف: گرچه این مطلب برای کوله پشتی مدرسه نوشته شده، اما حاوی نکات آموزنده ای برای کوهنوردان نیز می باشد

Friday، September 22، 2006

با فاتحان قلل 8000 متری

هانگ وانگ یونگ
هانگ وانگ یونگ، کوهنورد کره ای زمانی به باشگاه 8000 متری ها پیوست که توانست در تابستان 2003 قله کوه برودپیک را فتح نماید. با این صعود نام وی بعنوان یازدهمین فاتح تمامی 8000 متری ها ثبت گردید. هانگ وانگ فتح 8000 متریها را در سال 1994 با صعود قله چوآیو آغاز نمود، و پس از آن یک به یک قلل 8000 متری را فتح کرد. البته وی نه بعنوان یک کوهنورد معمولی بلکه بخاطر سوابقش در جمع آوری زباله از کوهها، که آنرا در طرحی با عنوان تور پاکیزگی از سال 2003 در ماناسلو، اورست و کی2 با جدیت انجام داد در میان محافل کوهنوردی دارای اعتبارو شهرت مضاعف شد. وی در اکتبر 2003 اقدام به جمع آوری زباله از دامنه های اورست و ماناسلو نمود. در تابستان همین سال نیز به همراه گروه 11 نفره اش پس از فتح برودپیک با پاکساز یکوه پرداخت. در تابستان 2004 او و گروهش این کار را در دامنه های کی 2 صورت دادند، آنها که برای شرکت در مراسم پنجاهمین سالگرد صعود و فتح کی 2 به کمپ اصلی این کوه رفته بودند و ضمن تبلیغ پاکیزگی کوهستان، دهها کوهنوردی را که در آن منطقه به سر می بردند به امر پاکیزه نگاه داشتن و پائین آوردن زباله از کی 2 واداشتند. ضمن آنکه 10 باربرارتفاع از پاکستان و دو شرپای نپالی گروه آنها را همراهی می کردند.

Monday، September 18، 2006

من توريست نيستم

من شش ماه براي اين مسافرت تمرين كرده‌ام و اگر اين سفر بخواهد با يك سفر زميني مقايسه شود «كه نمي‌تواند» شايد نزديك‌ترين مقايسه با فاتحان قله اورست باشد. منظورم اين است كه اين مسافرت مطالعه، امكانات و آمادگي‌هاي بسياري مي‌خواهد و به همين دليل است كه واژه توريست فضايي را دوست ندارم

حوادث بی صاحب


حوادث بی صاحب


یکشنبه 19 شهریور 85

ایسنا - سقوط جوان ۲۴ ساله هنگام كوهپیمایی در دره‌ای، مرگ وی را رقم زد

محل: گلابدره


شنبه 25 شهریور 85

ایسنا - سقوط جوان ۲۱ ساله هنگام كوهپیمایی از بالای صخره به پایین دره به مجروحیت شدید وی انجامید

محل: حوالی ایستگاه یک تله کابین


دو شنبه 27 شهریور 85

ایسنا - كوهپیمای نوجوانی كه بعد از ظهر جمعه گذشته از ارتفاعات توچال به پایین سقوط كرده بود، پس از گذشت ۴۸ ساعت از وقوع حادثه، با تلاش امدادگران كوهستان هلال احمر شمیرانات نجات پیدا كرد

محل: حوالی ایستگاه ۴ تلكابین توچال


کوه قاف: اینها گوشه ای از حوادثی است که هر هفته در کوههای اطرافمان به وقوع می پیوندد و متاسفانه دائما بر تعداد آنها افزوده می شود، البته بسیاری از این حوادث هیچگاه گزارش نمی شوند، یا اطلاعات دقیقی از آنها مخابره نمی گردد
اینجا بحث بر سر محیط زیست و اکوتوریسم نیست که بخاطر منافع ریز و درشتش همه چیز را نادیده بگیریم. بحث بر سر جان آدمهایی است که عمدتا ناآگاهانه گرفتار این حوادث می شوند. البته باافزایش حجم گردشگر بخصوص در دامنه های البرز بسیاری از این دست حوادث اجتناب ناپذیر است، اما با همه این اوصاف می توان قدمهای موثری حداقل در راه کاهش آنها برداشت. در این بین آموزش موثرترین راه مقابله با این حوادث است، به امید آنکه هر یک از عاشقان کوهستان قدمی هر چند کوتاه در راه اشاعه فرهنگ صحیح کوهنوردی برداردتا کمتر شاهد وقوع حوادث تلخ در کوههایمان باشیم

جای خالی یک دوست

از حدود سال 72 باهاش به طور نسبی آشنا شدم، بعد از اون هم سالن سنگنوردی موجب دوستی بیشترمون شد. توی تمامی این سالها عمده برنامه هایی که با هم بودیم برمی گشت به کلاسهای فدراسیون و تنها برنامه مشترکمون هم صعود سال 75 علم کوه بود که بخاطر کشته شدن مرحوم کامران سلیمانی ناتمام ماند. اون سال او قصد داشت با خانومش دیواره رو صعود کنه، منهم با محمد تقی پای دیواره بودم، ولی اون اتفاق نحس افتاد
بعد از اون گرچه کمتر توی کوه دیدمش، ولی نوشته هاش توی مجله کوه و همینطور اخترک باعث شد تا بهتر بشناسمش. تو همه این مدت قلمش رو تحسین می کردم، او برای پیشبرد علم کوهنوردی در ایران بسیار زحمت کشید، البته نه مثل سایر زحمتکشانی که دیگه نامشون در عرصه کوهنوردی این مملکت محو شده، بلکه بخاطر قلمش و نوشته ها و همینطور ترجمه هاش، نامش برای همیشه در کوهنوردی ایران باقی خواهد ماند. بله درست حدس زدید، از
علی پارسایی می گم، همون اخترک، و همون نویسنده کوهها و آدمها کسی که خیلی ها اول هر فصل مجله کوه را به امید خوندن مطلب فنی جدیدی ازش باز می کنن
علی قرار بود نیمه شهریور به اتفاق خانوادش ایران رو ترک کنه و برای زندگی عازم کشور انگلستان بشه، آخرین باری که دیدمش اوایل شهریور بود، با هم توی کلاسی در پل خواب حضور داشتیم. گرچه هر دومون عنوان مربی رو داشتیم ولی من چیزهای زیادی ازش یاد گرفتم، روز آخر هم خداحافظی کرد و گفت شاید همدیگر رو ندیدیم
توی این مدت از چندین نفر سراغش رو گرفتم، خواستم ببینم رفته یا نه، تا اینکه امروز ایمیلی ازش دریافت کردم، که نشون می داد ایران رو ترک کرده. برای علی و خانواده اش زندگی بهتری رو آرزو می کنم و امیدوارم به اون چیزی که لیاقت و شایستگیش رو داره برسه. البته مطمئنم باز هم علی رو توی اینترنت و مجله کوه خواهیم دید

تسلیت

با خبر شدیم دوست و همنورد خوبمون، آقای حسن نجاریان
در غم از دست دادن خواهر گرامیشان به سوگ نشسته، این مصیبت
را به ایشان و خانواده محترمشون تسلیت گفته شادی
روح آن مرحومه را از درگاه خداوند متعال خواستاریم

Think about Iran



ExplorersWeb - Anousheh's spaceblog, "When you are up there, closer to God, think about Iran"

Saturday، September 16، 2006

قله های بی نام


بر چه مبنايي يك قله، مجزا است؟
اغلب ما با گذر از رشته کوهها و خط الراسها به قللی برخورد می کنیم که عنوان قلل اصلی و فرعی بر آنها نهاده شده، اینکه چه قله ای قله اصلی است و چرا گروهی از قلل بعنوان قلل فرعی نامیده می شوند و اینکه چرا برخی قلل برغم ارتفاع بالا بعنوان قله ای مجزا در نظر گرفته نشده و حتی نامگذاری نمی شوند، دارای علتی خاص است که در این مقاله به آن پرداخته خواهد شد
بطور كلي 3 تئوري متفاوت كه سعي كرده اند مبناي يك قله مجزا را تعريف كنند، وجود دارد.


تئوري برجستگي
تئوري درصد
تئوري تفاضل ارتفاع


در اينجا سعي خواهیم كرد كه اين ايده ها را خيلي مختصر توضيح دهیم، اما قبل از آن لازم است اشاره شود كه هنوز تعريف بين المللی و قابل قبول واحدي براي مبناي در نظر گرفتن يك قله مجزا وجود ندارد، چه برسد به قانونی که چگونگي نامگذاري قله ها را تعريف و تعيين کند . حتي در برخی کشورها، حداقل 2 قائده مختلف براي تعريف مبناي يك قله مجزا، بکار می رود

تئوري برجستگي (Prominence)
براي اين تئوري به تنهايي 3 تعريف جداگانه وجود دارد! در اينجا مورد استفاده ترين و ساده ترين آنرا شرح مي دهم. اين تئوري براي دسته بندي و توصيف بلندي يك قله نسبت به قله یا قله های همجوار، بكار مي رود.بهترين تعريف براي تئوري برجستگي اين است: اختلاف ارتفاع يك قله نسبت به گردنه مجاور آن. بعبارت ديگر، صرف نظر از مسيرهاي عبور، براي قله اي با برجستگي P متر، شخص حداقل بايد P متر براي رسيدن از آن قله به يك قله بلندتر، فرود آيد. در واقع برجستگي را مي توان بعنوان اختلاف ارتفاع عمودي بين آن قله و بلندترين گردنه اي كه آن قله را به يك قله بلندتر (دور يا نزديك) متصل مي كند، در نظر گرفت.در بخشهايي از ايالات متحده آمريكا، قانون برجستگي 100 یارد (91.44 متر) بكار مي رود كه بدين معني است كه از فراز قله اي مجزا بايد حداقل 91.44 متر فرود بياييد تا به قله اي بلندتر صعودي ديگر كنيد. اگر قله اي، برجستگي كمتر از 91.44 متر داشته باشد، نمي تواند بعنوان قله اي مجزا كه از قله بلندتر همجوارش جدا باشد، در نظر گرفته شود. اما كشورهاي ديگري نيز داريم كه در آنها مقدار P، 20-30 متر در نظرگرفته شده است.يك نمونه از اينكه تئوري برجستگي چگونه اعمال مي شود را مي توان در مثال زير ديد:مطابق تئوري برجستگي، دومين كوه بلند دنيا،K2 به ارتفاع 8611 متر مي باشد (P= 3811m) و نه قله جنوبي اورست كه 8749 متر ارتفاع دارد(P=10m) . اين حقيقت كه قله جنوبي اورست (P=10m) عملاً از K2 بلند تر است در درجه دوم اهميت قرار دارد. قله جنوبي مانند يك فرزند تحت حمايت قله مادر (اورست) است و بعنوان قله اي مجزا در نظر گرفته نمي شود، بنابراين نمي تواند بعنوان دومين قله بلند دنيا ناميده شود.يك مثال ديگر، در شكل 1 ، قله E نمي تواند بعنوان قله اي جديد در نظر گرفته شود، زيرا كه برجستگي آن تنها 80 متر است كه نمي تواند آنرا واجد شرايط يك قله جديد و مجزا قرار دهد. در اين تئوري، برجستگي نسبي يك قله به ديگري عامل تعيين کننده براي مبناي يك قله مجزا است و نه ارتفاع حقيقي يك قله.

تئوري درصد


بهترين راه براي توضيح تئوري درصد، شرح آن با يك مثال است:
فرض كنيد كه قانون 4 درصد را اعمال مي كنيم و دو قله A , B نزديك به همديگر داريم. ارتفاع قله A، 4800 متر و قله B، 4606 متر است. 4 درصد ارتفاع بلندترين قله ای که در آن اطراف وجود دارد(A)، برابر است با 192 متر و چون اختلاف ارتفاع دو قله (194 متر)، بيشتر از 4 درصد كل ارتفاع قله بلندتر (A) مي باشد، پس مطابق اين قانون، قله B يك قله جديد و مجزا مي باشد. اما اگر قله B تنها 3 متر بلندتر بود (يعني 4609 متر) نمي توانست بعنوان يك قله جديد در نظر گرفته شود.



تئوري تفاضل ارتفاع

با وجود اينكه اين تئوري روش مرسوم آسان و بطور گسترده مورد استفاده قرار گرفته اي براي تشخيص يك قله مجزا مي باشد، چند سوال مهم را بي جواب باقي مي گذارد. فرض كنيد که قانون 20 متر اعمال شود، آنگاه دو قله مرتبط نزديك بهم كه فقط 21 متر اختلاف ارتفاع دارند مي توانند بعنوان 2 قله مختلف در نظر گرفته شوند. اين نكته قابل توجه است كه عرفاً قله هاي بهم پيوسته و خيلي نزديك به يك قله اصلي، نه بعنوان قله اي مجزا، بلكه فقط بعنوان قسمتي از آن قله اصلي در نظر گرفته مي شده اند
در ادامه مثال ديگري براي توضيح اين قائده آمده است: اكنون تصور كنيد كه قانون تفاضل ارتفاع 80 متر را برگزيده ايم و مي خواهيم دومين قله بلند دنيا را پيدا كنيم . قله اصلي اورست 8848 متر و قله جنوبي 8749 متر، اختلاف ارتفاع 99 متري دارند. در اينجا ما مي توانيم قله جنوبي را بعنوان يك قله جديد و دومين قله بلند دنيا در نظر بگيريم چرا كه بين قله اورست و قله جنوبي آن اختلاف ارتفاع بيش از 80 متر وجود دارد. اما آيا اين روشی منطقي براي تعريف مبناي يك قله مجزا مي باشد؟ آيا قله جنوبي اورست واقعاً يك قله جديد است يا فقط بخشي - قله فرعي- از قله اورست مي باشد؟
بسيار خوب، قصد القاي هيچ جوابي را نداریم و چيزي كه مي خواهیم در اينجا اشاره كنیم اين حقيقت است كه درمنطقه كوهستاني اورست، چندين قله وجود دارد كه در جهان جزو مرتفع ترين ها هستند و در مقايسه با خيلي از كشورهاي ديگر، اعداد مبنايي كه در آنجا انتخاب مي شود (بدون توجه به اينكه كدام تئوري بكار رود) فقط مناسب براي آن ناحيه خاص مي باشد. اگر همان اعداد براي مناطق ديگري كه كوههاي كوتاهتري دارند بكار رود، مي تواند (بطور تئوري) تعداد قله هايي كه قابل دسته بندي بعنوان قله هاي مجزا هستند را كاهش دهد


بنابراين، اين تئوريها نسبي هستند و بايستي طوري انتخاب شوند كه بتواند شرايط خاص جغرافيايي و ارتفاع نسبي كوههاي ما را در نظر بگيرد. اگر ما قانون برجستگي 91 متري را براي ايران انتخاب كنيم احتمالاً مي تواند تعداد قله هايي را كه امروزه بعنوان قله هايي مستقل و مجزا در نظر گرفته ايم كاهش دهد.
موقعيت و ارتفاع نسبي يك قله فرعي نسبت به يك قله اصلي همجوار (قله مادر) موضوع مهم قابل بحث ديگري است؛ ضمن اينكه چند تعريف مختلف نيز براي واژه قله مادر، وجود دارد!

شکل زیر سه قله را نشان مي دهد كه همگي از قله D بلندتر هستند، هر كدام از اين سه قله، براي قلهD يك قله مادر هستند. اما اولين و شايد مهمترين قله نسبت به قله D بايد اولين قله همجوار قابل توجه و مرتفع يعني قله C باشد. در اينجا همچنين مي توانيم تئوري برجستگي را براي قله D نسبت به C كه نزديكترين قله همجوار به قله D مي باشد، تطبيق دهيم.
با اينكه قله A براي قله هاي D, C, B قله مادر است، مطمئناً قله C مهمترين قله همجوار قله D است. بنابراين وقتي مبناي يك قله مجزا را بررسي مي كنيم، موقعيت نسبي قله هاي مختلف به يكديگر نيز اصل مهمي است كه بايد بدان توجه شود.



بنابراين همه تئوريهاي فوق، مزايا و معايب خود را دارند و ايرادهايي كه بايد رفع شوند. اين تئوريها نسبي هستند و هيچ شماره ماخذ بين المللي ندارند و بر پايه آنچه تاكنون بيان شده بودند، مي باشند. اگر مي خواستم هر يك از تئوريهاي بالا را براي كوههاي ايران پيشنهاد كنم، نتيجه مي توانست بصورت زير باشد:


A) براي تئوري برجستگي: 20 تا 40 متر
B) براي تئوري درصد: 2 تا 4 درصد
C) براي تئوري تفاضل ارتفاع : 20 تا 40 متر


نامگذاري يك قله بي نام

امروزه پديدار شدن روند رو به رشد درخواستها و نيازها براي داشتن اطلاعاتي با جزئيات بيشتر راجع به قله هاي مجزاي فراواني كه بدون نام هستند، به تنهايي دليل خوبي براي نامگذاري قله هاي بي نام مي باشد. نامگذاري يك قله، اطلاعات ما را دقيق و اصلاح خواهد كرد و در نتيجه هدايت و مسير يابي را آسان خواهد نمود. نامگذاري قله هاي بي نام نه تنها ارزش فرهنگي آنها را بالا خواهد برد بلكه مي تواند به آن قله هويت بدهد؛ نه فقط براي يادآوري يك مكان با ارزش در دلها، افكار، خاطرات يا تاريخ، بلكه گذشته از اينها مردم تمايل بيشتري به فراگيري راجع به آنها می يابند و به كوهنوردي، قدرشناسي و حفاظت از آنها نيز گرايش بيشتري پيدا مي كنند و حتي احترام بيشتري براي يك قله نامدار وجود خواهد داشت .


منبع:
سایت رهرو

در همین رابطه:
http://www.peaklist.org

اشک ماهیان را هیچ کس ندید


اشک ماهیان را هیچ کس ندید
ایسکانیوزـ هزاران قطعه ماهی بر اثر جاری شدن سیل پسماندهای سمی و شیمیایی به خلیج فارس تلف شدند و هیچ کس اشک آنها را ندید. هزاران ماهی شانک، هامور و ... همراه با بسیاری از آبزیان دیگر به تازگی با جاری شدن فاضلاب سمی چند مجتمع پتروشیمی خور موسی خوزستان در خلیج فارس تلف شدند. دکترنبوی مدیرکل محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با تایید این مساله اعلام کرد به دنبال مرگ دسته جمعی ماهیان و سایر آبزیان، نمونه برداری های کارشناسان ادامه دارد و در پایان تحقیقات، جریمه متخلفان مشخص خواهد شد.
گزارش ایسکانیوز می افزاید: اگر مسوولان مربوطه هر چه زودتر با جاری کنندگان پسماندهای سمی و شیمیایی به خلیج فارس برخورد قاطع نکنند و به پاکسازی آب های آلوده نپردازند باز هم باید شاهد خسارت های هنگفت ملی بود.

طرح جهادي 137 در كوهستان

همشهري آنلاين-هم فال است و هم تماشا. اين بار طرح جهادي شهرداري تهران در ارتفاعات خوش آب و هواي تهران برگزار مي‌شود
محمد مهدي حيدر زاده رييس ستاد محيط زيست و توسعه پايدار شهرداري تهران از شهروندان تهراني دعوت كرد ارتفاعات تهران را همچون محله خود بدانند و براي تميز كردن آن بشتابند
اين ستاد با همكاري مناطق مختلف شهرداري ،اعضاي شبكه‌‌هاي زيست محيطي و تشكل‌هاي غير دولتي، انجمن‌هاي شوراياري، اعضاي بسيج‌ و همه كساني كه روز‌هاي تعطيل خود را در ارتفاعات تهران به سر مي‌برند قرار است جمعه اين هفته به داد تفرج‌گاه خود برسندشعار كوهستان پاك ، شهر سالم و شهروند سالم 31 شهريور ماه با همكاري شهروندان عملي خواهد شد

Monday، September 11، 2006

راب آشغال جمع‌کن در اورست

رابين كوان كارگر اجتماعي بازنشسته‌ای است كه به «راب آشغال‌جمع ‌كن» مشهور است و قصد دارد تا در مأموريتي، كمپ اصلي اورست را از وجود آشغال‌ پاك سازد.به گزارش خبرنگار «بازتاب» به نقل از «بي.بي.سي»، «رابين» 61 ساله، نامش را به خاطر جمع‌آوري زباله‌ها در شهر خود به دست آورده است. او چند بار نيز به پاكسازي قله‌هاي انگليس پرداخته و در ماه اكتبر هم براي سفر به كمپ اصلي اورست در ارتفاع 5380 متري به نپال پرواز خواهد كرد. او در اين سفر، موضوع يك فيلم مستند در مورد جمع‌آوري زباله نيز خواهد بود. راب مي‌گويد: ايده سفر به اورست را در يك برنامه تلويزيوني، تنها به عنوان يك شوخي بيان كرده و با اعلام حمايت شركت - تراوید اند ترک - به اين كار مصمم شده است. او همچنين در مصاحبه با بي.بي.سي گفت: «آنان از من پرسيدند كه مي‌خواهم بعدها چه كار كنم؟ من گفتم: شنيده‌ام كمپ اصلي اورست بسيار كثيف است و اگر كسي حقوق من را بدهد، كار بعدي من آنجا خواهد بود».به اين ترتيب مدير شركت - تراوید اند ترک - كه برنامه را ديده بود، پس از مدتي به او پيشنهاد اين كار را مي‌دهد.راب مي‌گويد: من از اين كار لذت زيادي مي‌برم، چرا که با اين كار، منظره‌هاي زيباي بسياري را خواهم ديد و ديگر به هيچ انگيزه ديگري نياز ندارم. او مي‌گويد: براي سفر بعدي، قصد دارم تا به كليمانجارو در شرق آفريقا بروم، اما اضافه كرد: كوهستان‌هاي مورد علاقه وي تنها در بريتانيا و ولز هستند.«كراس بي»، مدير شركت - تراوید اند ترک - كه پيشتر يك راهنماي كوهستان در ارتش بوده گفت: اميدوار است آنان بتوانند بيش از بيست كيسه زباله را از كمپ اصلي جمع‌آوري كنند. او ادامه داد: زباله، يكي از مهم‌ترين مسائل سفرهاي ورزشي به نپال است


Wednesday، September 06، 2006

اد ویسترز

اد ویسترز
اد ویسترز در پاسخ به خبرنگاری که پس از پیروزیش بر 14 قله 8000 متری از او پرسید چرا به آن بالا می روید، گفت: صعود تنها یک رضایت شخصی است و تماشای زمین از فراز قله ها حسی باورنکردنی است
وی می گوید:"اغلب ما کوهنوردان برای دوری از مرگ، با کوهستان مبارزه می کنیم، ما بدنبال سختی ها بوده و خطر را جستجو می کنیم، اما زندگی را دوست داشته و در مورد آن صحبت می کنیم". و ی همچنین در مورد صعودهای بدون اکسیژن خود می گوید:کیفیت صعود برایم مهمتر از خود صعود است، برای همین سعی می کنم بدون اکسیژن قلل مرتفع را صعود نمایم

Tuesday، September 05، 2006

یادش به خیر





سالروز در گذشت زنده یاد محمد اوراز گرامی باد