Tuesday، June 27، 2006

دماوند، ترافیک و آبگوشت


Everest news: 25 June 2006, Teheran: This is our last dispatch from Teheran. We're enjoying the ; dizi' or traditional meals like abgusht (beaten lamb stew), museums and dodging the deadly local traffic where obeying traffic lights is optional. The Iranians have been warm and hospitable, and none more than the shepherds who greeted us on our return from the climb on Friday, put us up for the night and shared their bread, cheese and lamb stew with us. As guests, this includes partaking in sheep's brains. Delightful..................

Monday، June 26، 2006

ممنوعیت در صعود به قلل هندو کش


مونت اورست- دره چیترال در شمال پاکستان بر روی خارجیها بسته شد. این امر بدلایل امنیتی از سوی مقامات محلی صورت گرفت و ایشان کلیه اجازه صعودها به قلل مرتفع منطقه هندو کش را لغو نمودند.
دره چیترال در شمال غرب پاکستان واقع شده که از گیلگیت قابل دسترس می باشد. کوههای منطقه هندو کش در نوار مرزی پاکستان و افغانستان قرار دارند. این منطقه پر از کوههای مرتفع و دره های عمیق می باشد که غیر قابل کنترل نیروهای امنیتی است. در بخش افغانستان، جنوب شرقی کابل و نه چندان دور از نوار مرزی کوههای تورا بورا قرار دارند که مملو از غارها و تونلهایی است که مخفیگاه مجاهدین افغان است. این منطقه از سال 2001 و بدنبال مخفی شدن اسامه بن لادن در آن شهرت جهانی یافت.
کوه تریچ میر در خاک پاکستان و نوشاق در مرز افغانستان و پاکستان از مهمترین قلل این مناطق هستند.

Thursday، June 22، 2006

به همسرم چیزی نگوئید


مونت اورست - زمانیکه از آپا شرپا سوال شد به چه دلیل برای صعود به اورست تلاش می کند؟ برای پول یا حفظ رکوردش در صعود به اورست؟
او پاسخ داد: وظیفه من برقراری ارتباط مابین مشتریان و کارکنان محلی است
آپا شرپا در شانزدهمین صعودش یه اورست سردار تیم آمریکایی ای تی ال بود
او میگوید: من باید از سلامتی افراد در صعود مطمئن بوده ضمن آنکه به آنها کمک کنم به قله برسند. در این میان دوست دارم رکورد صعودم را هم حفظ نمایم
او همچنین مایل است با حفظ شغلش مدتها سلامت زندگی کند، گرچه خانواده اش با این امر مخالفند. آنها از او خواسته اند کوهنوردی را کنار بگذارد
زمانیکه در سال 2003 او برای سیزدهمین بار قله را صعود کرد اعلام نمود خود را بازنشست خواهد کرد اما با فرارسیدن فصل جدید او خیلی سریع قولش را فراموش کرد
در واقع از بهار 1990 که آپا برای نخستین بار به همراه راب هال نیوزلندی به اورست رفت هرسال توانست قله اورست را فتح نماید
به همسرم چیزی نگوئید
خانواده آپا نمی خواهند هیچ چیزی در مورد بام دنیا بشنوند. او با صعودهایش از محبت به خانواده امتناع می کند. این نکته ای است که آپا از بیانش طفره می رود
او می گوید: خوانواده ام هیچ نظری در مورد کوهنوردی من ندارند و همسرم پس از رکورد شکنی هایم صعودهایم را تعقیب می کند
اینها حرفهایی بود که او تا امروز در مورد صعودهایش به اورست می زد اما او برای فصل دوهزار و هفت در حال طرح نقشه است تا بتواند بدون مشکل خانوادگی باز به اورست برودآپا در مورد سن و سالش چندان مطمئن نیست اما حدس میزند متولد سال هزار و نهصد و شصت باشد. او متولد روستای تامی در دامنه اورست است. زمانیکه بسیار جوان بود کوهنوردی را با باربری در دامنه ها آغاز کرد . او نخستین بار در 1990 به قله رسید و در 16 می 2006 برای شانزدهمین با صعودش به بام دنیا را تکرار کرد
در بهار 2006 زمانیکه در آبشار یخی برجی سقوط کرد سه شرپا جانشان را از دست دادند که دونفر از آنها از اعضای تین آپا بودند.آنها لاکپا چیری و داوا تمبا بودند. همینطور آنگ پینجو از دوستان آپا که در خدمت تیم آی ام جی بود هم کشته شد. آپا خبر این حادثه را به پائین مخابره کرد. او از نظر روحی صدمه شدیدی دیده بود اما خودش را بازیافت و در شانزده می توانست تعداد صعودهایش را ارتقا دهد. اینک او به هفدهمین صعودش در بهار سال دو هزار و هفت می اندیشد

Tuesday، June 20، 2006

دره نوردی

وه


آبشارهای سیمک، کرمان



















































.......با تشکر از کبیری، وحید، کامبیز و

یخچال های طبیعی

یخچالهای طبیعی
یخچال‌ها توده‌های بزرگی از
یخ و برف می‌باشند که در مناطقی که آب و هوا سرد و یخبندان است تشکیل می‌شوند. در این نوع مناطق ریزش برف بیش از مقدار ذوب و تبخیر آن می‌باشد. البته وجود سرما در یک منطقه برای تشکیل یخچال کافی نیست. برای تشکیل یخچال علاوه بر وجود سرما حتما ریزش زیاد برف نیز لازم است. هرچه از مناطق استوایی به مناطق قطبی نزدیکتر شویم به علت کم شدن درجه حرارت خورشید یخچال‌ها در ارتفاع کمتری تشکیل می‌شوند

راه آهن در خاک یخ زده

رکورد جدید سرعت قطار "چینگ های – تبت" در خاک یخ زده
پس از راه اندازی راه آهن "چینگ های – تبت" سرعت قطار در مسیر روی خاک یخ زده به بیش از 100 کیلومتر در هر ساعت خواهد رسید. این بالاترین سرعت کنونی قطار در مسیر یاد شده در جهان محسوب می شود

آتش بر جان خرس ها


شرق- قطب شمال به سرعت در حال گرم شدن است. حتى سريع تر از آنكه دانشمندان فكر مى كنند و اين سرنوشت تلخى براى خرس ها و حيوانات قطبى است. منطقه قطب در پنجاه سال گذشته دو برابر سريع تر از بقيه نقاط دنيا گرم شده است و يخ هاى اقيانوس منجمد شمالى ۲۰ درصد كوچك تر شده است. افزايش دما از يك طرف شيوه زندگى بوميان قطب را به خطر انداخته و از طرف ديگر باعث شده است حيات بعضى از گونه ها همچون خرس قطبى به خطر بيفتد

صحبت از پژمردن یک برگ نیست


شرق - همه اتفاق در يكى از شب هاى بهمن ماه رخ داد. ساكنان شرق تهران در حالى كه مى رفتند تا خود را براى عزادارى مراسم فردا آماده كنند بولدوزرهايى را ديدند كه در پارك جنگلى لويزان مشغول قطع درختان هستند. اين اتفاق فقط يك بار رخ نداد

Saturday، June 17، 2006

پاسخ بر فراز کوه


- چاینا برود کست - یک کوهنورد ایتالیائی به نام " ورد مشنی" پس از رسیدن به قله کوه جومالانگما یا اورست --- بلندترین و مرتفعترین کوهستان جهان با ارتفاع 8848 متر و موسوم به " بام جهان" ، مورد توجه رسانه های گروهی مختلف قرار گرفت
خبرنگاران از او پرسیدند: در میان کوهنوردان معروف است که این منطقه و ارتفاع بیش از هشت هزار متر مسیر " ارتقاع مرگ" است. در همین ارتفاع با اکسیژن رقیق، شما چطور بدون کپسول اکسیژن بالا می روید؟
ورد مشنی جواب داد: من کار خاصی نمی کنم .پزشک خواهد گفت که ریه من همانند شما می باشد. به نظر من، ارتفاع هشت هزار متر ارتفاع مرگ نیست، در مسیر کوهنوردی، بعد از هر قدم، من بیست بار نفس عمیق کشیدم تا اکسیژن کافی داشته باشم .با آنکه ریه خاصی نداریم، اما مغز ما در جهان بی نظیر است
خبرنگار پرسید: همه افرادی که بالای کوه رفته اند، پرچم ملی کشور خود را به اهتزار در آورده اند. چرا شما فقط یک دستمال آورده اید؟ مگر این دستمال معنی ویژه ای دارد؟
مشنی خندید، با احترام جواب داد: دستمال من از یک مغازه عادی خریداری شده است . دلم می خواهد به دیگران بگوید رفتن به بام جهانی همانند رفتن به بام خانه آنهاست . من پرچم ملی را نیاوردم برای اینکه نه فقط ایتالیایی ها بلکه همه مردم جهانی می توانند بر این ارتفاع غلبه کنند.

Friday، June 16، 2006

اورست در بهاری که گذشت

تاپ ترتی - با پایان یافتن فصل صعود به اورست اینک میتوان به بررسی صعودهای انجام شده بر روی قله پرداخت. بهار 2006 را میتوان یک فصل فوق العاده از نظر شرایط هوایی مناسب دانست، فصلی که حدود پانصد کوهنورد راهی بام دنیا شدند. اما به همان نسبت سکوتی سنگین بر مرگ یازده کوهنورد در دامنه های اورست حکم فرما است. بدین شکل پس از سال فاجعه آمیز 96 امسال بدترین سال اورست رقم خورداینک با پایان یافتن صعودها میتوان به بررسی برخی وقایع اورست پرداخت
آپا شرپا برای شانزدهمین بار برفراز بام دنیا ایستاد. نام او دیگر با اورست عجین شده
داوا شرپا کوهنورد بادپای نپالی اورست را در مدت 20 ساعت از کمپ اصلی شمالی تا کمپ اصلی جنوبی پیمود
مارتینا وژیچوسکا مدل لهستانی مجله پلی بوی توانست قله اورست را صعود نماید، وی سومین زن لهستانی پس از وندارتکویچ و آنا ژروینسکا بود که به این مهم دست می افت
مارک انگلس کوهنورد معلول زلاندنو توانست بر بام دنیا بایستد. وی 24 سال قبل در کوه کوک گرفتار سرمازدگی شدید شد و بناچار هردوپای او را از زیر زانو قطع کردند. در مورد مارک این ادعا مطرح است که وی 20درصد بیش از افراد سالم برای صعود تلاش کرده اما نمیتوان از این موضوع هم گذشت که وی بدلیل نداشتن پا نیازی به گردش خون در اندام تحتانی نداشته که این برایش مزیت به حساب می آید
تاکائو آریاما پیرمرد 70 ساله ژاپنی موفق شد تنها چند روز رکورد میورا همنورد دیگر خود را بشکند و بعنوان مسن ترین کوهنورد اورست را فتح نماید
یک تیم از ارتش امگلستان از راه غیر نرمال غربی بر روی کوه تلاش نمود. بادهای شدید دهلیز هورنباین آنها را بسیار عذاب داد، آنها در آخرین مرحله از صعودشان در کمپ تیلمن منتظر بهبود هوا بودند
اما تیم دیگری از انگلستان اقدام به طولانیترین صعود قله اورست نمود. آنها تلاش خود را در ماه دسامبر از دریای شمال آغاز کردند
یک سگ بنام شیپتون تا کمپ دوم بالا رفت اما او را به سرعت به پائین بازگرداندند زیرا به تدارکات غذایی تیمها ناخنک میزد- رکورد صعود یک سگ گردنه جنوبی است که در سال نود و نه به ثبت رسید، البته وی با رفتن به سمت شمالی گردنه برای همیشه از نظرها محو شد
کریستین هریس با 15 سال سن به همراه پدرش ریچارد هریس برای صعود قله و تصاحب عنوان جوانترین فاتح قلل هفت قاره تلاش نمود که به توفیقی نرسید


پاکستان 2006


لیست درخواستهای قلل پاکستان در بهار و تابستان 2006

Wednesday، June 14، 2006

ماناسلو، مسیری نو

پلنت مونتین - این صعود بی شک یکی از برترین صعودهای بهار دو هزار و شش هیمالیا می باشد، گر چه اطلاعات زیادی از آن هنوز در دست نیست. صحبت از دنیس یوروبکو و سرگی ساموئیلوف است. دو کوهنورد صاحب نام و نام آشنای قزاق که موفق شدند مسیری نو را بر روی جبهه شمال شرق ماناسلو گشایش کنند. آنها صعود نهائی خود را در 4 می از ارتفاع چهار هزار و هفتصد متری کمپ اصلی آغاز کردند و کمپ نخستشان را در شش هزار متر برپا نمودند. روز بعد یعنی در 5 می در هوایی خراب تا 6500 متر بالا رفتند. در هفت می به برجهای یخی در ارتفاع هفت هزار و دویست و پنجاه متر رسیده کمپ نهائیشان را برپا کردند و در نهایت در 8 می توانستند بر فراز ماناسلو هشتمین کوه جهان به ارتفاع هشت هزار و صد و شصت و سه متر بایستند. گرچه آن دو در 25 آوریل توانسته بودند قله ماناسلو را از مسیر نرمال صعود کنند. اما صعود مسیر جدید این کوه در ادامه گشایشهای نوی آنها در هیمالیا صورت می گرفت. بدین ترتیب یوروبکو با این صعود به دوازدهمین هشت هزار متری خود دست یافت

Sunday، June 11، 2006

وطن یعنی همین جا ، یعنی ایــــــران

وطن یعنی دو دست از جان کشیدن
به سنگستان و دشتستان رسیدن

غار کریستال

Saturday، June 10، 2006

Asia's Highest Volcano


Everestnews - Mt Damavand ( 5671-metres ) lies only 100km from Tehran and is 75 km south of the Caspian sea. Damavand is Asia¹s highest volcano and has been dormant since recorded history. Fumaroles, and hot springs nearby testify to its present state. In the summer of 2006, prolific veteran mountaineer David Lim and Singapore resident Grant Rawlinson , will execute a two-step expedition to climb Damavand by its northeast ridge .................

Wednesday، June 07، 2006

فاتح بدون پا


فاتح بدون پا
زمانیکه مارک اینگلس به قله رسید ناگفته های زیادی داشت تا به همسرش بگوید. مارک کوهنورد 47 ساله نیوزلندی کسی که بیست و چهار سال قبل بر اثر حادثه کوهنوردی هر دو پایش را از دست داده بود رنجها و صدمات زیادی را متحمل شد تا در نهایت بگوید:



من توانستم
سر ادموند هیلاری نخستین فاتح اورست که هم اکنون 86 سال سن دارددر میان نخستین افرادی بود که برای مارک پیام تبریک ارسال نمود
همسر مارک در گفتگو با تلویزیون زلاند نو گفت: پاهای مارک در زمان صعود از جنس فیبر کربن مصنوعی بود. او همچنین از پاهای اضافی و همینطور ابزار یدک بهره میبرد.
واین الکساندر از همراهان مارک در زمان صعود اورست می گوید: مارک کاری بسیار چشمگیر انجام داد. من تاکنون انسانی با این طاقت و توان ندیده بودم. او که از کمپ اصلی پیشرفته صحبت می کرد افزود: پاهای مارک شبیه به فنر ماشین بود که حرکت میکرد. وی افزود: سرمای هوا 30 درجه زیر صفر بود، دوربینها یخ زده بودند ولی ما موفق به فتح قله در ساعت 9 صبح شدیم. الکساندر همچنین گفت در زمان بازگشت مارک بدلیل خستگی شدید و تحلیل قای جسمانی بسیار زجر کشید.
مارک انگلس بر روی قله در تماس تلفنی گفت: در مسیر صعود از کنار سنگی عبور کردیم. آنجا با جسد کوهنوردی روبرو شدیم که روز قبل بدلیل اشتباه در محاسبه زمان صعود و برخورد با تاریکی و سرما آنجا برای ابد آرمیده بود و این موضوع باعث شد تا ما هوشیارتر به سمت قله گام برداریم
دوستان مارک اجازه ندادند این قضیه خللی در عزم او برای فتح قله وارد نماید.
پس از این موفقیت خانم کلارک نخست وزیر زلاند نو گفت: رسیدن به قله اورست موفقیت بزرگی در زندگی است. اما برای مارک این امر می تواند بیش از یک موفقیت و رضایت قلبی باشد. مارک از کودکی آرزوی ایستادن بر فراز بام دنیا را داشته اما از دست دادن پاها این آرزو را به یاس تبدیل نموده بود.
خانم کلارک که خود کوه پیمایی میکند افزود: آقای اینگلس برای تمامی معلولین انرژی مثبتی ارسال نمود تا بدانند با داشتن همتی بلند دچار محدودیت نخواهند شدلازم به ذکر است پاهای مارک در سال 1982 بر اثر سرما زدگی بر روی کوه کوک قطع گردید. او مدت دو هفته بر روی این کوه گرفتار طوفان بود اما برغم زنده ماندن هر دو پایش را از دست داد. مارک دو سال قبل نیز توانسته بود کوه چوآیو 8201 متر ششمین قله مرتفه دنیا را فتح نماید. صعودی که میتوانست تمرینی مناسب برای فتح اورست بوده باشدمارک انگلس همچنین در پاراالمپیک معلولین سیدنی دو هزار موفق به کسب مدال نقره در رشته دوچرخه سواری معلولین شده بود.

منبع:

اولين فاتح بدون پاي اورست
اين مرد بااراده و نيرومند (مارك انگلس) نام دارد كه اهل
نيوزلند و 47 ساله است. اين كوهنورد مصمم توانست تقريبا در مدت 6هفته ارتفاع 8850 متري اورست را طي كرده و به قله برسد. (مارك) در سال 1982 به هنگام صعود به بلندترين قله نيوزلند به نام كك در يك گودال يخي سقوط كرد و مدت دو هفته در آنجا زنداني شد. پس از اين مدت گروه امداد او را پيدا كردند اما او در اين حادثه ساق‌ پاهايش دچار يخ‌زدگي سختي شده و پزشكان تشخيص دادند كه هر دو پايش بايد از زانو قطع شود. اين حادثه ابتدا تاثير بدي روي او گذاشت اما از آنجايي كه او به رشته كوهنوردي علاقه زيادي داشت پس از گذراندن دوره درمان، پراميد و با اعتماد به نفس كامل تصميم گرفت كار خود را ادامه دهد و سرانجام پس از گذشت 24 سال با كمك دو پاي مصنوعي و يك اراده آهنين توانست به بزرگ‌ترين آرزوي زندگي‌اش يعني فتح قله اورست دست پيدا كند و با غرور بر فراز آن بايستد. مردم نيوزلند براي تمجيد و بزرگداشت اين كار بزرگ جشن‌هايي را به پا كردند. مارك پس از اين پيروزي در حالي كه بدنش به شدت ضعيف و نحيف شده بود به بيمارستان منتقل شد. چندين قسمت بدن او دچار يخ‌زدگي سختي شده و زخم‌هاي عميق پيدا كرده بود و فشارها و سختي‌هاي مسير سبب شده بود 15 كيلوگرم كاهش وزن پيدا كند. انگشتان دستان او و سر زانوهايش به وضعيت بدي دچار كبودي و يخ‌زدگي شده‌اند تا جايي كه پزشكان بر اين عقيده بودند كه وي بايد سريعا مورد عمل جراحي قرار بگيرد و به احتمال زياد 5 انگشت دست او به همراه قسمت ديگري از پايش بايد قطع شود اما با وجود شنيدن اين خبر و دردها و جراحت‌هاي زيادي كه به مارك وارد شده بود، او از شادي در پوست خود نمي‌گنجيد او توانسته بود به بزرگ‌ترين روياي زندگي‌اش جامه عمل بپوشاند و ديگر هيچ چيز براي او مهم نبود. او در پاسخ به سوال خبرنگاران كه روي قله اورست چه احساسي داشتيد در حالي كه از شادي چشمانش برق مي‌زد و صورتش برافروخته شده بود، گفت: من بعضي وقت‌ها چشمانم را مي‌بندم و دوباره خود را روي قله مي‌بينم
ساعت 7 صبح بود و خورشيد تازه از پشت كوه بيرون آمده بود و با زيبايي خاصي به بام دنيا، اورست مي‌درخشيد. من با غرور روي آن ايستاده بودم و لذت مي‌بردم، اما در عين حال در برابر عظمت و بزرگي اين كوه احساس كوچكي و ناچيزي مي‌كردم. من آن لحظه به پايين قله نگاه كردم و به اين فكر مي‌كردم كه با وجود دردها و زخم‌هاي زيادي كه داشتم چگونه خود را به پايين قله برسانم. اما سرانجام پس از ده روز توانستم از قله به پايين برسم. من با كسب اين موفقيت به رضايت قلبي خوبي دست پيدا كرده‌ام و به همه معلولان دنيا ثابت كردم كه نقص‌عضو مانعي براي رسيدن به موفقيت‌هاي بزرگ نيست و آنها شايستگي هر كاري را دارند وي در ادامه مي‌گويد: من در حالي توانستم به اين موفقيت دست پيدا كنم كه متاسفانه همين امسال 14 نفر از كوهنوردان سالم و بدون نقص‌عضو جان خود را در راه صعود به اورست از دست دادند. او با اميدواري و اعتماد به نفس كامل مي‌گويد: من بدون پا توانستم چنين كار بزرگي انجام دهم، پس، از دست دادن چند انگشت براي من مشكل بزرگي نيست و من حتي با يك انگشت اشاره‌ام هم مي‌توانم به كار خود ادامه دهم شايد اگر اين واقعه براي هر كس ديگري اتفاق مي‌افتاد او را از زندگي نااميد مي‌كرد، اما او همان طور كه 24 سال پيش با وجود آن تصادف وحشتناك و از دست دادن هر دو پايش احساس بدبختي و نااميدي
حالا هم چنين احساسي را ندارد و هنوز هم مصمم است تا به موفقيت‌هاي ديگري دست يابد. البته صعود به قله اورست تنها موفقيت او نبود، او پيش از اين هم بين مردم سرزمينش، نيوزلند محبوب و مشهور بود. او در سال 2002 موفق به فتح بلندترين قله نيوزلند كك به ارتفاع 3754 متر شد و دو سال بعد در سال 2004 موفق شد به قله چواويو كه در مرز بين نپال و تبت با ارتفاع 8201 متر واقع است، صعود كند. از ديگر افتخارات وي بايد به مدال نقره مسابقات دوچرخه‌سواري بازي‌هاي پارا المپيك سيدني اشاره داشت. او با فتح اورست با پاهاي آهنين نشان داد كه از اراده‌اي فولادين برخوردار است
منبع

دهلیز لوتسه


دهلیز لوتسه
قسمت آخر
عینکم رامی زنم. در قسمت باریک دهلیز منتظریم تا حمید پائین برود، ناگهان سنگی بزرگ با فاصله ای کم از زیر پای یکی از بچه ها رها شد، فریاد "سنگگگگگگگگگگگگ" باعث شد تا حمید سرش را پائین ببرد.اما سنگ به کوله پشتی وی برخورد کرد و باعث شکستگی رگلاتورش شد. اکسیژن باقی مانده در کپسول به سرعت خارج شد تا کپسول کاملا خالی گردد. ارتفاع حدود هشت هزار و دویست متر بود و او مجبور بود ادامه راه را بدون اکسیژن طی کند. سایرین پائین می روند، ولی حمید آهسته تر در پیشان پائین می رفت. تنها من، حمید و لاکپا مانده ایم. از لاکپا خواستم تا پائین برود و گفتم من به همراه حمید خواهم آمد. او که سابقه ترک تیم در شب بازگشت از قله ماکالو را داشت می دانست اگر اینبار هم ما را رها کند سنم دندو کله اش را خواهد کند (بعدا سنم بهم گفت به شرپاها تاکید کرده حق ندارند قبل از سایر نفرات تیم پائین بیایند). قدری پائینتر می آئیم، ارتفاع حدود 8100 متر است، سرعتمان خیلی کند است و می دانستیم علتش خالی بودن کپسول حمید بود، برای کمک به او و سریعتر رفتن کپسول اکسیژنم را از کوله خارج کرده و در کوله پشتی حمید نهادم، ماسکم را هم بر روی صورت او قرار دادم. چند نفس عمیق کشید و به آرامی براه افتاد. دقایقی بعد حمید هم به سایرین ملحق شد و من خوشحال از اینکه جلوی کندی حرکت تیم را گرفته ام قصد حرکت نمودم، اما گویی بر زمین چسبیده ام. تازه متوجه شدم نداشتن اکسیژن در ارتفاعی که آنرا با اکسیژن صعود کرده بودم تاچه حدی می تواند مشکل ساز شود. ابتدا به آرامی شروع به سرخوردن روی برفها نمودم. و بعد با کمک طنابها آرام آرام خود را به کمپ 4 رساندم
سایرین در حال استراحت بودند و سنم اولین تبریکات را نثارمان کرد. اقبال از حمید و رضا که هنوزمقداری اکسیژن در کپسولهایشان داشتند خواست تا سریعتر راهی کمپ 2 شوند. محمد نیز در پی داود به آرامی پائین رفت. من و اقبال نیز در بین دو گروه راهی کمپ دوم شدیم، سنم و لاکپا نیز ماندند تا فردا صبح پس از جمع آوری کمپ 4 به پائین بازگردند. نزدیک نوار زرد گروهی را در حال پائین آوردن یک کوهنورد مصدوم که بسکت شده بود دیدیم، توانی برای کمک به آنها نداریم. به کمپ 3 رسیدیم ولی از ورود به داخل چادرها خودداری کردیم زیرا زمان زیادی تا غروب آفتاب نمانده بود. حمید و رضا سریعتر کمپ 3 را ترک کردند و من به همراه اقبال به آرامی در پیشان پائین رفتیم. محمد و داود هنوز نرسیده اند. داود بسیار خسته است و بعید است امشب از کمپ سوم پائینتر بیاید. ساعتی بعد و پیش از غروب خورشید پای بر فلات کم غربی نهادیم

شرپایی از تیم انگلستان با فلاسک چای منتظر برادرش می باشد، او دیروز اورست را فتح کرده و برادرش شرپایی است که به همراه پیرمرد باهامایی لوتسه را صعود کردند. برادر وی دقایقی بعد به پائین لوتسه فیس رسید و ما هم از چای همراهشان سهمی بردیم. اما اقبال بدلیل خالی بودن معده اش تنها دقایقی بعد همه چیز را پس داد. خسته به هم نگاه می کنیم. شرپاها دور می شوند، هوا نیز کاملا تاریک شده، به آرامی راهی کمپ دوم شدیم. جای پاها به سختی دیده میشود. چراغ قوه اقبال نیز کم سو است، منهم چراغی به همراه ندارم. دقایقی بعد میان چند شکاف بدنبال راهی برای نجات می گردیم. شکافهای این قسمت کم عرض ولی عمیقند. هرچه بیشتر تلاش میکنیم کمتر نتیجه می گیریم. به سمت بالا حرکت کردیم تا شاید به جای اولمان برسیم، ولی بی نتیجه بود






تنها راه نجات را در سرو صدا کردن یافتیم. چراغی در دوردست روشن شد وما به آرامی به سویش و پس از پریدن از روی چند شکاف خود را به محوطه ای صاف رساندیم. اینک بیش از یک چراغ به چشم می خورد. "ایندرا" آشپز کمپ دوم از چادر خارج شده و با شربتی گرم به استقبالمان می آید. در چادر کمپ 2 در کنار اقبال، حمید و رضا، هیچکدام نای غذا خوردن نداشتیم، ترجیح دادیم گرسنه وارد چادرهایمان شویم. نمیدانم چند دقیقه از بالا کشیدن زیپ کیسه خواب گذشته بود، گویی هنوز به خواب نرفته بودم که سوزش چشمها به سراغم آمد
. نمی دانستم شیرینی صعود به لوتسه چهارمین قله مرتفع دنیا را مزمزه کنم یا سوزش تلخ کور برفی را. با اینحال این تنها من نبودم که می نالیدم، گویی تمام کمپ 2 از سوزش چشم، سر درد یا معده درد مینالند. روز بعد در حالیکه دو عینک روی هم زده بودم، دست بر شانه دیگران خود را به کمپ اصلی رساندم تا جشن صعود را به همراه سایر اعضای تیم در کمپ اصلی برپا نمائیم

Tuesday، June 06، 2006

صعود سریع اورست


مونت اورست - کریستین استرانگل موفق به صعود اورست در مدت زمان 16 ساعت و چهل و دو دقیقه از کمپ اصلی پیشرفته جبهه شمالی گردید. این کوهنورد استرالیایی که از همکاری شرپاها در روز صعودش بی بهره بود در روز 25 می ساعت 5 بعد از ظهر کمپ اصلی را به قصد قله ترک نمود و در ساعت 9 و 42 دقیقه صبح روز بیست و شش می به قله رسید. وی بلافاصله از قله به پائین بازگشت و در مدت زمان 6 ساعت یعنی ساعت چهار و سی دقیقه به کمپ پیشرفته در ارتفاع حدود 6400 متر بازگشت

لازم به ذکر است در سال 1996 هنس کمرلندر کوهنورد بزرگ ایتالیایی برای نخستین بار از جبهه شمالی موفق به فتح سریع اورست در مدت زمان 17 ساعت گردید با این تفاوت که کمرلندر در بازگشت مسیر خود را از هفت هزار و هشتصد متر اسکی کرد و همچنین در کمپ 1 و 2 از کمک شرپاها بهره میبرد اما کریستین استرانگل بدون هیچ کمکی به قله رسیده و به پائین بازگشت. وی همچنین پیش از اورست موفق به فتح 6 قله تمام قاره ها شده بود و با فتح اورست به باشگاه فاتحان قلل مرتفع 7 قاره پیوست. کریستین قله البروز را در مدت 5 ساعت و 18 دقیقه از آزائو، کلیمانجارو را در پنج ساعت و 36 دقیقه از مسیر اومبو و آکانکاگوآ را در 4 ساعت و 25 دقیقه پلازا صعود کرده بود