
دهلیز لوتسه- قسمت چهارم
لوتسه شار برای نخستين بار در سال ۱۹۶۵ بوسيله گروهی از کوهنوردان ژاپنی هدف قرار گرفت. آنها برغم سقوط بهمنهای پی در پی تا ارتفاع ۸۰۰۰ متر بالا رفتند ولی دشوار بودن مسير و همراه نداشتن کپسول اکسيژن آنها را از صعود باز داشت.در۱۹۷۰ تيمی از کوهنوردان اطريشی توانستند با بهره گيری از تجربيات ژاپنی ها اين کوه دشوار را فتح نمايند.با اينحال دو قله مرکزی لوتسه تا سال ۲۰۰۰ هيچ صعود موفقی را به خود نديد و در اين سال تيمی از روسيه به سرپرستی "تيمو فيف" توانست از طريق گردنه جنوبی اورست ،با عبور از مسير صعود نشده يال شمالی به سمت قله اصلی و سپس حرکت به سمت چپ و به طرف قله ميانی پس از يافتن مسيری در جبهه کانشونگ و گذاردن بيش از ۱۰۰۰ متر طناب ثابت در روزهای ۲۳ ،۲۴ و ۲۷ می ۹ نفر از اعضايش را به قله برساند. ديگر قله فرعی لوتسه نيز با بهره گيری از تجربيات تيم سال۲۰۰۰ و درست سه سال بعد يعنی در ۲۰۰۳ توسط روسها فتح شد تا بدين شکل تمامی نقاط بالای ۸۰۰۰ متر دنيا جای گامهای انسان را لمس نمايند
.................................................
پیش از حرکت روسها به طرف قله آنها با سرپرست ما هماهنگ کرده بودند تا بتوانند از دو تخته چادر ما برای صعود استفاده کنند و قرار شد در بازگشت چادر 4 نفره تونلی خود را در کمپ باقی بگذارند تا ما از آن استفاده کنیم. البته نصب چادر روسها در محلی که شرپاهای ما کپسولهای اکسیژن را در برف چال کرده بودند موجب سرگردانی نفرات ما شده بود و بچه ها به گمان آنکه کپسولها مفقود شده یا کسی آنها را دزدیده باشد (قیمت بالای کپسولهای اکسیژن – هر کپسول حدود 300 دلار قیمت دارد- سبب تجارت خطرناکی در میان برخی سود جویان شده به شکلی که هر کپسول در مواقع اضطراری بر روی گردنه جنوبی اورست حتی تا هزار دلار فروخته می شود). از اینرو مفقود شدن کپسولها در این ارتفاع امری طبیعی می باشد!. بهر حال باتلاش "سنم" سردار تیم کپسولها پیدا شده و همه چیز ختم به خیر شد

ساعت 14 اولین شرپای تیممان از پشت تخته سنگ بالای کمپ 4 گذشته و خود را به چادرها رساند، " داوا" خبر صعود و موفقیت همه نفرات را آورد و گفت آنها به آرامی پائین می آیند. اقبال پس از کمی تلاش توانست با کمپ اصلی ارتباط برقرار کند. آقای آقاجانی در کمپ اصلی از صعود نفرات تیم به قله باخبر بود. ایشان توصیه های لازم را جهت استراحت، خوردن غذا و آمادگی برای صعود تیم دوم به آقای افلاکی نمود. در کنار چادرها شروع به خوردن چایی نمودیم که سنم آنرا درست کرده بود
سنم گلو درد دارد و می گوید:" بدلیل بیماری از همراهی شما به قله معذورم". او با نشان دادن لاکپا ادامه داد:" وی به همراه مینگما (که امروز به همراه گروه اول قله را صعود کرده و قصد صعود مجدد دارد) فردا شما را همراهی خواهند کرد". البته مینگما یکبار این کار را حدود 2 سال قبل در مانسلو انجام داده بود و توانسته بود به همراه تیمی از ژاپن دو بار به فاصله دو روز از کمپ سوم قله را صعود کند، ولی اینکه وی برغم توان بالای بدنیش باز هم قادر انجام چنین کاری باشد برایمان در ابهام است

کمپ 4 در سکوت به سر می برد و همه به اورست پر عظمت و انسانهایی نگاه می کنیم که همچون مور در دامنه آن بالا و پائین می روند. ساعت حدود 15 می باشد اما هنوز نفرات زیادی در اطراف قله جنوبی و قدمگاه هیلاری در تردد هستند
...... ادامه دارد