پنجشنبه ۲ فوریهٔ ۲۰۱۲

هیئت داوری کلنگ طلایی 2012

از 24 مارس 2012 مراسم بیستمین کلنگ طلایی دنیا در شامونی فرانسه و کورمایور ایتالیا آغاز خواهد شد.انتخاب بهترینهای سال 2011 توسط تیمی بین المللی از داوران صورت می گیرد.

-        مایکل کندی (ایالات متحده آمریکا)، رئیس کمیته داوری، سردبیر مجله آلپینیست است. وی علاوه بر نویسندگی دارای چند صعود شاخص در آلاسکا از جمله صعود مسیر Infinite بر روی کوه Foraker (5303m) در سال 1977، و دیوار
سایه در کوه هانتر (4442
m) در سال 1994 می باشد. او اولین صعود از مسیر شمال شرق آمادابلام در نپال و در فصل زمستان نپالی* را صورت داد و بخشی از تلاش فوق العاده بر روی یال شمال لاتوک 1 (7145m) در قرارقروم را در کارنامه دارد (این برنامه در 100 متری قله متوقف شد).
-        والری بابانوف دریافت کننده دو دوره کلنگ طلایی از روسیه/کانادا که در سال 1998 با مسیر جدید بر روی رخ غربی درو صاحب این نشان شده بود و در کارنامه خود لیستی طولانی از نخستین ها را دارد دیگر عضو هیئت داوری امسال به شمار می آید.
با اولین صعودانفرادی) در تاریخ گراندژوراس در سال 1999، صعود انفرادی مرو در سال 2001، صعود مسیر جنوب شرق نوپتسه در سال 2003. مسیر جدید بر روی چومولونزو در سال 2006 و صعود ستون شمال غربی ژانو در سال 2007 از فعالیتهای شاخص این کوهنورد مطرح به شمار می آید. وی در اوج توانمندی کوهنوردی جدی را ترک نمود و اینک یکی از شاخصترین حاضران مراسم کلنگ طلایی به شمار می آید.
-        آلبرتو اینوراگی کوهنورد شاخص اهل باسک و دهمین فاتح 14 قله 8000 متری و چهارمین انسانی است که بدون بهره گیری از کپسول اکسیژن مثنوعی موفق شد در مدت 10 سال و 7 ماه و 6 روز به این افتخار دست یابد. وی خود در دوازدهمین دوره مراسم کلنگ طلایی کاندیدای این عنوان بود. اینوراگی سال گذشته توانست به همراه خوآن والرو و مایکل زاوالتا سومین تراورس توده برودپیک را انجام دهد.
-        اینس پاپرت کوهنورد زن آلمانی از قهرمانان یخنوردی می باشد که در کارنامه خود صعود آزاد مسیر Pellissier Camillotto بر روی جبهه شمالی سیماگرانده را را دارد. صعود آبشارهای یخی در کانادا، صعود مسیر 7C + در کوه لوگان کانادا و مسیرهای مختلف چشمگیر در اسکاتلند است. او در سال 2009 صعود مسیری دشوار را در زمستان بر روی جبهه شمالی کوانگده در دره خومبو، و در سال 2011 مسیر یخی درجه بالایی را در قرقیزستان صورت داد.
-        یونگ لیو (چین) کاشف و کوه نورد از چنگدو در سیچوان است. او با سفر به ایالات متحده ضمن تحقیق فعالیتهای خود را ادامه داد و همچنین در سراسر آلپ، نپال و جنوب غرب آسیا به ماجاجویی پرداخت. لیو فارغ التحصیل از دانشگاه چنگدو بوده، در حال حاضر به عنوان راهنمای کوه فعالیت ​​می کند. او یک متخصص در زمینه بهداشت و تغذیه ارتفاع بالا است ، و جوانی است از  نسل جدید کوهنوردی.
-        الساندرو فیلیپینی (ایتالیا) یک روزنامه نگار از میلان است و برای مجلات توتواسپرت و گازتا کار کرده. او سالها به همراه رینهولد مسنر فعالیتهای او را بر روی قله 8000 متر فعالیت نمود. همچنین چندین فیلم مستند را در مورد فعالیتهای راینولد مسنر همراهی نمود و در مورد زندگی بزرگانی چون ریکاردو کازین و والتربناتی مطالب بسیاری را نگارش نمود.

زمستان نپال شامل ماه های دسامبر، ژانویه و فوریه می باشد. 

چهارشنبه ۱ فوریهٔ ۲۰۱۲

مون بلان 226 سال بعد

ما بین شامونی فرانسه و کورمایور در ایتالیا، رشته کوه مون بلان قرار دارد که دارای 21 قله با بیش از 4000 متر ارتفاع می باشند. مون بلان بلندترین قله آلپ است و زادگاه مسیرهای افسانه ای است و به نقطه عطف در تاریخ کوهنوردی تبدیل شده است. اغلب نوابغ کوهنوردی از این مکان به دنیا معرفی شده اند. مون بلان را پایتخت کوهنوردی دنیا می شناسند.
در سال 1786، ژاک بالمات و میشل گابریل پاکارد با تلاشی ستودنی مون بلان را فتح کردند و آغازگر تاریخ کوهنوردی بودند. آنها با ابتدایی ترین تجهیزات و لوازم روح ماجراجویی را در این کوه دمیدند و اینک 226 سال پس از آن حماسه شامونی و کورمایور در دو سوی مون بلان میزبان معتبرترین جایزه کوهنوردی دنیا، کلنگ طلایی می باشند. این مراسم نه تنها یک جشن که زنده نگاه دارنده روح کوهنوردی سبکبار به شمار می آید.
مراسم کلنگ طلایی 2012 انتخاب برترین صعودهای سال 2011 می باشد. در این سال کوهنوردی دنیا شاهد 88 صعود فنی بود که برای نخستین بار صورت می گرفت و173 کوهنورد از 20 ملیت مختلف ثبت کننده این صعودها بوده اند.
مجموع این صعودها گویای این واقعیت بود که کوهنوردی دنیا همچنان زنده، پویا و رو به جلو ی باشد.
لازم به ذکر است از 24 مارس 2012 مراسم بیستمین کلنگ طلایی دنیا در شامونی فرانسه و کورمایور ایتالیا آغاز خواهد شد.
منبع: سایت کلنگ طلایی

سه‌شنبه ۳۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲

پناهگاه ضرار


در گذشته ای نه چندان دور پناهگاهها و جان پناههای کوهستانی بویژه آنها که در مناطق کم تردد و یا دور دست قرار داشتند بیشتر مکانی بودند برای اسکان شکارچیان و یا گله داران و حتی محلی برای اسکان رمه و دام در زمانهای هوای خراب. این امر در مرحله نخست همراه بود با سوزاندن تختها و کف چوبی جان پناه توسط ساکنان ناآشنا با کوهنوردی و بعد برطرف کننده نیاز کوتاه مدت این افراد به شمار می آمد.
بانیان ساخت و ساز پناهگاهها برای جلوگیری از این تخریب با نامگذاری مکانهای مختص کوهنوردان و قرار دادن مناره نام حسینه و مساجد را بر روی این مکانها قرار می دادند تا از تخریب آن توسط شکارچی و چوپان و حضور دام در هوای خراب و یا فصول سرد جلوگیری نمایند. ضمن آنکه دریافت بودجه های دولتی برای ساخت پناهگاه و جان پناه در چنین شرایطی آسانتر به نظر می رسید. نمونه این امر را می توان در ضلع شمال غرب سبلان مشاهده نمود. 
بمرور و با چنین رویکردی گروهی سودجو نیز برای تصاحب مراتع و دامنه ها بهترین راه را هزینه ساخت مسجد دراین مکانها دیده و با نیتهای سودجویانه اقدام به چنین ساخت و سازهایی نموده و می نمایند. با این نیت که پس از ساخت گنبد و بارو و کمی هزینه و شناساندن خود به عنوان خیر بتوانند زمینها و منابع طبیعی را در اختیار گرفته و صنایعی نظیر تله کابین و پیستهای اسکی را در این مکانها دایر نمایند.
چنین مکانهایی جز تخریب و نابودی مراتع و دامنه ها چیزی به همراه نداشته و تاکنون شاهد سودجویی های بسیاری از این دست بوده ایم. 
دامنه های کوههایمان پر است از چنین ساخت و سازهایی که همراه با جاده سازی بوده و نه تنها خیری به کوهنوردان نمی رساند که بر گسترش سودجویی می افزاید.مکانهایی که در اکثر فصول سال بر روی کوهنوردان بسته اند و یا با هزینه بالا به علاقمندان کوهنوردی خدمات ارائه می دهند!
گوسفندسرای جنوبی دماوند
حسینه سبلان
تله کابین گنج نامه همدان
و دهها مورد دیگر از مکانهایی هستند که به نام خدمت و با نیت سودجویی ساخته شده و تنها موجب ضرر و زیان به کوهستان هستند.
به راستی راهکار جلوگیری از این سودجویی چیست؟

و بخوانید:

WHAT A DAY

سه‌شنبه ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۱۲

نامی برای بام دنیا


در سال 1377 و در مسیر کمپ اصلی اورست از شرپای همراه گروه ، پوربا پرسیدم:
"چندبار به قله اورست صعود کرده ای؟"
پوربا با تعجب پرسید: "اورست؟"
دوستانش به او گفتند: "منظور همان ساقاراماتاست"
پوربا پاسخ داد: "سه بار"
آنچه برایم جالب بود بی اطلاعی پوربا از نامی بود که اروپائیان بر قله نزدیک زادگاهش نهاده بودند و بر خلاف مردم محلی دره خومبو، در دنیا همگان بام دنیا را با آن نام، یعنی اورست می شناختند.


اما بد نیست از چگونگی طرح این نامها بیشتر بدانیم:

 قله‌  اورست‌  طبق‌ مساحي‌ فردي‌ به‌ نام‌ ژنرال‌ «اندرو وا» قله‌ شماره‌ 15 نامگذاري‌ شد، او اشاره‌ مي‌كرد كه‌ هيچ‌ نام‌ محلي‌ براي‌ اين‌ قله‌ وجود ندارد، هرچند تحقيقي‌ در اين‌ زمينه‌ صورت‌ نگرفته‌ بود و اين‌ به‌ زماني‌ بازمي‌گردد كه‌ مرزهاي‌ نپال‌ و تبت‌ به‌ روي‌ خارجيان‌ بسته‌ بود.
 وقتي‌ همه‌ به‌ دنبال‌ نامي‌ براي‌ قله‌ مي‌گشتند نام‌ اورست‌ براي‌ كوهنوردان‌ بريتانيايي‌ ثبت‌ شده‌ بود. تا قبل‌ از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌ اين‌ انگليسي‌ها بودند كه‌ تلاش‌هايي‌ را براي‌ رسيدن‌ و صعود اين‌ قله‌ انجام‌ داده‌ بودند. در دهه‌ 50 ميلادي‌ پس‌ از دريافت‌ مجوز صعود از سوي‌ تيم‌هاي‌ سوئيسي‌ و فرانسوي‌ نام‌ قله‌  اورست‌  به‌صورت‌ بين‌المللي‌ مورد استفاده‌ قرار گرفت‌.
شرپاها صاحبان هیمالیا
 سالهاي‌ بعد جستجو براي‌ يافتن‌ نام‌ محلي‌ مجدداً آغاز شد. بهترين‌ نامزد براي‌ اين‌ نام‌  چومولونگما  بود كه‌ با لهجه‌هاي‌ مختلف‌ تلفظ‌ مي‌شد. اين‌ نامي‌ بود كه‌ به‌طور رسمي‌ از سوي‌ مقامات‌ تبت‌ و در زمان‌ صدور مجوز براي‌ تيم‌ انگليس‌ در سال‌ 1921 در تمامي‌ اسناد مورد استفاده‌ قرار گرفته‌ بود و همچنين‌ از سوي‌ اعضاي‌ هيأت‌ انگليسي‌ در زمان‌ محاوره‌ با افراد محلي‌ استفاده‌ مي‌شد. اين‌ نام‌ به‌ معناي‌ «مادر الهه‌ سرزمين‌» بود و به‌نظر مي‌رسد كه‌ به‌ تمامي‌ گرانكوه‌  اورست‌  از شرق‌ تا غرب‌ شامل‌  اورست‌ ـ لوتسه‌ ـ نوپتسه‌  و ساير قلل‌ فرعي‌ اطلاق‌ مي‌شد نه‌ فقط‌ قله‌ اورست‌ به‌ تنهايي‌.
 هر چند اين‌ نام‌ در تبت‌ كشف‌ شد ولي‌ در منطقه‌ خومبوي‌ نپال‌ و مناطقي‌ كه‌ با تبت‌ مراوده‌ داشتند نيز مورد استفاده‌ قرار مي‌گرفت‌. جالب‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ تنسينگ‌ در زندگي‌نامه‌ خود گفته‌ است‌ كه‌ مادرش‌ معناي‌ اين‌ نام‌ را چنين‌ بيان‌ مي‌كند «قله‌اي‌ كه‌ چنان‌ بلند است‌ كه‌ حتي‌ پرندگان‌ نيز نمي‌توانند بر فراز آن‌ پرواز كنند» پس‌ از اشغال‌ تبت‌ بوسيله‌ چيني‌ها، نپالي‌ها از ترس‌ اينكه‌ آنها سعي‌ كنند كه‌ قله‌ را به‌ كشور خود ملحق‌ كنند به‌ دنبال‌ يافتن‌ نام‌ محلي‌ نپالي‌ براي‌ قله‌ گشته‌ و نام‌ ساگارماتا   به‌ معناي‌ «مادر آسمان‌» يا «مادر كهكشان‌» را از زبان‌ شرپاها براي‌ اين‌ قله‌ انتخاب‌ نمودند و اين‌ نامي‌ است‌ كه‌ اكنون‌ بر پارك‌ ملي‌كه‌ در منطقه‌ي‌ خومبو است‌ نهاده‌ شده‌ است‌  و چيني‌ها هم‌ نام‌ رسمي‌ چومولونگما را بر اين‌ قله‌ نهادند كه‌ اين‌ نام‌ بر مبناي‌ افسانه‌هاي‌ تبتي‌ ذيل‌ استوار است‌: كه‌ «Qomo» به‌ معناي‌ يكي‌ از پنج‌ الهه‌ زيبا با صورتي‌ از زمرد سبز است‌.
 هرچند علاقه‌ زيادي‌ وجود دارد كه‌ اين‌ نام‌ به‌عنوان‌ نام‌ رسمي‌ براي‌ اين‌ قله‌ نهاده‌ شود ولي‌ نام‌ اورست‌ است‌ كه‌ به‌عنوان‌ نام‌ سنتي‌ اين‌ قله‌ و تقريباً بدون‌ جايگزين‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد.